ارصان

[اِ] (ع مص) استوار کردن. (تاج المصادر بیهقی). محکم و استوار گردانیدن. (منتهی الارب). محکم کردن.


ارصان

[اَ] (اِخ) موضعی است بنی حارث بن کعب را. (منتهی الارب).


ارصح

[اَ صَ] (ع ص) مرد که دو ران نزدیک بهم دارد. || مرد لاغرسرین. (منتهی الارب). مؤنث: رَصْحاء. ج، رُصح.


ارصد

[اَ صَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از رصد. ارقب. چشم داشته تر :
انّی لامنُ من عدوّ عاقل
و اخاف خِلّاً یعتریه جنون
فالعقل فن واحد و طریقه
ادری و ارصد و الجنون فنون.


ارصع

[اَ صَ] (ع ص) لاغرسرین و ران. (منتهی الارب). آنکه گوشت اندک دارد بر کفل و ران. ارسح. (زوزنی). مؤنث: رَصْعاء. || طَعنٌ ارصع؛ که سنان فرورود در مطعون. (منتهی الارب).


ارصف

[اَ صَ] (اِخ) موضعی در حوالی سیستان. (حبط ج 2 ص 127).


ارصن

[اَ صَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از رصانت. استوارتر. محکم تر. رصین تر.


ارصوصه

[اُ صو صَ] (ع اِ) کلاه که بخربزه ماند. (منتهی الارب).


ارض

[اَ] (ع اِ) زمین. (منتهی الارب). زمی. غبرا. امّآدم. ام صبّار. ام عبید. ام کفاه. ابن حلاوه. || خاک. و آن مؤنث و اسم جنس است. (منتهی الارب). ج، ارضون، ارضین، ارضات، اُروض، اراضٍ، اراضی. (مهذب الاسماء). و بعضی ارض را جمع بدون واحد دانسته اند. (منتهی الارب). و رجوع...


ارض

[اَ] (ع مص) گیاهناک شدن زمین. || زکام گرفتن. مزکوم، زکام زده شدن. || موریانه زدن (چوب). ریونجه خورده شدن چوب. (تاج المصادر بیهقی). || ریمناک و فاسد شدن (قرحه). تباه شدن ریش. (زوزنی). تباه شدن جراحت به ریم. || پاک شدن. || پاکیزه شدن زمین. || در چشم خوش...


ارض

[اَ رَ] (ع اِ) خوره. واحد آن: ارضه. (مهذب الاسماء). موریانه. ریونجه.


ارض

[اَ رَض ض] (ع ص) نشسته که از جای نجنبد. (منتهی الارب).


ارضاء

[اِ] (ع مص) خشنود کردن. (تاج المصادر بیهقی) (مجمل اللغه). ترضیه. (مجمل اللغه). دادن چیزی که خشنود کند. (منتهی الارب). || اقناع.


ارضات

[اَ رَ] (ع اِ) جِ ارض.


ارضاض

[اِ] (ع مص) درنگی کردن. (منتهی الارب). درنگی شدن مرد. (تاج المصادر بیهقی). || آهسته و گران گردیدن. (منتهی الارب). || سخت دویدن. (منتهی الارب). || سطبر گردیدن ماست. ستبر شدن شیر. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). غلیظ شدن شیر و مثل آن. || بریده شدن شیر. (منتهی الارب). || روان...


ارضاع

[اِ] (ع مص) شیر دادن. (تاج المصادر بیهقی). شیر دادن زن. (منتهی الارب).


ارضاک

[اِ] (ع مص) فروخوابانیدن چشم را و بازگشادن. (منتهی الارب).


ارض اقدس

[اَ ضِ اَ دَ] (اِخ) لقب مشهد رضا علیه السلام: امام قلی میرزا را با شاهرخ میرزا به ارض اقدس آوردند و برادران را در مشهد مقدس، علیقلی خان مقتول و شاهرخ میرزا... مخفی در ارگ مشهد مقدس محبوس ساخته خبر قتل او را منتشر ساختند. (مجمل التواریخ ابوالحسن گلستانه...


ارض الجبل

[اَ ضُلْ جَ بَ] (اِخ) عراق عجم و آن ظاهراً همان جبال است که اصفهان و زنجان و قزوین و همدان و دینور و کرمانشاهان و ری باشد(1): صنف [ ابن سینا ]فی ارض الجبل بقیه کتبه. (تاریخ الحکماء قفطی ص 418 س 4). رجوع به جبل شود.
(1) - رجوع...


ارض الجزیره

[اَ ضُلْ جَ رَ] (اِخ)بین النهرین(1).
(1) - Mesopotamie.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید