هرسنگ

[هَ سَ] (اِخ) یکی از بلوکات لاریجان در جنوب رودخانهء لار. (از مازندران و استرآباد رابینو ترجمهء فارسی ص66 و 67). رجوع به خرسنگ شود.


هرسویه پادشاهان

[هَ یِ دِ] (اِ مرکب)به معنی ملوک الطوایف و از مجعولات دساتیر است. (یادداشت به خط مؤلف). آن سلسله از نژاد پادشاهان را گویند که پس از مرگ اسکندر مقدونیایی در ایران طلوع کردند. (ناظم الاطباء).


هرسه

[هَ رِ سَ] (ع ص) پرهراس و هراس نام درختی است: ارض هرسه؛ زمین درخت هراسناک. (منتهی الارب). زمینی که هراس رویاند. (اقرب الموارد).


هرسه دختر

[هَ سِ دُ تَ] (اِخ) آن سه ستاره را گویند که متصل است به یک پایهء بنات نعش. (برهان).


هرسه مال

[هَ سِ] (اِخ) جایی بوده است در سه فرسخی آمل. (از مازندران و استرآباد رابینو ترجمهء فارسی ص160).


هرسه نوع

[هَ سِ نَ / نُو] (اِ مرکب) موالید ثلاثه که جماد و نبات و حیوان باشد. (برهان).


هرسی

[هَ] (اِخ) یکی از دهات کلارستاق تنکابن. رجوع به هرسبان شود.


هرسیر

[هَ] (اِخ) قریه ای است بین ری و قزوین و به مدینهء ابن جابر معروف است. (معجم البلدان).


هرسیشک

[هُ شَ] (اِخ) دهی است از دهستان شهاباد بخش حومهء شهرستان بیرجند، واقع در 12 هزارگزی جنوب خاوری بیرجند. جایی دامنه و معتدل است. از قنات مشروب میشود. محصول عمده اش غله و کار مردم زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج9).


هرسین

[هَ] (اِخ) یکی از بخشهای شهرستان کرمانشاهان است. این بخش در خاور شهرستان واقع شده حدود مشخصات آن به شرح زیر است: از طرف شمال به بخش صحنه، از طرف خاور به شهرستانهای نهاوند و خرم آباد، از جنوب به شهرستان خرم آباد و از باختر همه جا امتداد رودخانهء...


هرسین

[هَ] (اِخ) قصبهء مرکزی بخش هرسین شهرستان کرمانشاه واقع در 54 هزارگزی خاور کرمانشاهان و کنار شوسهء کرمانشاه به خرم آباد است. مختصات جغرافیایی آن به شرح زیر است: طول آن 47 درجه و 35 دقیقه، عرض 34 درجه و 16 دقیقه. ارتفاع آن از سطح اقیانوس 1582 متر است...


هرسین

[هَ] (اِخ) دهی است از دهستان ژاورود بخش رزاب شهرستان سنندج، واقع در 20 هزارگزی جنوب خاوری رزاب و 9 هزارگزی جنوب خاوری دوآب. جایی است کوهستانی و سردسیر و دارای 150 تن سکنه. از چشمه مشروب میشود محصول عمده اش غلات، لبنیات، پنبه، انگور، گردو و امرود است. شغل...


هرش

[هَ] (ع مص) سخت گردیدن روزگار. (اقرب الموارد).


هرش

[هَ رَ] (ع مص) بدخوی گردیدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).


هرش

[هَ رِ] (ع ص) گول. || زشت خوی. (منتهی الارب).


هرشبه

[هِ شَبْ بَ] (ع ص) گنده پیر کلانسال. (منتهی الارب). عجوز مسنه. هرشفه. (اقرب الموارد).


هرشف

[هِ شَف ف] (ع ص) کبیر مهزول از مردان. || بسیار نوشنده. || زن بسیار پیر. (اقرب الموارد). رجوع به هرشبه و هرشفه شود.


هرشفه

[هَ شَ فَ] (ع مص) اندک اندک آب آشامیدن. (منتهی الارب). || خشک گردیدن. (اقرب الموارد).


هرشفه

[هِ شَفْ فَ] (ع ص) گنده پیر کلان سال. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). هرشبه. رجوع به هرشبه شود. || (اِ) لتّه پاره ای که بدان آب باران بردارند از زمین و در دلو فشارند به خشک سال. || لیقهء دوات که خشک گردد. || دلو کهنه. (منتهی الارب).


هرشفه

[] (اِ) اسفنج. (فهرست مخزن الادویه). اسفنج. رغوه الحاجین. ابر مرده. سفنج. (یادداشت به خط مؤلف).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید