ارشک
[اَ شَ] (اِخ) چهاردهم. رجوع به فرهاد چهارم شود.
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) چهارم. پادشاه اشکانی ایران. رجوع به فری یاپت شود. || پسر پاپ. سی وهشتمین پادشاه اشکانی ارمنستان بنا بنوشته های مورخین ارمنستان و نویسندگان رومی (378-379 م.). و بروایتی وی با وال ارشک (واگارشک) برادر خود به سال 382 م. بسلطنت رسید. (ایران باستان ص 2621 و...
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) دلیر. نخستین از پادشاهان اشکانی طبق نوشته های موسی خورنی و سبه اوس. رجوع به ارشک مؤسس خاندان اشکانیان و اشک و ارشک بزرگ و ایران باستان ص 2584 و 2599 و 2612 شود.
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) دوازدهم. رجوع به مهرداد سوم شود.
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) دوم. رجوع به تیرداد اول شود.
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) دهم. رجوع به سنتروک شود.
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) سوم اشکانی. رجوع به اردوان اول شود. || ارشک سوم. سی وپنجمین پادشاه ارمنستان (341-367 م.) موافق نوشته های مورّخین ارمنستان و نویسندگان رومی. رجوع به ایران باستان ص 2621 شود. || ارشک سوم دیران. یازدهمین از پادشاهان شاخهء دوم سلسلهء اشکانیان ارمنستان. وی در 341 م....
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) سیزدهم. رجوع به ارد اول شود.
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) شانزدهم. رجوع به ارد دوم شود.
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) ششم. رجوع به مهرداد اول شود.
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) کبیر. رجوع به ارشک بزرگ و ایران باستان ص 2585 و 2612 شود.
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) گیو. از اشکانیان ارمنستان. (نام های ایرانی تألیف یوستی ص 412) (ایران باستان ص 2423).
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) نوزدهم. رجوع به بردان شود.
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) نهم. رجوع به مهرداد دوم شود.
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) هشتم. رجوع به اردوان دوم شود.
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) هفتم. رجوع به فرهاد دوم شود.
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) هفدهم. رجوع به وُنُن اول شود.
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) هیجدهم. رجوع به اردوان سوم شود.
ارشک
[اَ شَ] (اِخ) یازدهم. رجوع به فرهاد سوم شود.
ارشکان
[اَ شَ] (اِخ) ارشگان بقول موسی خورنی مورخ ارمنی و سبه اوس. چهارمین پادشاه اشکانی، و منطبق است با فرهاد دوم و اردوان دوم. (ایران باستان ص 2585 و 2612).
