ارغاو
[اَ] (اِ) جوی آب. (برهان). رودخانه. (اداه الفضلاء) (برهان). ارغا. (جهانگیری). ارغاب. (برهان). ارغاف :
ز عشق دو رُخ چون ارغوانت بر دو رخم
ز هر دو دیده دو ارغاو خون شده ست روان.
سوزنی.
روم شوم سوی کاسان دو دیده چون ارغاو
اگر نیائی ای ارغوان رخ از کاسان.سوزنی.
ز عشق دو رُخ چون ارغوانت بر دو رخم
ز هر دو دیده دو ارغاو خون شده ست روان.
سوزنی.
روم شوم سوی کاسان دو دیده چون ارغاو
اگر نیائی ای ارغوان رخ از کاسان.سوزنی.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
