هرمز

[هُ مُ] (اِخ) ... ابن یزدجرد. رجوع به هرمز سوم و نیز رجوع به ساسانیان شود.


هرمزآباد

[هُ مُ] (اِخ) دهی است از بخش مهران شهرستان ایلام واقع در 15 هزارگزی خاور مهران و کنار راه شوسهء مهران به دهلران. جلگه ای است گرمسیر و دارای 150 تن سکنه. از رودخانه کنجان چم مشروب میشود. محصول عمده اش غله و مختصری لبنیات است. شغل اهالی زراعت و...


هرمزآباد

[هُ مُ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش حومهء شهرستان نایین واقع در 20 هزارگزی جنوب باختری نایین و 8 هزارگزی راه اصفهان به یزد که دارای 20 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج10).


هرمزآباد

[هُ مُ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان براآن بخش حومهء شهرستان اصفهان واقع در 25 هزارگزی خاور اصفهان و دارای 35 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج10).


هرمزآباد

[هُ مُ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش سمیرم بالای شهرستان شهرضا که در 22 هزارگزی باختر سمیرم متصل به راه مالرو سمیرم به ونگ واقع و دارای 100 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج10).


هرمزان

[هُ مُ] (اِخ) ابن بلاش. مطابق روایت ابومنصور ثعالبی در کتاب غرر اخبار ملوک الفرس هفتمین پادشاه اشکانی است. چون به تخت نشست در ایالات مملکت خود گردش کرد و ظلم را برانداخت و داد مظلومان را بستاند و به فقراء و ضعفا کمک ها رسانید. خواجه ها را دوست...


هرمزان

[هُ مُ] (اِخ) اهوازی. وی در زمان عمر بن خطاب والی شوشتر بود و به روایت حمدالله مستوفی با سپاه مسلمانان هشتاد نبرد کرد و سرانجام گرفتار شد و او را پیش عمر خطاب بردند. هرمزان آب خواست و برایش آوردند اما از بیم عمر نمی توانست بیاشامد. عمر به...


هرمزان

[هُ مُ] (اِخ) حارث بن جعده، شاعر پارسی گوی و تازی گوی. رجوع به حارث بن جعده شود.


هرمزان

[هُ مُ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حومهء بخش بافق شهرستان یزد که واقع در 60 هزارگزی شمال خاوری بافق و دارای 36 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج10).


هرمز اول

[هُ مُ زِ اَوْ وَ] (اِخ) ساسانی. پسر شاپور اول. رجوع به ساسانیان شود.


هرمز پنجم

[هُ مُ زِ پَ جُ] (اِخ) وی از آخرین پادشاهان ساسانی و نوهء خسروپرویز است که پس از آزرمیدخت روی کار آمد سلطنت او در حدود سال 630 م. بوده است و از حوادث دوران او اطلاعی در دست نیست. رجوع به ایران در زمان ساسانیان تألیف کریستن سن ترجمهء...


هرمزجرد

[هُ مُ جِ] (اِخ) ناحیه ای است در عراق. (معجم البلدان).


هرمز چهارم

[هُ مُ زِ چَ رُ] (اِخ) وی معروفترین هرمزهای ساسانی و پسر انوشیروان عادل بود. رجوع به هرمزبن خسرو و نیز رجوع به ساسانیان شود.


هرمزخان

[هُ مُ] (اِخ) جایی است در چهارده فرسخی میان شمال و مشرق بستک. (فارسنامهء ناصری).


هرمزد

[هُ مَ] (اِ) نام روز اول هر ماه شمسی. (از ناظم الاطباء). هرمز. اورمزد. رجوع به این هرمز و اورمزد شود. || نام روز پنجشنبه به اعتبار این که آن روز به ستارهء هرمزد یا مشتری تعلق دارد. (برهان). ایرانیان قدیم بروزهای هفته توجهی نداشتند بعدها به مناسبت انتساب روز...


هرمزد

[هُ مَ] (اِخ) هرمز. نام فرشته ای است. (برهان). نام خداست نه فرشته. (حاشیهء برهان چ معین). اورمزد. هورمزد. هرمز. رجوع به این مدخل ها شود.


هرمزد

[هُ مَ] (اِخ) هرمز. ستارهء مشتری. (برهان). این ستاره سعداکبر است و از این نظر در دعای نیک یاری او را خواهند :
که هرمزد یارت بدین پایگاه
چو بهمن نگهدار تخت و کلاه.فردوسی.
ز خورشید و تیر و ز هرمزد و ماه
پدیدار کرده بد و نیک شاه.فردوسی.
ز ششم بار هرمزد خجسته
وزیرش گشته...


هرمزد

[هُ مَ] (اِخ) جلگه ای بوده است در کنار کارون میان بهبهان و شوشتر که یکی از جنگهای اردشیر پاپکان با اردوان اشکانی در آنجا واقع و به شکست اردوان تمام شد. (از ایران باستان پیرنیا ص2532).


هرمزد

[هُ مَ] (اِخ) پسر انوشیروان. (ولف). هرمز :
سوی پاک هرمزد فرزند ما
پذیرفته از دل همه پند ما.فردوسی.
رجوع به هرمز چهارم و نیز رجوع به ساسانیان شود.


هرمزد

[هُ مَ] (اِخ) یکی از سرداران انوشیروان. (ولف) :
طلایه به هرمزد خراد داد
بسی گفت با او به بیداد و داد.فردوسی.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید