ابیضان

[اَ یَ] (ع اِ) دو رگ از دو سوی ناف. || دو رگ است در پستان شتر. || شیر و آب. || نان و آب. || گندم و آب. || پیه و شیر. || پیه و جوانی. || مُنذ ابیضان؛ دو روز یا دوماه.


ابیض الوجه

[اَ یَ ضُلْ وَجْهْ] (اِخ)ابوالحسن محمد بن محمد مکنی به ابوالبقاء ملقب بجلال الدین البکری متوفی به سال 952 ه . ق. مدفون ببکره الرطلی و او جدّ سادات کنونی مصر است. (از تاج العروس).


ابیط

[اَ] (اِخ) نام آبی از بطن الرّمه.


ابیعاء

[اَ یِ] (ع ص، اِ) جِ بَیِّع.


ابی عدس

[اَ عَ دَ] (معرب، اِ مرکب)رجوع به ابوعدس شود.


ابی عزر

[ ] (اِخ) (پدر یاری) نبیرهء منسّه. (قاموس کتاب مقدس).


ابیغورس

[اَ رِ] (اِخ) رجوع به ابیقورس شود.


ابی فانه

[اَ نَ] (اِخ) (ظاهراً معرب اپی فان(1)) ابوسلیمان داودبن متی بن ابوالمعین بن ابی فانه طبیب نصرانی.
(1) - epiphane.


ابی فانه

[اَ نَ] (اِخ)(1) یکی از آباء مسیحی و طبیب کلیسای یونانی، متولد در فلسطین به سال 310 م. و متوفی به سال 403 م. ذکران مختص وی در دوازدهم ماه مایبوس می باشد.
(1) - epiphane.


ابی فانه

[اَ نَ] (اِخ) اسقف پاوی(1) (438 - 495 م.).
(1) - Pavie.


ابی فانه

[اَ نَ] (اِخ) یکی از حکمرانان سوریّه از بطالسه. بطلمیوس پنجم. رجوع به بطلمیوس پنجم شود.


ابی فؤن

[اُ فُ ءَ] (معرب، اِ)(1) گلی است کبود که بیشتر در گندم زارها روید از خانوادهء قنطوریون و آنرا به ترکی حسن بیگ اودی و در تداول عوام زارعین نان روغنی گویند. و عربی آن مرّار باشد.
.
(فرانسوی)
(1) - Aubifoin (Bleuet)


ابیق

[اَ] (ص) این صورت را صاحب فرهنگ شعوری آورده و بدین بیت آذری تمثل جسته و معنی آنرا کبود گفته است :
نسای شام پس پرده های چرخ شدند
لوای روز چو برزد سر از فضای ابیق.
و این غلط است چه در شعر آذری ابیو است که صورتی است از آبی بمعنی...


ابیقر

[اُ بَ قِ] (ع ص) آنکه خیری در او نباشد.


ابیقع

[اُ بَ قِ] (ع ص) سال کم باران.


ابیقورس

[اَ رِ] (اِخ)(1) نام حکیمی یونانی مؤسس طریقهء ابیقورسی. وی شاگرد اقسنوقراطیس پیرو طریقهء ذیمقراطیس بود و او لذت را غایت مطلوب بشر میشمرد و میگفت لذت خیر مطلق است و تمام افعال ما باید متوجه کسب آن باشد لکن از این لذّت قصد او لذّات شهوانی و پست نبود...


ابیقورسیان

[اَ رِ] (اِخ) رجوع به ابیقورس شود.


ابی کرانه

[اَ کَ نَ / نِ] (ص مرکب)بیکران :
خیال شعبدهء جادوان فرعونست
تو گفتی آن سپهستی ابی کرانه و مر.
عنصری.


ابیل

[اَ] (ع ص، اِ) به زبان سُریانی، مهتر ترسایان. پارسای ترسایان. صاحب ناقوس ترسایان. (منتهی الارب). سر زاهدان نصاری. (مهذب الاسماء). راهب نصاری. (دستوراللغه). رئیس نصاری. کشیش سر زاهدان. ابیلی. (السامی فی الاسامی).
-ابیل الابیلین؛ مهتر عیسی علیه السلام.
|| اندوهگین. (منتهی الارب). || دستهء کاه. (منتهی الارب). جوالیقی گوید: الابیل؛ الراهب،...


ابیل

[اَ] (ع اِ) جِ اِبِل.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید