هرقل نجار
[هِ قِ لِ نَجْ جا] (اِخ) او راست کتاب الدوائر و الدوالیب. (ابن الندیم). ظاهراً از علمای حیل بوده است. (یادداشت به خط مؤلف).
هرقلوس
[هَ قَ] (معرب، اِ) در زبان یونانی اراکلئیوس(1) به معنی جاورس و حشیشه الورد بوده است. (از حاشیهء برهان چ معین). به لغت یونانی نوعی از کاسنی صحرایی باشد که آن را هرقلوه نیز گویند. (برهان). نوعی از هندبای بری است و نزد بعضی ابوخلسا و نزد بعضی قرصعنه. (فهرست...
هرقلوه
[هَ قَ] (معرب، اِ) هرقلوس. (برهان) (فهرست مخزن الادویه). رجوع به هرقلوس شود.
هرقله
[هَ قَ لَ] (اِخ) شهری است به روم. (منتهی الارب). رجوع به هراکله شود.
هرقمه
[هَ قَ مَ] (ع اِ) روده و امعاء و احشاء حیوان. (دزی ج2 ص755).
هرک
[هَ] (ضمیر مبهم مرکب) هرکس. هرکه :
ستم دیده هرک آمدی دادخواه
بد و نیک برداشتندی به شاه.اسدی.
هرکت. هرکش. هرکو. رجوع به ترکیبها شود.
هرک
[هِ رِ] (اِخ) قریه ای است در فاصلهء نیم فرسنگی میان جنوب و مغرب ابرقوه. (فارسنامهء ناصری).
هرکاره
[هَ رَ / رِ] (اِ مرکب) در خراسان دیگ سنگی را گویند. (حاشیهء برهان چ معین). دیگی را گویند که از سنگ ساخته باشند و در آن آش و طعام پزند و بعضی دیگ آهنی را گویند که در آن حلوا پزند. (برهان) :
به هرکاره چون شیربا پخته شد
زن و...
هرکام
[هَ] (اِخ) ناحیه ای است از نواحی طارم بین قزوین و بلاد دیلم. (معجم البلدان).
هرکان
[] (اِخ) از طسوج جبل. (تاریخ قم ص218).
هرکان
[هَ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهء مشکان بخش نی ریز شهرستان فسا، واقع در 20 هزارگزی جنوب خاوری نی ریز. جایی است کوهستانی و معتدل و دارای 80 تن سکنه. از قنات و چشمه مشروب میشود. محصول عمده اش غلات است. شغل اهالی زراعت و قالی بافی است. مزرعهء...
هرکت
[هَ کِ] (ضمیر مبهم مرکب + ضمیر متصل) هرکه ترا. هرکه ات. (یادداشت به خط مؤلف). رجوع به هرک و هرکه شود.
هرکس
[هَ کِ] (ع، اِ) نوعی کفش دهقانی از پوست کلفت. (دزی ج2 ص755).
هرکل
[هِ رَ] (یونانی، ص) ضخیم از هر چیز. (الجماهر ابوریحان ص143).
هرکل
[هِ رَ] (اِخ) رجوع به هراکلس و هرکول شود.
هرکل
[] (اِخ) تیره ای از طایفه های ایل چهارلنگ بختیاری. (جغرافیای سیاسی مسعود کیهان ص76).
هرکل
[هِ کَ ل ل] (ع اِ) نوعی رفتار. (اقرب الموارد).
هرکله
[هُ رَ کِ لَ / هَ کَ لَ] (ع ص) دختر شگرف اندام نیکوخلقت خوشرفتار. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
هرکن پرکن
[هُ کُ پُ کُ] (ص مرکب)در تداول عام به معنی بسیار ارزان قیمت است چنانکه گویند در خانهء عیالواری چیزهای هرکن پرکن لازم است یعنی طعامی که حجمش بسیار و گوشت و دیگ افزار آن اندک باشد. (از یادداشت های مؤلف).
هرکند
[هَ کَ] (اِخ) دریایی است در اقصی بلاد هندوستان میان چین و هند و جزیرهء سراندیب در آن است. (از معجم البلدان).
