ازیاف

[اَزْ] (ع ص، اِ) جِ زَیف.


ازیاق

[اَزْ] (ع اِ) جِ زیق. (دهار).


ازیان

[اَزْ] (ع اِ) جِ زَین.


ازیان

[اِزْ زیا] (ع مص) آراسته شدن. (منتهی الارب).


ازیاندر

[اُ دِ] (اِخ)(1) اندره هزمان. حکیم الهی پرتستانی آلمانی، مولد وی قرب نورمبرگ (1498 - 1552 م.).
(1) - Osiander, Andre Hosemann.


ازیب

[اَ] (ع اِ) باد جنوب. (دستور اللغه). باد نکباء که میان صبا و جنوب وزد.


ازیب

[اَ یَ] (ع اِ) نشاط. (مؤید الفضلاء). شادمانی. (منتهی الارب). خوشوقتی. || باد جنوب، یا باد نکبا که میان صبا و جنوب وزد. (منتهی الارب). باد کژ که آنرا نکبا گویند. آن باد که میان صبا و جنوب آید. (مهذب الاسماء). و آن باد مهلک است. (مؤید الفضلاء). || خارپشت....


ازیب

[اَ] (ع ص) اَزِب. طویل. دراز.


ازیب

[اِ یَب ب] (ع ص) شدید. سخت: ازیب البأس. انّه لازیب البطش؛ او سخت گیر است. (منتهی الارب). || رکب ازیب؛ برمکان فربی. زهار کلان. (منتهی الارب).


ازیبه

[اِ یَبْ بَ] (ع ص) مؤنث ازیب. || زن بخیل.


ازید

[اَ یَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از زائد. بیشتر. زیاده تر. زائدتر. بسیارتر. بیش از :
نه معن زائده ای کز ید عطاده خود
ز معن زائده ای در عطادهی ازید.سوزنی.


ازیدا

[ ] (اِخ) معبدی در بابل قدیم که کوروش دستور تعمیر و آرایش آن داد. (ایران باستان ص 476).


ازیدبزید

[ ] (اِ) ارندبرند. رجوع به اختیارات بدیعی و اریدبرید و ارندبرند در همین لغت نامه شود.


ازیر

[؟زْ زی] (اِخ)(1) نام یکی از دوازده پسر یعقوب :
ز زلفا دو فرزند چون شیر بود
یکی جادیه، دیگر ازیر بود.
شمسی (یوسف و زلیخا).
(1) - Aser.


ازیرا

[اَ] (حرف ربط) اَزایرا. زیرا. برای این. از برای آن. (جهانگیری). از آن جهت. بدین سبب. بدین علت. لاجرم. لهذا. (برهان). علی هذا. بنابراین : اکنون ایشان ملک بکسی دیگر دادند، ازیرا که من [ بهرام گور ] غایب بودم. (ترجمهء طبری بلعمی).
بدو گفت من دخت ده مهترم
ازیرا چنین خوب...


ازیرا

[ ] (اِخ) شهرکیست بناحیت پارس از میان پسا و داراگرد، آبادان. (حدود العالم).


ازیراک

[اَ] (حرف ربط مرکب) ازایراک. زیراکه. از این رو که :
طاعت پیش آر و علم جوی ازیراک
طاعت و علم است بند و قید زمانه.
ناصرخسرو.
مر جان تو مرجان خدایست ازیراک
از حکمت و علم آمده مر جان ترا جان.
ناصرخسرو.
ما خود ز تو این چشم نداریم ازیراک
ترکی تو و هرگز نبود ترک وفادار.سنائی.


ازیراکجا

[اَ کُ] (حرف ربط مرکب)ازیراک. از این رو که :
پیامی رسانم ز هر دو رهی
بدان برز درگاه بافرهی
ازیرا کجا چشم آنشان نبود
که گفتار ایشان بشاید شنود.فردوسی.


ازیراکس

[اَ کُ] (اِ)(1) اَزیراکُن. حَرجول. حَرجُل (نوعی ملخ).
(1) - Asyracos.


ازیراکه

[اَ کِ] (حرف ربط مرکب)ازیراک. زیرا که. از این رو که. چونکه :
ازیرا که بی فرّ و برز است شاه
ندارد همی راه شاهان نگاه.فردوسی.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید