اردوله

[اَ لَ / لِ] (اِ مرکب) آشی است مانند کاچی و آنرا از آرد میده پزند. (برهان قاطع). طعامی است مانند کاچی که بعربی سخینه گویند و مردم درویش میخورند. (شمس اللغات). آردوله. آردهاله.


اردومنیش

[اَ مَ] (اِخ) (بمعنی راست منش)(1) اردومنش. پسر وَهوکَ پارسی. داریوش در کتیبهء بیستون ستون چهارم بند هیجدهم نام او را در ردیف اشخاصی که با او همدست بودند یاد کند. (ایران باستان ص 534 و 952). هرودوت او را «آسپاتی نس» و کتزیاس وی را «نوردن دابات» نامد. (ایران...


اردونیا

[اُ] (اِخ) شهری است در اسپانیا از اعمال اَفا و آن در وادیی جمیل بر کنار نهر نرویون در 22 میلی شمال غربی ویکتوریا واقع و سورهای عربیهء مغربیه با قلعه ها بر آن محیط است و در آن بیمارستانی است و در اطراف آن موستان های بسیار است که...


اردوهشت

[اَ وَ هِ] (پهلوی، اِ) پهلوی اردی بهشت. (ایران در زمان ساسانیان ترجمهء یاسمی صص 101-110). و رجوع به اردی بهشت شود.


اردوی

[اَ دَ] (اِخ)(1) شهری است تجاری در بلژیک، واقع در فلاماندر غربی، دارای 7000 تن سکنه و صناعت آن قماش های کتانی و شمع است.
(1) - Ardooie.


اردوی سوره

[اَ رِ رَ] (اِخ) (از: ارد اوستائی، به معنی بالا برآمدن و منبسط شدن و افزودن و بالیدن و اردوی بقول بارتولمه بمعنی رطوبت و نمناکی است + سوره،قوی و قادر) صفت است برای ایزد اناهیته (ناهید). رجوع شود به یشتها تألیف پورداود ج 1 صص 158-176 و ایران در...


اردویل

[اَ دَ] (اِخ) اردبیل: اردویل، قصبهء آذرباذگانست شهری عظیم است و گرد وی باره است و شهری سخت بسیارنعمت بود. اکنون کمتر است و مستقر ملوک آذرباذگان است و از وی جامه های برد و جامه های رنگین خیزد. (حدودالعالم). در شاهنامهء طبع ژول مُل این کلمه بجای اردبیل آمده...


ارده

[اَ دَ / دِ] (اِ) کنجد کوبیده. کنجد آردشده که روغن آن نگرفته اند. کنجد آسیاکرده که روغن آن نگرفته باشند. (بحر الجواهر). کنجد پوست گرفتهء سائیده با روغن. نان خورش که از کنجد سازند و با شیره و یا عسل مخلوط کرده با نان خورند. کنجد را در آسیای...


ارده

[اَ دَ] (پهلوی، ص) تندرو. تیزرو. || دلیر : نبیند کس مر آن نامخواست هزاران را که آید و رزم توزد و گناه کند و بکشد آن پت خسرو، اردهء مزدیسنان [ دلیر مزدیسنان ]برادرت را. (یادگار زریران ترجمهء بهار مجلهء تعلیم و تربیت سال پنجم).


اردهال

[اَ دِ] (اِخ) از بلوکات قم در جنوب جاسب در ناحیهء کوهستانی مغرب کاشان. شامل نه قریه. جمعیت 3600 تن. مرکز آن مشهد است. (جغرافیای سیاسی تألیف کیهان ص 394 و 396).


اردهالجه

[اَ لَ جَ] (معرب، اِ مرکب)معرب آردهاله و اردهاله.


اردهاله

[اَ لَ / لِ] (اِ مرکب) طعامی است مانند کاچی که در ایام قحط از آرد پزند و او را تاله و ارتاله و ارداله نیز گویند و بعربی سخینه گویند. بیشتر مردم فقیر میخورند. (شمس اللغات). آردهاله. آردوله. اردوله.


اردهان

[اَ دَ] (اِخ)(1) آردهان. (قاموس الاعلام ترکی). کرسی قضائی است در لواء جلدر، از ولایت ارزروم. موقع آن بر کنار نهر کور، بین 41 درجه و 20 دقیقهء عرض شمالی و قریب 40 درجه و 30 دقیقهء طول شرقی، در 18 ساعته راه از مرکز لواء و در حدود 40...


ارده ای

[اَ دَ / دِ] (ص نسبی) منسوب به ارده. برنگ ارده.


ارده جان

[اَ دَ] (اِخ) نام محلی کنار راه رشت به آستارا میان چهارشنبه بازار و پرسر، در 75000 گزی رشت.


ارده حلوا

[اَ دَ / دِ حَلْ] (اِ مرکب) رهشه. رهشی. حلواارده. رجوع به ارده شود.


ارده خاتون

[اَ دَ] (اِخ) بنت ترمشیرین خان و مادرزن امیرحسین معاصر امیرتیمور. رجوع به حبط ج 2 ص 129 شود.


اردهء خرما

[اَ دَ / دِ یِ خُ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) چکان خرما یعنی مالیده. (شمس اللغات) (شعوری از شرفنامه).


ارده دوشاب

[اَ دَ / دِ دو] (اِ مرکب)چکانی است یعنی مالیده ای که از آرد سازند و با دوشاب میخورند. (شمس اللغات).


ارده شاهی

[اَ دَ / دِ] (اِ مرکب)(1)خرشوف. جناح الطیر. کنگر فرنگی.
(1) - Artichaut. لغویین فرانسه، کلمهء ارتیشو را مشتق از کلمهء لاطینیه ایتالیایی articioco و آنرا هم مشتق از کلمهء اسپانیائی alcachofa و آنرا مأخوذ از کلمهء عربی الخرشوف دانسته اند لکن این تجشمی است چه شباهت کلمهء ارتیشو با ارده...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید