اخموری

[اُ] (ص نسبی) منسوب به اخمور. (سمعانی).


اخمه

[اَ مَ / مِ] (اِ) چین و شکنج. (بهار عجم) (غیاث).


اخمه رو

[اَ مَ / مِ] (ص مرکب) ترش رو. تنگخو. بدخو. ترش رخساره. تلخ ابرو. تلخ جبین. برج زهرمار. کالح. عبوس.
-اخمه رو کردن؛ روی ترش کردن :
نیاید چو بر صفحه خط زآن نکو
چو مسطر بکاغذ کند اخمه رو.ملاّ طغرا.


اخمه قپه

[] (اِخ) نام محلی کنار راه تبریز و مراغه میان رواسان و سردرود در 11000 گزی تبریز.


اخمیم

[اِ] (اِخ)(1) نام قریه ای از قراء مصر. (ابن الندیم). شهریست بصعید مصر، در اقلیم دوم، طول آن 54 و عرض آن 24 درجه و 50 دقیقه است و آن شهریست قدیم واقع بر ساحل نیل و در سمت مغرب آن کوهی است کوچک که هرکس بدان گوش دارد خریر...


اخمیمی

[اِ] (ص نسبی) منسوب به اخمیم، شهری از دیار مصر در صعید و طریق حاج. (انساب سمعانی). رجوع به اخمیم شود.


اخمیمی

[اِ] (اِخ) یکی از شاگردان جابربن حیان. (ابن الندیم). عثمان بن سوید ابوحری الاخمیمی از مردم اخمیم مصر. او یکی از سران صناعت کیمیاست و او را با ابن وحشیه مناظرات و مکاتباتیست. او راست: کتاب الکبریت الاحمر. کتاب الابانه. کتاب التصحیحات. کتاب صرف التوهم عن ذی النون المصری. کتاب...


اخن

[اَ خَن ن] (ع ص) اَغَنّ. مَنگان. آنکه در آواز وی غنه باشد. آنکه به بینی سخن گوید. که سخن در بینی گوید. که سخن به بینی گوید. (مهذب الاسماء). در بینی سخن کننده. مؤنث: خَنّاء. ج، خُنّ.


اخن

[اَ خِ] (اِخ) نهریست در نمسا که با جدول أوبرسلز جمع شود و از اجتماع آندو نهر سَلزا پدید آید و سپس از ارتفاع متجاوز از 660 گز بزمین پست طُورِن فروریزد. (ضمیمهء معجم البلدان).


اخنا

[اِ] (اِخ) اِخنوا. یاقوت گوید در نسخه ای جز کتاب فتوح مصر این کلمه را با جیم دیدم و در مصر از آن پرسیدم و کسی آنرا جز بخاء تلفظ نمیکرد. از اخبار فتوح برمی آید که آن شهریست قدیم دارای عمل منفرد و پادشاهی مستبد و در ایام فتوح...


اخناء

[اِ] (ع مص) هلاک کردن. (زوزنی) (منتهی الارب): اخنی علیهم؛ هلاک کرد آنان را. || فحش گفتن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (منتهی الارب). || بسیار بیضه کردن ملخ. کر بسیار گذاشتن ملخ. بسیاربیضه گردیدن جراد. (منتهی الارب). || بسیارنبات شدن چراگاه. || دراز شدن زمانه بر کسی: اخنی الدهر علیه....


اخناب

[اِ] (ع مص) لنگ شدن. || هلاک گشتن. || هلاک کردن. || بریدن. || سست گردانیدن. || سست کردن پای. (تاج المصادر بیهقی).


اخناب

[اَ] (ع اِ) جِ خِنب، بمعنی باطن زانو و اسفل و اطراف رانها و اعلای ساقها و گشادگی میان استخوانهای پهلو و میان انگشتان.


اخناث

[اَ] (ع اِ) جِ خِنث: اخناث ثوب؛ مطاوی آن. || اخناث دلو؛ مخارج آب از دلو.


اخناس

[اِ] (ع مص) واپس شدن. واپس استادن. || سپس کردن. (منتهی الارب). واپس بردن. (تاج المصادر بیهقی). واپس داشتن. || پس چیزی پنهان کردن.


اخناع

[اِ] (ع مص) نرم و فروتن و متضرع کردن، چنانکه حاجت و نیاز کسی را. فروتن گردانیدن. (تاج المصادر بیهقی). نرم کردن و فروتن کردن. (منتهی الارب).


اخناکار

[اَ] (اِخ) شهریست در افغانستان واقع در مسافت 70 هزارگزی شمال غربی اتوک و آن در قدیم شهری بزرگ بود و امروز بسیار انحطاط یافته است. (ضمیمهء معجم البلدان).


اخنان

[اِ] (ع مص) اِجنان. دیوانه کردن: اَخَنه الله؛ دیوانه کناد او را خدا.


اخنث

[اَ نَ] (ع ن تف) نعت تفضیلی از خَنَث. مخنث تر.
- امثال: اَخنث من دَلال؛ و دلال مخنثی معروف است از مردم مدینه معاصر آل مروان.
اخنث من طُوَیس.
اخنث من مُصَفِّرِ اِستِه.
اَخنثُ من هیتٍ.
رجوع به مجمع الامثال میدانی شود.


اخند

[اَ خَ] (اِخ) (ده...) نام محلی در 325500 گزی بوشهر میان نخل تقی و کاربندی. دهی بسه فرسنگی مشرق عسلویه.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید