ارغنون زن

[اَ غَ زَ] (نف مرکب) نوازندهء ارغنون. آن که ارغنون نوازد. (آنندراج) :
همی راندم فرس را من بتقریب
چو انگشتان مرد ارغنون زن.منوچهری.
در کین سیاوش ارغنون زن
آن زخمهء درفشان فروریخت.خاقانی.
ز یونانیان ارغنون زن بسی
که بردند هوش از دلِ هر کسی.نظامی.


ارغنون ساز

[اَ غَ] (نف مرکب) صانع ارغنون. آنکه ارغنون سازد. || ارغنون نوازنده. آنکه ارغنون نوازد. ارغنون زن :
ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است
چون ازین غصه ننالیم و چرا نخروشیم.
حافظ.


ارغنه خاتون

[ ] (اِخ) بروایت صاحب مقدمهء ظفرنامه دختر ارتق بوکا ابن تولی خان و بقول مؤلف اولوس اربعه بنت نوراملجی گورکان. و به اتفاق مورخان ارغنه خاتون از قراهولاکو پسری صغیر داشت مبارکشاه نام، وی پنجمین از اولوس جغتای است که پس از شوهر خود، قراهولاکو (بار دوم) بحکومت رسید...


ارغنی

[ ] (اِخ) یا ارغنی معدن. یکی از ولایات سنجاق دیاربکر و آن از شمال به بتلیس و ارزنه الروم و از مغرب به خرپوت و از جنوب به حلب و از مشرق به دیاربکر محدود است. جانب شمالی آن کوهستانی و طرف جنوبی دشت است. در جنوب کوهی معظم...


ارغو

[اَ] (اِخ) رجوع به شمس الدین الپ ارغو شود.


ارغو

[ ] (اِخ) یکی از اجداد پیغامبر اسلام (ص). (از مجمل التواریخ و القصص ص 228). و ظاهراً مصحف رعو (جنات الخلود) یا ارغوا است. (تاریخ طبری).


ارغوا

[ ] (اِخ) ابن شانخ بن فالخ بن عابر (هود النبی). وی جدّ ابراهیم خلیل است. (تاریخ سیستان ص 42 و 43). و رجوع به ارغو شود.


ارغوا

[اَ رَ] (اِخ) ولایتی است از جمهوری فزویلا از آمریکای جنوبی، از نیکوترین و پرنعمت ترین ولایات جمهوری مزبور است. مساحت آن 230 هزار گز مربع است و عدد سکنهء وی 81 هزار تن و اراضی آن مشجر و از جملهء انواع اشجار آن، شجره البقره است که ارتفاع آن...


ارغوان

[اَ غَ] (اِ) درختی باشد بغایت سرخ و رنگین، طبیعت آن سرد و خشک است، اگر از بهار آن شربتی سازند و بخورند رفع خمار کند و چوب آنرا بسوزانند بر ابرو مالند موی برویاند و سیاه برآید و معرّب آن ارجوان است. (برهان). درختی است که شاخهای باریک دارد...


ارغوان

[] (اِخ) قریه ای است بزرگ در ولایت و سنجاق معموره العزیز، و آن در قضای گبان معدنی و در جنوب غربی فرات واقع است. (قاموس الاعلام ترکی).


ارغوان بار

[اَ غَ] (نف مرکب) بارندهء ارغوان. || خونبار:
چون غراب است این جهان بر من از آن زلف غراب
ارغوان بار است چشمم زان لب چون ارغوان.
مظفری.


ارغوان تن

[اَ غَ تَ] (اِخ) مریخ. (آنندراج) :
بالات، شجاع ارغوان تن
زیر تو عروس ارغنون زن.خاقانی.


ارغوان خد

[اَ غَ خَدد] (ص مرکب)سرخ چهره. معشوق گلعذار.


ارغوانی

[اَ غَ] (ص نسبی، اِ) منسوب به ارغوان. || گل سرخ. (آنندراج). || برنگ ارغوان. سرخ. (مؤید الفضلاء) (آنندراج). ارجوانی. فرفیری(1). فرفوری. فرفوریه. رنگی سرخ که به بنفشی زند. سرخی که بسیاهی زند. آتشگون. سرخ روشن. احمر ذریحی. سرخ ارغوانی. (منتهی الارب). احمر قانی. سرخ ارغوانی :
همه دل پر از...


ارغوریطیس

[اَ] (معرب، اِ)(1) المینیون، یعمل بالبلاد التی یقال لها اسبانیا من حجر یخلط بالرمل الذی یقال له ارغوریطیس. (ابن البیطار ذیل شرح کلمهء زنجفر).
(1) - Argyritis.


ارغوست

[] (اِخ) ناحیه ای است در ولایت سیواس و قضای نیکسار ملحق بسنجاق توقاد و آن در شمال قضا در حدود سنجاق جانیک واقع است. (قاموس الاعلام ترکی).


ارغوش

[] (اِخ) (امیر...) از امرای عهد سلطان سنجر سلجوقی. (حبط ج 1 ص 380).


ارغول

[ ] (اِ) کافور موتی(1). (تحفهء حکیم مؤمن) (فهرست مخزن الادویه). در بعض مآخذ ارغوک و ارغون هم آمده است.
(1) - چون کافور موتی را از دیگر انواع کافور امتیازی نیست، بنظر میرسد که اصل کافور مومی بوده است و آن موم کافوری و من قاطوس است که Spermacetiو Cetine...


ارغون

[اَ] (معرب، اِ) ارغن. (جهانگیری). ارغنون. (شعوری). مخفف ارغنون. (برهان). رجوع به ارغن و ارغنون شود. || (ص) اسب تند و تیز. (جهانگیری) (برهان). قسمی از اسپ تند و تیز. (رشیدی) :
چنان تاخت ارغون پولادسم
که در گنبد از گرد شد، ماه گم.اسدی.
هزار اسب دیگر بزرین ستام
از ارغون و از تازی...


ارغون

[اَ] (اِخ) بزبان ترک نام نوعی از ترکان باشد. (جهانگیری). نام قومی است از اتراک ترکستان. (شعوری). قبیله ای از ترکان. (رشیدی).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید