ارعوفه

[اُ فَ] (ع اِ) ارعوثه. سنگی که گاه کندن در تک چاه گذارند. سنگی که گاه پاک کردن گل و لای چاه بر آن نشینند.


ارعوه

[اُ عُوْ وَ] (ع اِ) یوغ. و آن چوبی است که بر گردن گاو زراعت و گاو گردون گذارند.


ارعی

[اَ عا] (ع ن تف) نعت تفضیلی از رعایت. بارعایت تر. پاسدارنده تر.


ارغ

[اُ] (ص) بادام و پسته و فندق و نارگیل و گردکان و زردالو و امثال آن را گویند که درون آن تیز و تلخ و تند شده باشد. (جهانگیری) (برهان قاطع) (آنندراج). گردکانی که بدبو و بدطعم شده باشد و آنرا بتازی خنز گویند بفتح خای معجمه و کسر نون...


ارغ

[اَ رُ] (اِ) بادی که از گلوی مردم بخوردن طعام یا چیزی ناگوارا به آواز برآید. (مؤید الفضلاء). بادی است بدبو که از گلوی مردم در وقت امتلای معده برآید. آروغ. زراغن. گوارش. بادگلو. آجل. رجک. جشاء. آرغ. زروغ. روغ. وروغ.


ارغا

[اَ] (اِ) جوی. (جهانگیری). جوی آب. (برهان قاطع). ارغاو. ارغاب. ارغاف :
بر دو رخسارش دو ارغا زآب چشم
رفته از دست خیالش خواب چشم.
شاه داعی شیرازی (از جهانگیری).


ارغاء

[اِ] (ع مص) ببانگ و فریاد آوردن. (منتهی الارب). ببانگ آوردن اشتر. (تاج المصادر بیهقی). ببانگ آوردن شتر. (زوزنی). || ناقه دادن کسی را. (منتهی الارب). شتر ماده بکسی دادن. دادن اشتر. (تاج المصادر بیهقی). || کفک برآوردن شیر و سربستن آن. (منتهی الارب). کفک کردن شیر خوردنی. || ارغاء...


ارغاب

[اَ] (اِ)(1) جوی آب. رودخانه. (برهان) (آنندراج). ارغا. (جهانگیری) (برهان) :
فرازش پر از خون چو کوه طبرخون
نشیبش ز اشکم چو ارغاب(2) و آغر.عمعق.
ز هر دو دیده دو ارغاب(3) خون شده ست روان.
سوزنی.
آنکه از عشوه های او ارغاب
میدهد تشنه را فریب سراب.
سیف (از فرهنگ رشیدی).
(1) - در شرفنامه این لغت را...


ارغاب

[اِ] (ع مص) راغب کردن. (منتهی الارب). راغب گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). طالب گردانیدن. (منتهی الارب).


ارغاث

[اِ] (ع مص) شیر دادن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). ارضاع. || زدن بر رگهای شیر. || نیزه بر نیزه زدن کسی را. || شیردار شدن ماده.


ارغاج

[اَ] (اِ) اَرغاچ. تار و پود جامه و جز آن.


ارغاد

[اِ] (ع مص) به فراخ سال رسیدن. (منتهی الارب). عیش خوش کردن. (آنندراج). || خداوند عیش خوش شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || ستور را بر سر خود بچرا گذاشتن. (منتهی الارب). چاروا بچراگاه گذاشتن. || خداوند عیش خوش کردن. (زوزنی).


ارغاس

[اَ] (ع اِ) جِ رَغس.


ارغاس

[اِ] (ع مص) زیاده گردانیدن. زیاده کردن. برکت دادن: ارغسه الله مالاً؛ زیاده گرداند خدای مال او را و برکت دهد در آن. (منتهی الارب).


ارغاف

[اِ] (ع مص) تیز نظر کردن. تیز کردن نظر را. (منتهی الارب). نگریستن با جد و جهد. (آنندراج). || شتاب رفتن. (منتهی الارب). بشتاب رفتن. (آنندراج).


ارغاف

[اَ] (اِ) جوی آب. رودخانه. ارغا. ارغاو. ارغاب. رجوع به ارغا و ارغاب شود.


ارغال

[اَ] (ع اِ) جِ رُغل.


ارغال

[اِ] (ع مص) رویانیدن زمین گیاه رغل را: ارغلت الارض. (منتهی الارب). باسرمق شدن زمین. (تاج المصادر بیهقی). || شیر دادن. (تاج المصادر بیهقی): ارغلت المرأه ولدها. (منتهی الارب). || در غیر جای خود نهادن چیزی را. || نیک دانه آکنده شدن خوشه های کشت: ارغل الزرع. || گم شدن...


ارغالی

[اَ] (مغولی، اِ)(1) (کلمهء مغولی از ارگا بمعنی قلهء کوه) آرقالی. نامی است که مغولان بقوچ وحشی که در کوهستانهای جنوب سیبری یافت شود، دهند.
(1) - Argali.


ارغام

[اِ] (ع مص) بخاک رسانیدن. (غیاث اللغات). بخاک چسبانیدن. بخاک مالیدن. در خاک افکندن چیزی را از دست یا دهان. || خاک آلود کردن بینی کسی را. بینی کسی را بر خاک مالیدن: ارغم الله انفه؛ ای الصقه بالرغام؛ یعنی بخاک مالد خدای بینی او را. || خشم کردن بر:...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید