ازویکر

[اَ وی کِ] (اِخ) رجوع به تسویکر(1)و قاموس الاعلام ترکی شود.
(1) - Zwicker.


ازوینغله

[اَ وی لِ] (اِخ) اَزْوینگله. رجوع به تسوینگل(1) و قاموس الاعلام ترکی شود.
(1) - Zwingle.


ازه

[اَزْ زَ] (اِخ) یکی از شهرهای فارس. (معجم البلدان).


ازه

[اُ زِ] (اِخ)(1) یکی از دوازده پیغامبر غیراولی العزم اسرائیل.
(1) - Osee.


ازه

[اُ زِ] (اِخ) هُشِه آ. پادشاه اسرائیل از 730 تا 722 ق. م. که شلمانصر پنجم او را معزول کرد.


ازهاء

[اِ] (ع مص) ناز کردن. (منتهی الارب). تکبر کردن. || دراز شدن، چنانکه نخل. (منتهی الارب). || صاحب غورهء رنگین شدن خرما. (از منتهی الارب). || ازهاء بُسر؛ رنگ گرفتن غورهء خرما. (منتهی الارب). سرخ و زرد شدن غورهء خرما. (تاج المصادر بیهقی).


ازهاد

[اِ] (ع مص) اندازه کردن. (منتهی الارب). اندازه گرفتن چیزی را. || درویش گشتن. (زوزنی). درویش شدن. (تاج المصادر بیهقی). اندک مال شدن. || پرهیزکار شدن.


ازهار

[اِ] (ع مص) شکوفه بیاوردن نبات. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). ازّهار. شکوفه بیرون آوردن گیاه. (منتهی الارب). شکوفه برآوردن. || روشن کردن چراغ. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (غیاث اللغات). || ازهار نار؛ روشن گردانیدن آتش. (از منتهی الارب).


ازهار

[اَ] (ع اِ) جِ زَهر (دهار) و زَهره. (منتهی الارب). شکوفه ها. ج، ازاهیر.


ازهاف

[اِ] (ع مص) بدی انداختن. || قریب گردانیدن. نزدیک کردن: ازهف الیه الطعنه؛ نزدیک وی گردانید نیزه را. || دروغ آوردن: ازهف له حدیثاً؛ دروغ آورد برای او. || زیاده کردن خبر. سخن چینی کردن: ازهف الخبر؛ زیاده کرد در آن و دروغ گفت و سخن چینی کرد. || خوار...


ازهاق

[اِ] (ع مص) نیست کردن. (تاج المصادر بیهقی ). هلاک کردن. نیست و ناپیدا گردانیدن: ازهق الله الباطلَ. || پر کردن خنور را. (منتهی الارب). پر کردن اناء. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || درگذرانیدن تیر از نشانه. (منتهی الارب). تیر از نشانه ببردن. (تاج المصادر بیهقی). || بر گردن آوردن...


ازهام

[اِ] (ع مص) مغزدار شدن استخوان: ازهم العظم. (منتهی الارب).


ازهد

[اَ هَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از زهد. زاهدتر. پارساتر. || خوددارتر. بی بهره تر: ازهد الناس فی العالم اهله و جیرانه(1).
(1) - Nul n'est prophete dans son
pays.


ازهر

[اَ هَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از زاهر. روشن تر. (غیاث اللغات) (منتخب اللغات) (کنزاللغات) :
هست خورشید ازهر از انجم
تو ز خورشید ازهری ازهر.سوزنی.
|| (ص، اِ) روشن. (مؤید الفضلاء) (منتهی الارب). درخشان :
بروی پاک و رای نیک و فعل خوب و کار خوش
نظیر او ندانم کس چه در دنیا،...


ازهر

[اَ هَ] (اِخ) موضعی است بمسافت سه میلی طایف. عرجی گوید:
یا دار عاتکه التی بالازهر
او فوقه بقفا الکثیب الاعفر
لم الق اهلک بعد عام لقیتهم
یالیت أن لقاءَهم لم یقدر.
(معجم البلدان) (مراصد الاطلاع).
|| موضعی است بیمامه، در آن نخلستان و مزارع و آبهاست. (معجم البلدان).


ازهر

[اَ هَ] (اِخ) (جامع...) جامع مشهور مصر و آن نخستین مسجدی است که در قاهره تأسیس شده و قائد جوهر مولای المعزّ عبیدی به سال 359 ه . ق. که طرح قاهره را ریخت بنیاد آنرا در روز شنبهء سلخ جمادی الاولی آغاز کرد و در نهم رمضان سال 361...


ازهر

[اَ هَ] (اِخ) ابن جوزی بوسایطی از او در باب عمر بن عبدالعزیز روایت کند. (سیره عمر بن عبدالعزیز ص 153).


ازهر

[اَ هَ] (اِخ) ابن جمیل. ابن قتیبهء دینوری در عیون الاخبار بنقل از احمدبن الخلیل از او روایت کند. رجوع بعیون الاخبار ج 2 ص 30 شود.


ازهر

[اَ هَ] (اِخ) ابن خمیصه. صحابیست و از ابی بکر صدیق روایت دارد و ابن عبدالبر گوید: فی صحبته نظر. (تاج العروس).


ازهر

[اَ هَ] (اِخ) ابن رسته بن عبدالله، ابومحمد المُکتب اصفهانی، متوفی به سال 286 ه . ق. وی از محمد بن بکیر و سهل بن عثمان و سعدویه روایت دارد. ابونعیم اصفهانی بنقل از عبدالرحمن بن محمد بن سیاه و عبدالله بن محمد بن جعفر از ازهر دو حدیث از...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید