هرزه خوار

[هَ زَ / زِ خوا / خا] (نف مرکب) پرخور. بدخوراک. کسی که بدون رعایت تناسب و نظم غذا میخورد :
چون تنور از نار نخوت هرزه خوار و تیزدم
چون فطیر از روی فطرت بدگوار و جانگزای.
خاقانی.


هرزه خور

[هَ زَ / زِ خوَرْ / خُرْ] (نف مرکب) هرزه خوار. رجوع به هرزه خوار شود.


هرزه درای

[هَ زَ / زِ دَ] (نف مرکب)مرکب از هرزه + درای که مخفف دراینده است. (حاشیهء برهان چ معین). کنایت از پوچ گوی و هرزه گوی و یاوه گوی باشد. (برهان). پرگوی و یاوه گوی. (ناظم الاطباء) :
در کاروان ما جرس قال و قیل نیست
راه سخن به هرزه درایان نمیدهیم.
صائب...


هرزه درایی

[هَ زَ / زِ دَ] (حامص مرکب)هرزه لایی. ژاژخایی. هرزه خایی. یاوه گویی. یاوه سرایی. (یادداشت به خط مؤلف). پرحرفی و یاوه گویی. (ناظم الاطباء).


هرزه دراییدن

[هَ زَ / زِ دَ دَ] (مص مرکب) هرزه گفتن. بیهوده گویی کردن. (یادداشت به خط مؤلف).


هرزه دزد

[هَ زَ / زِ دُ] (نف مرکب) آنکه مرتکب دزدی کوچک میشود و چیزهایی میدزدد که نه به کار خودش می آید و نه به کار دیگری. (ناظم الاطباء) (از برهان). آفتابه دزد در تداول عام.


هرزه دست

[هَ زَ / زِ دَ] (ص مرکب) آنکه بی سبب دیگری را زند با دست. (یادداشت به خط مؤلف). || آنکه به هر چیز دست ساید. (یادداشت به خط مؤلف).


هرزه دو

[هَ زَ / زِ دَ / دُو] (نف مرکب)آنکه بیهوده راه میپیماید. || آنکه کارهای بی نتیجه و بی هدف انجام میدهد.


هرزه دهن

[هَ زَ / زِ دَ هَ] (ص مرکب)آنکه سخن خود را نسنجیده گوید و سخنان بیهوده و یاوه از دهانش برآید. (یادداشت به خط مؤلف).


هرزه رو

[هَ زَ / زِ رَ / رُ] (نف مرکب)دیری کننده. (ناظم الاطباء). || آنکه بدون اراده و بدون کار به هرجا آمد و شد می کند و سخن چینی و هرزه درایی مینماید. (ناظم الاطباء).


هرزه زبان

[هَ زَ / زِ زَ] (ص مرکب)هرزه دهن. آنکه سخنان یاوه و بیهوده گوید. رجوع به هرزه دهن شود.


هرزه شدن

[هَ زَ / زِ شُ دَ] (مص مرکب)هرز شدن. سوده و غیر قابل استعمال شدن چنانکه قفل و کلید و جز آن. (یادداشت به خط مؤلف). || فاسد شدن و بد شدن آدمی در اخلاق و رفتار و گفتار. رجوع به هرزه شود.


هرزه کار

[هَ زَ / زِ] (ص مرکب) کسی که کارهای بی فایده و بیهوده می کند. (ناظم الاطباء) :
به شعر گردد جاوید نام مردم نیک
به شعر در بنکوهند هرزه کاران را.
(یادداشت به خط مؤلف از المعجم شمس قیس رازی).


هرزه گرد

[هَ زَ / زِ گَ] (نف مرکب)هرجایی. (یادداشت به خط مؤلف). کسی که در همه جا آمد و شد می کند و سخن چینی می نماید. (ناظم الاطباء) :
خواجه غلامی خرید دیگر تازه
سست هل و هرزه گرد و لتره ملازه.
منجیک ترمذی.
هرزه گرد بی نماز هوس باز که روزها به شب...


هرزه گردی

[هَ زَ / زِ گَ] (حامص مرکب)بیهوده گردی. بی سبب و بی هدف و اراده راه پیمودن :
بخیهء کفشم اگر دندان نما شد عیب نیست
خنده آرد کفش من بر هرزه گردیهای من.
صائب.


هرزه گو

[هَ زَ / زِ] (نف مرکب) یاوه گوی. (ناظم الاطباء) :
نوای بلبلت ای گل کجا پسند افتد
که گوش هوش به مرغان هرزه گو داری.
حافظ.
رجوع به هرزه خای و هرزه درای شود. || دیوانه. (ناظم الاطباء).


هرزه گویی

[هَ زَ / زِ] (حامص مرکب)پرگویی و یاوه گویی. (ناظم الاطباء). رجوع به هرزه درایی شود.


هرزه لا

[هَ زَ / زِ] (نف مرکب) هرزه لای. هرزه درای. هرزه خای. هرزه گو. یاوه گوی :
غورک بی مغز را صفرا بشورید و بگفت
ای مموه باژگونه یافه گوی هرزه لا.سنائی.
گر ترا طعنی کند ز ایشان مگیر از بهر آنک
مردم بیمار باشد یافه گوی و هرزه لا.سنایی.
مسیحم که گاه از یهودی...


هرزه لای

[هَ زَ / زِ] (نف مرکب) آنکه بیهوده سخن می گوید و پوچ میگوید. (ناظم الاطباء) :
ز درد روبه عشقش چو شیر می نالم
اگر چه همچو سگم هرزه لای میداند.
سعدی.
رجوع به هرزه لا شود.


هرزه لایی

[هَ زَ / زِ] (حامص مرکب)هرزه درایی. هرزه گویی. یاوه گویی. لک درآیی. بیهوده گویی. ژاژخایی. (یادداشت به خط مؤلف).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید