از

[اَ] (حرف اضافه)(1) زِ (مخفف آن). مِن. (منتهی الارب). عن :
اگر از من تو بد نداری باز
نکنی بی نیاز روز نیاز
نه مرا جای زیر سایهء تو
نه ز آتش دهی بحشر جواز
زستن و مردنت یکی است مرا
غلبکن(2) در چه باز یا چه فراز.ابوشکور بلخی.
نه آن زین بیازرد روزی بنیز
نه او را...


از

[اَزز] (ع مص) اَزاز. ازیز.(1) جستن رگ. جهش رگ. || سخت جوشیدن دیگ. بجوش آمدن. (منتهی الارب). برجوشیدن دیگ. (تاج المصادر بیهقی): ازت القدر. || بهم درشدن. (تاج المصادر بیهقی). || آمیختن با زن. || سخت دوشیدن ماده شتر. || آب ریختن. || جوشانیدن آب. || برانگیختن. برآغالیدن. بگناه دلالت...


از

[اَ] (اِ) آزاد. آزار. اَزدار. اَزّار. وازدار. نیل. سیخ. سُخ. سیاه دور.(1) و چانچو (شانه چوب) از این درخت کنند. و رجوع به ازادرخت شود.
(1) - Zelkova Crenata. Orme de
Siberie.
Zelkoua a feuille crenelee. Planere.


از

[اَ] (اِخ) موضعی در کیاکلا (ساری). (سفرنامهء مازندران و استراباد رابینو ص 121).


ازآء

[اِزْ] (ع مص) پر شدن شکم چندانکه گران شود و جنبش نتواند.


ازآر

[اِزْ] (ع مص) بانگ کردن و غریدن شیر. (منتهی الارب).


ازآف

[اِزْ] (ع مص) خسته را کشتن: اَزْأَفَ علیه. (منتهی الارب). اِجهاز. || گران و بیحرکت کردن انباشتگی شکم کسی را: اَزْأَفَ فلاناً بطنه. (منتهی الارب).


ازآم

[اِزْ] (ع مص) بکراهت بر کاری داشتن. بناخوش بر کاری داشتن کسی را: اَزْأَمَهُ علی الامر. (منتهی الارب). || فشردن آنچه در جراحت بود تا آنکه بچسبد پوست آن و خشک گردد خون بر آن. || دارو کردن تا به شود. (منتهی الارب).


از آن

[اَ] (حرف اضافه + صفت / ضمیر)مِنْهُ. از او. از وی :
زن پیر رفت و می آورد و جام
از آن جام فرهاد شد شادکام.فردوسی.
آن که برهم زن جمعیت ما شد یارب
تو پریشانتر از آن زلف پریشانش کن.؟
و رجوع به آن شود. || از آن کس. || من جمله. من ذلک...


ازآن

[اَ نِ] (ضمیر ملکی مرکب) ملکِ. مالِ : ازآن تو یا من یا اوست. منزلیست اندر وی خرگاه هاست ازآن خلخیان. (حدود العالم). و اندر نصیبین دیرهاست ازآن ترساآن. (حدود العالم). و غلامی ترک ازآن پسرش بسرای امیر آورده بودند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 122). بفرمای [ حصیری ]خازنان...


از آن باز

[اَ] (ق مرکب) از آن وقت. از آن زمان. من ذلک الزمان.


از آن پس

[اَ پَ] (ق مرکب) بعد. سپس :
دل و جنگ و کین را بیکسو نهاد
وز آن پس نکرد او ز پیکار یاد.فردوسی.
وز آن پس بزرگان شدند انجمن
ز آموی تا شهر چاچ و خُتن.فردوسی.
وز آن پس بدو گفت کز میمنه
سواران بسیار و پیل و بنه...فردوسی.


از آنجا

[اَ] (حرف اضافه + اسم) مِنْ ثَمَّ. || (حرف ربط مرکب) برای آن. بدان جهت :
مگر مار بر گنج از آنجا نشست
که تا رایگان مهره ناید بدست.نظامی.


از آنچم

[اَ چِ] مخفف از آنچه مرا :
زمین جز بفرمان تو نسپرم
وز آنچم تو فرمان دهی نگذرم.فردوسی.


از آنچه

[اَ چِ] (حرف ربط مرکب) بدان سبب. بدان جهت. بعلت آنکه : با قاضی شیراز هم بد بود از آنچه باری چند، امیر محمود گفته بود که قاضی را وزارت شاید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 407). و رجوع به زانچه شود.


از آن رو

[اَ] (حرف اضافه + صفت + اسم) از آن سو. از آن طرف :
هم آنگاه خسرو از آن رویِ کوه
پدید آمد از راه، دور از گروه.فردوسی.
|| (حرف ربط مرکب) از آن جهت. چون. زیرا.
- از آن رو که؛ چونکه. زیرا که.


از آن سان

[اَ] (ق مرکب) زانسان (مخفف). آن سان. همان گونه. آن قسم :
بر آن روی جیحون یکی رزمگاه
بکردیم زانسان که فرمود شاه.فردوسی.


از آنک

[اَ] (حرف ربط مرکب) مخفف از آنکه. زیرا که. بعلت آنکه :
بی زر و سیمی ای برادر از آنک
شوخ چشمیت نیست چون عبهر.سنائی.


از آن کجا

[اَ کُ] (حرف ربط مرکب) از آنکه. بعلت آنکه. بجهت آنکه. از برای آنکه :
تنم خمیده چو ذالست از آن کجا زلفت
بدال ماند و خالت چو نقطه بر سر ذال.معزی.
در و یاقوت من از همت و جود تو سزد
زان کجا همت و جود تو چو بحر است و چو کان.
؟...


از آنکه

[اَ کِ] (حرف ربط مرکب) زیرا که.بجهت آنکه. بعلت آنکه : و این بیابان را بیابان کرکسکوه خوانند از آنکه یکی کوهی است خرد اندر مغرب این بیابان که آنرا کرکسکوه خوانند. و این بیابان را بدان کوه بازخوانند. (حدود العالم).
بروز کرد نیارم بخانه هیچ مقام
ار آنکه خانه پر از...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید