اردن

[اَ دَ / اُ دُن ن] (اِخ)(1) رودخانه ای نزدیک بدمشق. گویند مریم عیسی علیه السلام را در آن رودخانه شست. (برهان). نام رودی که دریاچهء طبریه را به بحیرهء لوط (بحرالمیت) پیوندد و آنرا الشریعه نیز نامند. (دمشقی). احمدبن الطیب سرخسی فیلسوف گوید: دو اردن است: اردن کبیر و...


اردن

[اَ دِ] (اِخ)(1) نجدی است پردرخت که قسم اعظم آن در ایالتی بهمین نام واقع است و به بلژیک امتداد یابد. نبرد اردن، در نخستین جنگ جهانگیر (20 - 24 اوت 1914 م.) در این موضع روی داد. مساحت این ناحیه 20021 میل مربع و هوای آن بارد و مرطوب...


اردنس

[اُ دُ نِ] (اِخ)(1) محرک شورشی بزمان اسکندر و اسکندر آنگاه که به کرمان شد (325 ق.م.) او را با خود برد. (ایران باستان ص 1863).
(1) - Ordones.


اردنگ

[اُ دَ] (اِ)(1) زخم با نوک پای از پشت به نشستنگاه کسی. تی پا. زُفکنه. زه کونی. شِلخته. سرچَنگ. اُمُکیسان. (منتهی الارب).
- اردنگ خوردن؛ تی پا خوردن. زهکونی خوردن.
- اردنگ زدن؛ تی پا زدن. زهکونی زدن. زفکنه زدن. شلخته زدن. سرچنگ زدن. لَطع. (منتهی الارب). کسع. اَسن.
(1) - Coups de...


اردنوچ

[ ] (اِخ) موضعی است در مغرب اردهان.


اردنی

[ ] (اِخ) چهارمین از خانان خوقند پس از عبدالکریم. رجوع بطبقات سلاطین اسلام ص 251 شود.


اردنی

[اُ دُنْ نی] (ص نسبی) منسوبست به اردنّ و جماعتی از علماء بدان منسوبند. (انساب سمعانی).


اردو

[اُ] (ترکی، اِ) مجموع سپاهیان با تمام لوازم آن که بجانبی گسیل دارند. مجموعهء قشون و لوازم او در سفر. (شعوری). لشکر پادشاهی. (غیاث اللغات) : و شما آنجا رسولان به اردو فرستید و شرط خدمت بجای آرید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 598). در مراجعت به اردوی قاآن با...


اردو

[اُ] (ترکی، اِ) (زبان...) نام زبانی که اکنون در پاکستان و هندوستان رایج است. اساس این زبان مختلط است. السنهء هند و آریائی و فارسی هیچیک نمیتوانند ایجاد زبان مزبور را بخود منحصر دانند. از جهت لغات و صرف و نحو، اردو از این دو زبان استفادهء بسیار کرده است...


اردو

[اُ] (اِخ) کرسی قضائی است بهمین اسم در لواء طرابزون و در آن عده ای خانه ها و دکانها و مخازن و یک حمام و دو جامع و شش مکتب است و آن در مغرب طرابزون بمسافت 45 ساعت راه بری و 85 میل بحری واقع است. قضاء اردو دارای...


اردو

[اُ] (اِخ) قصبهء کوچکی است در سنجاق جسر شعور ولایت حلب. (قاموس الاعلام ترکی). و آن در عهد ابوالمظفر صلاح الدین یوسف تخریب شد. (حبط ج 1 ص 406).


اردوآباد

[اُ] (اِخ) موضعی است بمشرق جلفا. رجوع به اردوباد شود.


اردوال

[اَ دُ] (اِخ) شهرکی است بین واسط و جبل و بلاد خوزستان و در آن مزارع بسیار(1) و خیرات است و آنرا اردوان بنون هم آورده اند. (معجم البلدان).
(1) - در مرآت البلدان این جمله بنقل از یاقوت چنین ترجمه شده: چند زیارت گاه (مزار) دارد!


اردوان

[اَ دُ] (اِخ) رجوع به اردوال (شهرک) شود.


اردوان

[اَ دَ] (اِخ) ارتبان(1). ارته پان. نام عده ای از ایرانیان باستان و از آن جمله پنج تن از شاهان اشکانی(2) و نام پادشاهی بوده از نسل گشتاسب. (برهان قاطع). رجوع به اردوان اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم و غیره شود. این نام مرکبست از ارته...


اردوان

[اَ دَ] (اِخ) پسر وشتاسپ پسر ارشام هخامنشی و او برادر داریوش اول و عم خشیارشاست. (ایران باستان ص 708، 711، 713، 1625).


اردوان

[اَ دَ] (اِخ) رئیس قراولان مخصوص خشیارشا، شاهنشاه هخامنشی. وی در سال 466 ق.م. کنگاشی بر ضد شاه ترتیب داده خواجه ای را میتری دات (مهرداد) نام در آن داخل کرد. کتزیاس نام این خواجه را اسپاتامیترس(1) نوشته است. اردوان بدستیاری خواجهء مزبور شب وارد خوابگاه خشیارشا شده او را...


اردوان

[اَ دَ] (اِخ) عموی فرهاد دوم که در جنگ با یوئه چی ها از پا درآمد. (ایران باستان ص 2088).


اردوان

[اَ دَ] (اِخ) سکه ای در عراق عجم بدست آمده از اردوان نامی با این نوشتهء منقوش: آراق ملکو، یعنی پادشاه عراق. (ایران باستان ص 2680).


اردوان

[اَ دَ] (اِخ) یکی از نوکران میرزا اسکندر در شیراز که میرزاابراهیم سلطان تیموری آنان را بند کرده مصحوب معتمدی به خراسان روانه گردانید و بندیان در خان حبش موکل خود را به قتل رسانیده به کندمان شتافتند و نزد میرزابایقرا شدند. (حبط ج 2 ص 192).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید