هره

[هُرْ رَ] (اِ) سوراخ کون. (برهان). مقعد و نشستنگاه. (برهان). کون باشد. (اسدی) :
کوهش بسان هره درآورده سر بهم
دشتش بسان شله نهاده زهار باز.
روحی ولوالجی.
مرا که سال به هفتاد و شش رسید و رمید
دلم ز شلهء صابوته وز هرهء تاز.قریع.
هرهء نرم پیش من بنهاد
هم بسان یکی تل مسکه.حکاک.
کنم من هره...


هرهار

[هَ] (ع ص) بسیار از آب و شیر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || بسیار خندنده. (منتهی الارب). ضحاک در امر باطل. بیهوده خند. (از اقرب الموارد). || گوشت لاغر. (منتهی الارب). اللحم الغث. (اقرب الموارد). || (اِ) شیر بیشه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).


هره دشت

[هَ رَ دَ] (اِخ) دهی است از بخش مرکزی طوالش که دارای 3726 تن سکنه است. از رود هره دشت مشروب میشود و محصول عمده اش برنج، غله، لبنیات و میوه و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج2).


هرهذه

[هَ هَ ذَ] (ع اِ) نوعی از رفتار اسپ کمتر از خبب. (منتهی الارب).


هرهر

[هِ هِ] (اِ صوت) نام آواز خندهء ممتد، آهسته تر از قهقهه. (یادداشت به خط مؤلف).
ترکیب ها:
- هرهر خندیدن.؛ هرهر کردن. هرهر و کرکر. (یادداشت به خط مؤلف). رجوع به این ترکیبات در جای خود شود.


هرهر

[هُ هُ] (اِ صوت، ق) بسیار و فراوان: هرهر اشک ریختن؛ ریختن اشک بسیار و با قطرات بزرگ. (یادداشت به خط مؤلف).


هرهر

[هَ هَ] (ع اِ) آواز روانگی آب. (منتهی الارب). حکایت جریان آب بسیار. (اقرب الموارد).


هرهر

[هِ هِ] (ع ص) ناقه ای که زهدان آن از کلان سالی آب دهد. (منتهی الارب). || گوسپند کلانسال. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).


هرهر

[هِ هِ] (اِخ) نام محلی بوده است در مشرق سرزمین ترکمن نشین یموت. (از مازندران و استرآباد رابینو، ص133 از ترجمهء فارسی).


هرهر خندیدن

[هِ هِ خَ دَ] (مص مرکب) پیوسته خندیدن. خندهء ممتد و بیهوده کردن. بیهوده خندیدن. رجوع به هرهر و هرهر کردن شود.


هرهر کردن

[هِ هِ کَ دَ] (مص مرکب)پیوسته خندیدن. خندهء ممتد و بیهوده کردن یا خندیدن بطوری که دیگران را ناراحت کند. رجوع به هرهر و هرهر خندیدن شود.


هرهر و کرکر

[هِ هِ کِ کِ] (اِ صوت مرکب) خندهء ممتد و بیجا.


هرهره

[هَ هَ رَ] (ع مص، اِ) آواز میش. (منتهی الارب). اسم صوت الضأن. (اقرب الموارد). || خندهء بیهوده. (منتهی الارب). خندیدن به باطل. (اقرب الموارد). رجوع به هرهر و هرهر کردن شود. || اسم بانگ شیر بیشه. (منتهی الارب). زئیر الاسد. (اقرب الموارد). || بر آب خواندن و آوردن گوسفند...


هرهره

[هُ هُ رِ] (اِخ) دهی از دهستان قلقل رود شهرستان تویسرکان که در 24هزارگزی جنوب باختر تویسرکان واقع و جایی کوهستانی است و 113 تن سکنه دارد و از چشمه ها مشروب میشود. محصول عمده اش غلات دیمی، کتیرا و مختصری انگور است. در آمار به نام ابوهریره احصاء شده...


هرهری

[هُ هُ] (ص نسبی) بی بند و بار. بی اعتقاد.
- هرهری مذهب؛ کسی که هیچ مذهبی ندارد، به قوانین هیچ دینی عمل نمی کند. (یادداشت به خط مؤلف).


هره سنگ

[هَ رَ سَ] (اِخ) هرسنگ که دهی بوده است در مازندران. رجوع به هرسنگ شود.


هرهفت

[هَ هَ] (اِ مرکب) به معنی آرایش باشد. (برهان). کنایت از زیب و زینت بود و آن را هرهفت وند نیز گویند. (انجمن آرا).
رجوع به هرهفت کردن و هرهفت کرده شود.
|| مطلقاً آرایش زنان را نیز گویند که آن حنا و وسمه و سرخی و سفیدآب و سرمه و زرک...


هرهفت کردن

[هَ هَ کَ دَ] (مص مرکب)هفت قلم آرایش کردن. (از حاشیهء برهان چ معین). آرایش کردن خود یا دیگری را. آراستن و زیب و زیور به کار بردن :
خاقانیا عروس صفا را به دست فقر
هرهفت کن که هفت تنان دررسیده اند.
خاقانی
رجوع به هرهفت و هر هفت کرده شود.


هرهفت کرده

[هَ هَ کَ دَ / دِ] (ن مف مرکب) آراسته. به زر و زیور و دیگر آلات آرایش یافته. در تداول امروز هفت قلم آرایش کرده :
عشق برکرده به مکه آتشی کز شرق و غرب
کعبه را هرهفت کرده هفت مردان دیده اند.
خاقانی.
چون تو هرهفت کرده آیی حور
بر تو هرهفت زیور...


هرهور

[هُ] (ع ص، اِ) بسیار از آب و شیر. (منتهی الارب). هُرهُر. (اقرب الموارد). || آنچه برافتد از دانهء انگور. || گوسپند کلانسال. || آب بسیار که آواز هرهر آید از وی. || نوعی از کشتی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به هرهر و هرهره شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید