ارمن

[اَ مَ](1) (اِخ) ارمنستان. ارمینیه. ارمنیه. ولایتی است از کوهستان آذربایجان و مولد شیرین مشهور آنجا بوده و ابریشم ارمنی منسوب بدانجاست. (برهان قاطع) (مؤید الفضلاء). سرزمین ارمنستان بین آذربایجان و قفقاز و آسیای صغیر. این نام در کتیبهء بیستون داریوش بزرگ بصورت اَرمینَ آمده. (ایران باستان ص 1452، 1571،...


ارمن

[اَ مَ] (حرف ربط + ضمیر) مخفف «اگر من» باشد در محاورات. (برهان) :
ای دل بهوای ارمن ار من باشم
خالی نکنم ز دل حزن زن باشم
وی چرخ اگر بحیله بیرون نکنم
گاو تو از آن خرمن خر من باشم.
طغرل سلجوقی.


ارمناز

[اَ مَ] (اِخ) شهرکیست قدیم از نواحی حلب، بین آن دو قریب پنج فرسنگ است و آنجا دیگ ها و کوزه های سرخ نیک سازند و ابوسعد گوید ارمناز از قرای بلدهء صور است و از بلاد سواحل شام. (معجم البلدان). و رجوع به ارمنازی شود.


ارمنازی

[اَ مَ] (ص نسبی) منسوب به ارمناز که دهی است از دهات شهر صور از بلاد شام و بدانجا منسوب است ابوالحسن علی بن عبدالسلام الارمنازی از فضلا و شعرای مشهور و پسر او ابوالفرج غیث و او حدیث بسیار سماع و جمع کرده است و از ابوالحسن الارمنازی، ابوالفضل...


ارمناک

[] (اِخ) قصبه ای است در سنجاق ایچ ایل از ولایت آتنه و مرکز قضا میباشد و در 125 هزارگزی شمال غربی مرکز لوای مسمی به سکفله، و در جهت چپ یعنی شمال نهر گوک صو سراشیبی بالغ به 120 گز دیده میشود و از طرف پایین رودی جریان دارد...


ارمنت

[اَ مَ] (اِخ)(1) خرّه ای است به صعید مصر، بین آن و بین قوص در سمت جنوب دو منزل راه است و از آن تا شهر اُسوان نیز دو منزلست. (معجم البلدان). نام شهری بمصر، بجنوب الاقصر. (رحلهء ابن بطوطه). دمشقی در وصف بلاد مصریه آرد: کوره ارمنت سبع قری....


ارمنج

[اَ مَ نِ] (اِخ) موضعی است در مازندران. (سفرنامهء مازندران و استرآباد رابینو ص 151 بخش انگلیسی).


ارمند

[اَ مَ] (ص) صاحب آرام. آرام گرفته. (برهان). و مؤلف برهان گوید: مخفف آرمیده مند است (!).


ارمنده

[اَ مَ دَ / دِ] (نف) آرمنده. اَرْمَنْد. آرام. ساکت. آرمیده. (آنندراج). آرام گرفته. (آنندراج). مخفف آرمیده بود. (جهانگیری). مقابل ارغنده (پرآشوب) :
گه ارمنده ای و گه ارغنده ای
گه آشفته ای و گه آهسته ای.رودکی.
کمان را بزه کرد بهرام گور
برانگیخت زان دشت ارمنده شور.فردوسی.
چه باید که ارمنده گیتی چنین
پرآشوب گردد...


ارمن ساکات

[] (اِخ) موضعی در جنوب قهقهه، در مسیر راه آهن عشق آباد.


ارمنستان

[اَ مَ نِ] (اِخ)(1) ارمن. ارمنیه. ارمینیه. (دمشقی). ناحیه ای در آسیای غربی که از جانب شمال به گرجستان و از مشرق به بحر خزر و از جنوب به درّهء علیای دجله و از مغرب به درّهء فرات غربی یا قره سو محدود است. این ناحیت اکنون در تصرف سه...


ارمنستان صغیر

[اَ مَ نِ نِ صَ] (اِخ)رجوع به ارمنستان و ارمنیّه شود.


ارمنستان کبیر

[اَ مَ نِ نِ کَ] (اِخ) رجوع به ارمنستان و ارمنیّه شود.


ارمنه

[اَ مِ نَ] (اِخ) شهری بزرگ است [ از ارمینیه ] و آبادان و با نعمت بسیار. (حدود العالم).


ارمنی

[اَ مَ] (ص نسبی، اِ)(1) منسوب بارمن. ارمینی. ارمنستانی. ارمن. مردی از ارمنستان. ج، ارامنه :
گفتم که ارمنی است مگر خواجه بوالعمید
کو نان گندمین نخورد جز که سنگله.
بوذر کشی.
نائرهء بیداد را بحدّی اشتداد داد که چند نفر هندو و ارمنی و مسلمان را در میدان نقش جهان اصفهان آتش افروخته...


ارمنی

[اَ مِ] (ص نسبی) منسوب به ارمینیه. (منتهی الارب). نسبت به ارمینیه اَرْمِنی است برخلاف قیاس بفتح همزه و کسر میم. (معجم البلدان ذیل کلمهء ارمینیه).


ارمنی

[اَ مَ] (اِخ) یکی از سرداران ایران بزمان یزدگرد سوم ساسانی در جنگ با عرب :
چو کلبوی طبلی و چون ارمنی
بجنگند با کیش آهرمنی.فردوسی.


ارمنیاق

[اَ مِ] (اِخ)(1)یکی از نواحی روم قدیم: و اما آن یازده ناحیت [ از روم ] که بر مشرق خلیج است نام وی این است: برقسیس، ابسیق، انطماط، سلوقیه، ناطلیق، بقلار، افلاخونیه، فیادق، خرشته، ارمنیاق، خالدیه، و هر یکی ازین ناحیتی است بزرگ با شهرها و دهها و حصارها و...


ارمنیانس

[] (اِخ) موضعی از ارمینیه بلسان روم و در عیون الانباء آمده که رومیان اهل آن بلد را تا آنگاه ارمن مینامیدند. (عیون الانباء ج 1 ص 78).


ارمنی باف

[اَ مَ] (ن مف مرکب)(جوراب...) مخفف ارمنی بافت. رجوع به ارمنی بافت شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید