هرهیر

[هِ] (ع اِ) ماهی است. (منتهی الارب). نوعی ماهی است. (اقرب الموارد). || نوعی از خبیث ترین مار، مرکب میان باخه و سیاه مار که ششماه خواب کند و گزیده اش جان بر نشود. (منتهی الارب). گزیده اش بسلامت نماند. (اقرب الموارد).


هری

[هِرْ ری] (صوت، ق) لفظی است که عوام چون کسی را بیرون کردن خواهند بخواری و زبونی، بر زبان آورند: هری برو، معزولی، در این کلمه نهایت استخفاف است. (از یادداشتهای مؤلف).


هری

[هُرْ ری] (اِ صوت، ق) تعبیر آواز پنهانی دل در حالت ترس و نگرانی. چنانکه در تداول گویند: دلم هری ریخت یا هری تو ریخت. (از یادداشتهای مؤلف).


هری

[هَرْیْ] (ع مص) به چوب دستی زدن کسی را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).


هری

[هُرْیْ] (ع اِ) خانهء کلان که در آن طعام سلطان گرد آرند. ج، اهراء. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).


هری

[هُ / هِ ری ی] (ع اِ) جِ هراوه. (منتهی الارب). رجوع به هراوه شود.


هری

[] (هندی، اِ) به هندی اسم هلیلج است. (فهرست مخزن الادویه).


هری

[هَ] (اِخ) شهری بزرگ است به خراسان و شهرستان وی سخت استوار است و او را قهندز است و ربض است و اندر وی آبهای روان است. و مزگت جامع این شهر آبادان تر مزگتهاست به مردم، از همهء خراسان. و بر دامن کوه است و جای بسیار نعمت است....


هری آب

[هُ] (اِخ) دهی از دهستان کاکاوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد که در 8هزارگزی باختر راه شوسهء خرم آباد به کرمانشاه واقع و دارای 50 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج6).


هریاتوته

[] (هندی، اِ) به هندی نام توتیای هندی است. (فهرست مخزن الادویه).


هریار

[هَ] (اِ) دندان زیادتی را گویند. (برهان).


هریاع

[هِ] (ع اِ) برگ که از باد بیفتد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).


هریان

[هَ] (اِخ) دهی است از بخش معلم کلایهء شهرستان قزوین که در 21هزارگزی باختر معلم کلایه واقع است و 128 تن سکنه دارد. آب مشروب آن از رودخانهء هریف است، محصول عمدهء آنجا بنشن، برنج، صیفی و گلابی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج1).


هریان

[هَ] (اِخ) دهی است از بخش رزن شهرستان همدان که در 21هزارگزی جنوب رزن واقع است و 735 تن سکنه دارد. آب آن از قنات است، محصول عمده اش غلات، حبوبات، صیفی و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج5).


هری ء

[هَ] (ع ص) گوشت نیک پخته. (منتهی الارب). گوشتی که نیک پخته شود تا از استخوان جدا گردد. (اقرب الموارد).


هریت

[هَ] (ع ص) فراخ. || فراخ کنج دهن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || زن هر دو راه یکی شده. (منتهی الارب). || فرس هریت؛ اسپ که عذار لجام آن کوتاه بود خلاف اصیل. (منتهی الارب). || (اِ) شیر بیشه. || (ص) مردی که راز را نپوشد. || مرد زشت سخن....


هری تخم

[هَ تُ] (اِ مرکب) بزرقطونا. اسفرزه. (یادداشت به خط مؤلف از مهذب الاسماء). رجوع به بزرقطونا و اسفرزه و هرول و هروی شود.


هریجان

[هَ] (اِخ) دهی است از بخش کلاردشت شهرستان نوشهر که 350 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده اش ارزن، غله و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج3).


هریدان

[هَ] (اِخ) دهی است از بخش جبال بارز شهرستان جیرفت که در 86هزارگزی جنوب خاوری مسکون واقع و دارای 4 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج8).


هریر

[هَ] (ص) به معنی کننده است که فاعل کردن باشد. (برهان). مصحف یا مجعول است. (از حاشیهء برهان چ معین).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید