اخلاطی

[اَ] (اِخ) محمد بن علی. رجوع به محمد بن علی اخلاطی شود.


اخلاطی

[اَ] (اِخ) محیی الدین. از علمای معاصر هلاکوخان. وی در بناء رصد خواجه نصیر را امداد کرد. (حبط ج 2 ص36).


اخلاع

[اِ] (ع مص) اخلاع سُنبل؛ دانه بستن خوشه. || اخلاع عضاه؛ برگ برآوردن آن. || اخلع القوم؛ یافتند قوم عضاه را که برگ آنها نمی افتد.


اخلاف

[اِ] (ع مص) بوی گرفتن دهان چنانکه از روزه. بوی دهن متغیر شدن. بوی دهن بگردیدن. (تاج المصادر بیهقی). || بوی دهن برگرداندن. (زوزنی). || خلیفه شدن: اخلف ربه فی اهله خلافهً؛ خلیفه شد بر آنها. (کذا فی منتهی الارب). (ظاهراً خلف مجرد بدون همزهء افعال صحیح باشد بقرینهء آنکه...


اخلاف

[اَ] (ع ص، اِ) جِ خَلَف. جانشینان. بازماندگان. پس ماندگان. اعقاب. بازپسینان. پس روان. از پس چیزی آیندگان. جِ خَلَف بفتحتین باشد، بمعنی فرزند صالح که بعد موت پدر خود بصلاحیت مانده باشد. و جمع خَلْف بفتح خاء و سکون لام، بمعنی فرزند غیرصالح خُلوف می آید بضمتین و گاهی...


اخلاق

[اِ] (ع مص) کهنه شدن. کهن شدن. || کهنه کردن. (زوزنی). || کهنه پوشانیدن. (تاج المصادر بیهقی). جامهء کهنه پوشانیدن. || نسو کردن. (تاج المصادر بیهقی). || اخلاق دیباجه؛ اذلال.


اخلاق

[اَ] (ع اِ) جِ خُلق. خویها : بعثت لاتمم مکارم الاخلاق (حدیث)؛ برانگیختند مرا به پیامبری تا کامل کنم مکارم اخلاق را. قرقرخان، ناحیتی است از کیماک و مردمانش اخلاق خرخیزیان دارند. (حدود العالم). اگر بیند خان ما را بدین اجابت کند چنانکه از بزرگی نفس و همت بزرگ و...


اخلاق

[اَ] (ع اِ)(1) (علم ال ....) دانش بد و نیک خویها. یکی از سه بخش فلسفهء عملیه، و آن تدبیر انسان است نفس خود را یا یک تن خاص را. مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: علم اخلاق عبارتست از علم معاشرت با خلق و آن از اقسام حکمت عملیه است...


اخلال

[اِ] (ع مص) خلل آوردن. خلل و رخنه کردن. خلل رسانیدن. (مؤید الفضلاء). زیان رسانیدن: اخلال در معنی. اخلال بمقصود. اِخلال به وزن: تاء دوست و داشت و گوشت و دال جمع و امثال آن نزد قدماء اخلال در وزن نکند.
- اخلال بنظم کردن؛ بر هم زدن نظم.
- اخلال در...


اخلال

[اَ] (ع اِ) جِ خِلّ. دوستان.


اخلام

[اَ] (ع اِ) جِ خِلم. دوستان. یاران. || خانه های آهوان.


اخلامور

[اَ] (اِ)(1) زیرفون. نرمدار. گاوکُهُل. پالاد. پالاس. رجوع به زیرفون شود.
(1) - Tilleul. Tilia rubra.


اخلج

[اَ لَ] (ع اِ) رَسن.


اخلص

[اَ لَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از خلوص. خالص تر. بی آمیغ تر.


اخلف

[اَ لَ] (ع ص، اِ) چپه دست. (منتهی الارب). || احول. (منتهی الارب). || کم عقل. گول. || سیل. || مار نر. || شتر بکرانه میل کننده. || آن اشتر که دوشش بر یکسو چسبیده باشد. (تاج المصادر بیهقی). شتر که دوشش بر یک سو چسبیده بود. (مهذب الاسماء). ||...


اخلف

[اَ لَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از خلاف. پس روتر.
- امثال: اخلف من بول الجمل.
اخلف من ثیل الجمل؛ الثیل وعاء قضیبه و قیل ذلک فیه لانه یخالف فی الجهه التی الیها مبال کل حیوان. (مجمع الامثال میدانی).
|| نعت تفضیلی از خلف (در وعد).
-امثال: اخلف من شرب الکمون؛ لان الکمون...


اخلفه

[اَ لِ فَ] (اِخ) یکی از محال بولان بن عمروبن الغوث بن طَیّی ء در أجأ. (معجم البلدان).


اخلق

[اَ لَ] (ع ص) خوش خلق. || فقیر. || هموار. ساده و همواره. املس. نسوکرده. (زوزنی): حجر اخلق؛ سنگ املس. || مصمت. || (ن تف) نعت تفضیلی از خلیق. سزاوارتر. اجدر. احری. اولی. اَقمن. الیق. بسزاتر. برازنده تر. برازاتر. درخورتر. زیباتر. اَحق. زیبنده تر. اصلح. || نعت تفضیلی از خلوقه...


اخلقلعه

[اَ خَ قَ عَ] (اِخ) شهری بروسیهء آسیا از بلاد گرج، به 115 هزارگزی جنوب غربی تفلیس. و آن در قدیم شهری بسیار نیکو بود و الب ارسلان سلجوقی بسال 453 ه . ق. آنرا ویران ساخت. (ضمیمهء معجم البلدان).


اخلکندر

[اَ لَ کَ دَ] (اِ) بازیچه ایست اطفال را و در برهان بجای رای مهمله واو آمده است. (آنندراج). و رجوع به اخککندو و اخلکندو شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید