هرمس مثلث

[هِ مِ سِ مُ ثَلْ لَ] (اِخ)هرمس سوم. رجوع به هرمس سوم شود.


هرمسه

[هَ مَ سَ] (ع مص) نالیدن مردم. || بانگ و فریاد کردن از ترس. || (اِمص) ترش رویی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).


هرمسیر

[هُ مَ] (اِخ) معرب هرمز اردشیر. نام سوق الاهواز است. (معجم البلدان).


هرمطه

[هَ مَ طَ] (ع مص) دریدن ناموس کسی را و زشت گردانیدن. (منتهی الارب): هرمط عرضه؛ وقع فیه. (اقرب الموارد).


هرمع

[هَ رَمْ مَ] (ع ص) مرد زودگریه. (منتهی الارب). تندگریه. (از اقرب الموارد). || (اِمص) شتابی. سبکی. (منتهی الارب). شتاب در راه رفتن. || کندی در راه رفتن. (اقرب الموارد). از اضداد است.


هرم کردن

[هِ رَ کَ دَ] (مص مرکب) هیرم کردن زمین: تسطیح آن برای اینکه آب رو شود یعنی قسمتهای مختلف آن آبیاری تواند شد. (یادداشت به خط مؤلف).


هرمل

[هِ مِ] (ع ص) زن کلانسال. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || زن شتاب زدهء فروهشته اندام. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || ناقهء سالخورده. (منتهی الارب). الناقه الهرمه. (اقرب الموارد).


هرمله

[هَ مَ لَ] (ع مص) برکندن موی کسی را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || برکندن موی را و تراشیدن. (منتهی الارب). برکندن و بریدن موی و پر را. (از اقرب الموارد). || بی خرد گردیدن پیرزن از پیری. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || تباه گردیدن کار. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).


هرمن

[هُ مُ] (فرانسوی، اِ)(1) هورمون. مادهء شیمیایی است که در یک جای بدن پیدا شده با گردش خون به جای دیگر بدن برده میشود تا آن را تحریک کند. (فرهنگ انگلیسی حییم). هرمن را در سال 1905 م. استرلینگ(2)کشف کرده. هرمن ها را بر حسب تأثیرشان میتوان به چند گروه...


هرمند

[هِ مَ] (اِخ) هرمند رود. رجوع به هیرمند شود.


هرموئیه

[هُ ئی یَ] (اِخ) دهی است از دهستان فتح آباد از بخش بافت شهرستان سیرجان که در 18 هزارگزی باختر بافت و 2 هزارگزی شمال راه فرعی گوغرحشون واقع و جلگه ای است معتدل و دارای 203 تن سکنه. از قنات مشروب میشود و محصول عمده اش غله، حبوبات و...


هرموج

[هُ] (اِخ) دهی است از دهستان و بخش کردیان شهرستان جهرم واقع در 14 هزارگزی جنوب خاوری قطب آباد و کنار راه مالرو عمومی دهستان. دامنه ای است گرمسیر و دارای 180 تن سکنه. از قنات مشروب میشود. محصول عمده اش غلات، برنج، خرما و مرکبات است. شغل اهالی زراعت...


هرموجنس

[هِ مُ جَ] (اِخ) به معنی نسل هرمس و نام شخصی است که پولس را ترک نمود. (قاموس کتاب مقدس).


هرمود

[هُ] (اِخ) محلی است در کنار راه لار به بستک در 421500 گزی شیراز. (یادداشت به خط مؤلف). رجوع به هرمودباغ شود.


هرمودباغ

[هُ] (اِخ) دهی است از دهستان صحرای باغ بخش مرکزی شهرستان لار واقع در 36 هزارگزی جنوب لار و کنار راه شوسهء لار به بستک و بندرلنگه. جلگه ای است گرمسیر و دارای 363 تن سکنه. از چشمه و چاه مشروب میشود. محصول عمده اش غله و خرما و کار...


هرمودر

[هُ دَ] (اِخ) دهی است از دهستان فین از بخش مرکزی شهرستان بندرعباس که در 40 هزارگزی شمال باختری بندرعباس و ده هزارگزی شمال راه بندرعباس به لار واقع و جلگه ای است گرمسیر و دارای 355 تن سکنه. از قنات مشروب میشود و محصول عمده اش غله و خرما...


هرمودمیرخند

[هُ خُ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهء بخش مرکزی شهرستان لار واقع در 71 هزارگزی جنوب خاوری لار و کنار راه شوسهء لار به بندرعباس جلگه ای است گرمسیر و دارای 308 تن سکنه. از چاه مشروب میشود. محصول عمده اش غله، خرما و لبنیات و کار مردم زراعت...


هرموز

[هُ] (اِخ) نام شهری است مشهور. (برهان). تلفظ قدیم نام جزیرهء هرمز. (از حاشیهء برهان چ معین). بر نیم فرسنگ دریای اعظم است. جایی سخت گرم است و بارگه کرمان است. (حدود العالم). رجوع به هرمز شود.


هرموژن

[هِ مُ ژِ] (اِخ)(1) نام یکی از سفرایی است که آتنی ها، به هنگام جنگ اردشیر دوم هخامنشی با یونان، به نزد تیری باذ والی ارمنستان و لیدیه فرستادند. رجوع به ایران باستان پیرنیا ص1115 شود.
(1) - Hermogene.


هرموژن

[هِ مُ ژِ] (اِخ)(1) هرموگنس. رجوع به هرموگنس شود.
(1) - Hermogene.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید