اخلکندو

[اَ لَ کَ] (اِ) چیزی باشد از مس یا چوب ساخته، سر گرد و دستهء کوچک داشته باشد و سنگ ریزهء بسیار در اندرون او تعبیه کرده، چون او را بجنبانند آوازی دهد و بدست طفلان دهند تا بدان مشغول شوند. (اوبهی). بازیچه ای باشد اطفال را و آن چنانست...


اخلکنده

[اَ لَ کَ دَ / دِ] (اِ) اخلکندو. اخککندو.


اخلمد

[اَ لَ مَ] (اِخ) (بند...) سدی بخراسان.


اخلور

[اَ] (اِ) خرنوب نبطی باشد و آن میوه ایست سرخ بسیاهی مایل، بشکل گردهء گوسفند و آنرا بشیرازی گورز گویند و آن میوهء کبر باشد، با سرکه پرورده کنند و خورند. (برهان) (آنندراج).


اخلوس

[اَ] (اِخ)(1) نام پهلوانی یونانی که بسرعت مشی مشهور بوده است. اخیلوس.
-مسئله الاخلوس و السلحفاه(2).؛ رجوع به اخیلوس شود.
(1) - Achille.
(2) - Question ou argument d'Achille et la tortue.


اخلوقه

[اُ قَ] (ع اِ) دروغ. کذب. جعل. یقول الحافظ ابومحمدبن حزم الظاهری فی کتاب نقط العروس: اخلوقه لم یقع فی الدهر مثلها فانه ظهر رجل یقال له خلف الحصری بعد نیف و عشرین سنه من موت هشام بن الحکم المنعوت بالمؤید و ادعی انه هشام فبویع و خطب له علی...


اخلومد

[] (اِخ) از نواحی خراسان دارای معدن مس.


اخله

[اَ خِلْ لَ] (ع اِ) جِ خلیل. دوستان. (دهار). || جِ خِلال. (زمخشری). آنچه بدان سوراخ کنند. چوبهای خلال دندان. || ججِ خِلّه، بمعنی نیام شمشیر پوست پوشانیده و هر بطانه که نیام شمشیر را پوشانند و روده که بر سرهای کمان برگشته باشد و پوست با نقش و نگار....


اخله

[اَ خُلْ لَ] (ع اِ)(1) بلغت مصری گیاهی است. بستیناج. حَسَک.
. (ابن بیطار)
(1) - Ammi majus du Forskal.


اخله

[اَ خَلْ لَ] (اِخ) موضعی بدیار رُعین یمن، بنام اخله بن شرحبیل بن الحارث بن زیدبن یریم ذی رعین. رجوع به ضمیمهء معجم البلدان ص165 شود.


اخلی

[اَ لا] (ع ن تف) نعت تفضیلی از خلو و خلاء. خالی تر.
- امثال: اخلی من جوف حِمار؛ قالوا هو رجل من عاد و جوفه وادٍ کان یحله ذوماء و شجر فخرج بنوه یتصیدون فاصابتهم صاعقه و اهلکتهم فکفر و قال لااعبد رباً فعل ذا ببنیّ. ثم دعا قومه الی...


اخلیاء

[اَ] (ع ص، اِ) جِ خلیّ. مردان خالی از غم و فارغ و بری.


اخلیج

[اِ] (ع ص) اسب جواد نیک رو. || (اِ) نام گیاهی است.


اخلیلاء

[اِ] (ع مص) مداومت کردن بر خوردن شیر.


اخلیلاق

[اِ] (ع مص) کهنه شدن. (زوزنی).
-اخلیلاق ثوب؛ کهنه شدن جامه.
|| اخلیلاق سحاب؛ برابر شدن و سزاوار باران گردیدن آن. || اخلیلاق رسم؛ محو و برابر زمین شدن آن. || اخلیلاق متن فَرَس؛ املس گردیدن آن.


اخم

[اَ] (اِ) چین و شکنج که بر رو و پیشانی افتد. (بهار عجم). چین پیشانی و ابرو. (غیاث اللغات) :
میکند نازک دلان را صحبت بدخو ملول
فرد را(1) چین بر جبین از اخم روی مسطرست.
ملاطغرا.
- اخم کردن؛ قطب. تقطیب. آژنگ افکندن میان دو ابروی و ترش کردن روی. خشم گرفتن. عُبوس.
(1)...


اخماد

[اِ] (ع مص) اخماد نار؛ آتش فرونشاندن. (تاج المصادر بیهقی). فروکشتن آتش. فرونشاندن زبانهء آتش. || آرمیدن. خاموش شدن.


اخمار

[اِ] (ع مص) پنهان گردیدن. نهان گشتن. || پنهان و پوشیده گردانیدن. پوشانیدن. پنهان کردن. || عطا کردن چیزی کسی را یا مالک آن چیز گردانیدن او را. || در دل گرفتن امری را. || کینه ور گردیدن. || داخل شدن. || خمیر کردن عجین را. || اخمار ارض؛ بسیارخَمَر...


اخماس

[اِ] (ع مص) پنج شدن. || خداوند شتران خمس شدن. || پنجم بآب آمدن اشتر. (تاج المصادر بیهقی). || در بیت ذیل سنائی این صورت آمده است و مکسور یا مفتوح بودن همزهء آن نیز معلوم نیست ظاهراً از اصطلاحات تجوید یا نقطه و شکل است :
به اخماس و به...


اخماس

[اَ] (ع اِ) جِ خُمس. پنج یک ها.
- اخماس غنائم؛ خمسها که از غنائم دهند.
- اخماس معادن؛ خمسی که بصدقه از حاصل معادن دهند.
|| هما فی بُرْدَهٍ اخماس؛ نزدیک یکدیگر و مجتمع و با هم دوستند، یا فعل هر دو یک است که از آن با هم متشابه میشوند گویا...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید