ارغام

[اَ] (اِ) ارغا. (جهانگیری). ارغاو. ارغاب. ارغاف. جوی آب :
فرازش پر از خون چو کوه طبرخون
نشیبش ز اشکم چو ارغام(1) و آغر.
عمعق (از جهانگیری).
(1) - ن ل: ارغاب.


ارغامن

[اَ مُ] (معرب، اِ)(1) (معرب از یونانی) نام نوعی قرحه بر روی قرنیهء چشم. ارغامی.
(1) - Argemon.


ارغامونی

[اَ] (معرب، اِ) بیونانی قسمی از مامیثاست. (تحفهء حکیم مؤمن). بلغت یونانی نباتی است که بصورت مانند خشخاش صحرائی و برنگ نزدیک شقایق نعمان باشد و آنرا بشیرازی مامیثای سرخ گویند. برگ آنرا بر چشم ورم کرده ضماد کنند نافع باشد. (برهان قاطع) (فهرست مخزن الادویه). نباتی است که بشکل...


ارغامی

[اَ] (معرب، اِ) نام نوعی قرحه در چشم. رجوع به ارغامن شود.


ارغان

[اِ] (ع مص) گوش داشتن و قبول کردن سخن. (منتهی الارب). گوش بسخن کردن. || خورانیدن کسی را. (منتهی الارب). || در طمع انداختن. (کنزاللغات). || ارغان امر؛ آسان و سبک گردانیدن کار.


ارغان

[اَرْ رَ] (اِخ) ارجان. شهری است بناحیت پارس بزرگ و خرم و با خواسته و نعمت فراخ و هوائی درست. بروستای وی چاه آبی است که ژرفی وی همه جهان نتواند دانست و از وی مقدار یک آسیا آب برآید و بر روی زمین برود و از این شهر دوشاب...


ارغانزون

[] (اِخ) شهرکی است قدیم از قشتالهء اسپانیا. رجوع به حلل السندسیه ج 1 ص 330 شود.


ارغانون

[اُ] (معرب، اِ)(1) نام آلتی از آلات موسیقی یونانی و رومی مرکب از سه انبان بزرگ از پوست گاومیش کرده منضم به یکدیگر و بر سر انبان میانین انبان بزرگ دیگری وصل کرده و بر انبان سومی لوله های برنجین تعبیه شده و بر لوله ها سوراخها نهاده به نسبت...


ارغاو

[اَ] (اِ) جوی آب. (برهان). رودخانه. (اداه الفضلاء) (برهان). ارغا. (جهانگیری). ارغاب. (برهان). ارغاف :
ز عشق دو رُخ چون ارغوانت بر دو رخم
ز هر دو دیده دو ارغاو خون شده ست روان.
سوزنی.
روم شوم سوی کاسان دو دیده چون ارغاو
اگر نیائی ای ارغوان رخ از کاسان.سوزنی.


ارغب

[اَ غَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از رغبت. رغبت کننده تر. (آنندراج). راغب تر.


ارغج

[اَ غَ / غِ] (اِ) ارغچ. پتیاره ای است که بر هر درخت بپیچد خشک کند و آنرا سرندونونج نیز گویند. (جهانگیری). گیاهی است که بر درخت پیچد و گاه باشد که درخت را خشک کند و آنرا بعربی عشقه گویند. (برهان) پیچه. پیچک :
نهال قد من از عشق زرد...


ارغد

[اَ غَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از رغد. خوش آیندتر. مطبوعتر. || فراوانتر.


ارغداد

[اِ غِ] (ع مص) آسان و نادشوار بودن. || فراوان بودن. || با فراخی و خوشی زیست کردن.


ارغداق

[ ] (اِخ) ایلچی میرزا سیورغتمش در دربار دائمسک خان. (حبط ج 2 ص 403 و 404).


ارغده

[اَ غُ دَ / دِ] (ص) آرغده. (مؤید الفضلاء). غضبناک. خشمگین. (برهان). خشمناک. (شعوری). || صاحب حرص. (برهان). حریص. خداوند شره. (برهان). رجوع به آرغده شود.


ارغژ

[اَ غَ] (اِ) ارغچ. عشقه. عشق پیچان. (برهان). پیچک. رجوع به ارغج شود.


ارغژ

[اَ غَ] (اِ) نوعی از بازی باشد که دوشیزگان و دختران کنند و آن چنان است که بر سر دو پا نشینند و کفهای دستها را بر سر زانو بمالند و چیزها گویند و همچنان نشسته بر سر پاها برجهند و کفهای دستها را بر هم زنند. (آنندراج). ارغشتاک.


ارغس

[اَ غُ] (اِخ)(1) شهری بیونان (پله پونز)، نزدیک خلیج نُپ لی دارای 10500 تن سکنه و سکنهء آن را ارغیو(2) خوانند: قال ابومعشر فی المقاله الثانیه من کتاب الالوف ان بلده من المغرب کانت تسمی فی قدیم الدهر ارغس و کان اهلها یسمون ارغیوا. (عیون الانباء ج 1 ص 15)....


ارغش

[اَ غَ] (اِخ) ابن شهراکیم، از خاندان ملوک رستمدار. (حبط ج 2 ص 104).


ارغش

[ ] (اِخ) (امیر...) از امرای ملکشاه سلجوقی که بدست عبدالرحمن خراسانی (از پیروان حسن صباح) به سال 488 ه . ق. کشته شد.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید