هفت چشمه
[هَ چِ مِ] (اِخ) دهی است از بخش دهخوارقان شهرستان تبریز که 823 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله، حبوب، انگور و بادام است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج4).
هفت چشمه
[هَ چِ مَ] (اِخ) دهی است از بخش ترک شهرستان میانه که 334 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله و حبوب است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج4).
هفت چشمه
[هَ چِ مَ] (اِخ) دهی است از بخش شبستر شهرستان تبریز که 284 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله و حبوب است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج4).
هفت چشمه
[هَ چِ مَ] (اِخ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان مشکین شهر که 68 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله و حبوب است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج4).
هفت چشمه
[هَ چِ مَ] (اِخ) دهی است از بخش صالح آباد شهرستان ایلام که 550 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله و لبنیات است. ساکنان از طایفهء پنج ستون هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج5).
هفت چشمه
[هَ چِ مَ] (اِخ) دهی است از بخش آبدانان شهرستان ایلام که 266 تن سکنه دارد. آب آن از رود چم کبود و محصول عمده اش غله، برنج، حبوب، پشم و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج5).
هفت چشمه
[هَ چِ مَ] (اِخ) دهی است از بخش سنجابی شهرستان کرمانشاهان که 180 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله، حبوب، میوه، قلمستان و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج5).
هفت چشمه
[هَ چِ مَ] (اِخ) دهی است از بخش دلفان شهرستان خرم آباد که 360 تن سکنه دارد. آب آن از سراب هفت چشمه و محصول عمده اش غله، توتون، لبنیات و پشم است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج6).
هفت چشمه
[هَ چِ مَ] (اِخ) دهی است از دهستان کاکاوند از بخش دلفان شهرستان خرم آباد که 240 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه علی و محصول عمده اش غله و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج6).
هفت چشمه
[هَ چِ مَ] (اِخ) دهی است از بخش چگنی شهرستان خرم آباد که 150 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج6).
هفت چشمه
[هَ چِ مِ] (اِخ) دهی است از بخش دهدز شهرستان اهواز که 147 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و قنات و محصول عمده اش غله و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج6).
هفت چشمه
[هَ چِ مَ] (اِخ) دهی است از بخش زاغهء شهرستان خرم آباد که 80 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله و لبنیات و کاردستی زنان ده جاجیم بافی و فرش بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج6).
هفت چشمه
[هَ چِ مِ] (اِخ) دهی است از بخش آخورهء شهرستان فریدن. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج10).
هفت چشمهء بهشت
[هَ چَ / چِ مَ / مِ یِ بِ هِ] (اِخ) کوثر. کافور. میم. سلسبیل. تسنیم. مَعین. زنجبیل. (آنندراج).
هفت چوبه
[هَ بِ] (اِخ) دهی است از بخش ورامین شهرستان تهران که 411 تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، صیفی و میوه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج1).
هفت حال
[هَ] (اِ مرکب) همیشه و دایم و علی الدوام و همه حال. (برهان) :
گفت چه طرفه طالعی کز در خانهء ششم
مهره به کف، به هفت حال این همه در مششدری.
خاقانی.
هفت حجلهء نور
[هَ حِ لَ / لِ یِ](ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایت از هفت پردهء چشم است که آن صلبیه، مشیمیه، شبکیه، عنکبوتیه، عنبیه، قرنیه و ملتحمه باشد. (برهان).
هفت حرف آبی
[هَ حَ فِ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) جیم و زای نقطه دار و کاف و سین بی نقطه و قاف و ثای مثلثه و ظای نقطه دار. (برهان).
هفت حرف آتشی
[هَ حَ فِ تَ](ترکیب وصفی، اِ مرکب) الف و های هوز و طای حطی و میم و فای سعفص و شین قرشت و ذال نقطه دار. (برهان).
هفت حرف استعلا
[هَ حَ فِ اِ تِ](ترکیب اضافی، اِ مرکب) خای نقطه دار و صاد بی نقطه و ضاد نقطه دار و غین نقطه دار و طای بی نقطه و قاف و ظای نقطه دار. (برهان) :
هفت آمد حرف استعلا بدانش بی خلاف
خا و صاد و ضاد و طا و ظا پس...
