هردویکی

[هَ دُ یَ / یِ] (اِ مرکب) فنی است در کشتی که یک دست از بالای دوش حریف گذرانیده و به پشت و کمرش رسانیده و دست دوم در میان هر دو رانش درآورده، هر دو دست خود را با هم منضم ساخته به زور بر زمین زنند. (از غیاث)...


هرده

[هَ رَ دَ] (اِخ) جایی است در بلد ابوبکربن کلاب. (منتهی الارب) (معجم البلدان).


هردی

[هِ دا] (ع اِ) زردچوبه. (منتهی الارب). هرداء. (اقرب الموارد). رجوع به هرداء شود.


هردی

[هُ دی ی] (ع ص نسبی) از هرد، رنگ کرده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). زعفرانی. زردچوبه ای.


هردیه

[هُ دی یَ] (ع اِ) نی. (منتهی الارب). ازهری آن را حِردی به حاء حطی داند و فقط لیث آن را به هاء هوز ضبط کرده است. (اقرب الموارد). || دستهء نی که بر آن گیاه بردی پیچیده بر پهنای دیوار می بندند. (منتهی الارب).


هرر

[هَ رَ] (ع مص) بدخوی گردیدن. (منتهی الارب). هَرّ. رجوع به هر شود.


هرر

[هِ رَ] (ع اِ) جِ هِرَّه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به هره شود.


هرروزه

[هَ زَ / زِ] (ص نسبی) مرکب از «هر» + «روز» + «ها» که پساوند نسبت است. (حاشیهء برهان چ معین). پیوسته. (برهان). || (اِ مرکب) ورد و اوراد و آن دعایی یا اسمی باشد که همه روز بخوانند. (برهان).


هرره

[هِ رَ رَ] (ع اِ) جِ هِرّ. (منتهی الارب).


هرز

[هَ] (ص) مخفف هرزه که بیهوده باشد. (برهان): علف هرز. گیاه هرز. (یادداشت به خط مؤلف).
ترکیب ها:
- هرز آب.؛ هرز دادن. هرز رفتن. هرز شدن. هرز کردن. رجوع به این مدخل ها شود.
|| (اِ) جایی که آبهای بیفایده در آن جمع شود. (برهان). رجوع به هرز آب و هرز رفتن...


هرز

[هَ] (اِخ) جایی است که قبرهایی از زمان جاهلیت در آن یافت شود. (معجم البلدان). || نیز شبی از شبهای عرب که مربوط بدان مکان است و آن شب وقعهء هذیل است و هلاکت ثمود نیز گویند در همین شب اتفاق افتاد. (معجم البلدان).


هرزآب

[هَ] (اِ مرکب) آبی که از کشتزار به زمین لم یزرع رود. (یادداشت به خط مؤلف). آبی که از کردهای سیراب شده سرازیر گردد و به زمین های نامزروع روان شود. (یادداشت به خط مؤلف).


هرزبان

[هَ] (اِ مرکب) تخته ای که در جلوی جوی و نهر نهاده باشند برای کم و بیش کردن آب و نیز برای بازداشتن از فرودآمدن سنگ و امثال آن. (یادداشت به خط مؤلف).


هرزبیل

[هَ] (اِخ) میان منجیل و کلشدر نزدیک رودبار. (یادداشت به خط مؤلف). جایی است در نزدیکی منجیل و نام آن در متون قدیم خرزویل و در تداول کنونی هرزویل و هرزه اول است. رجوع به هرزه ول و خرزویل و نیز رجوع به سفرنامهء ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص4 شود.


هرز دادن

[هَ دَ] (مص مرکب) هدر دادن. تلف کردن. روان کردن آب به زمین های لم یزرع. (یادداشت به خط مؤلف).


هرز رفتن

[هَ رَ تَ] (مص مرکب) هدر رفتن. تلف شدن. مقابل هرز دادن. (یادداشت به خط مؤلف). در اراک اگر آب زمین زراعتی بر اثر خراب شدن سد و بند به خارج جریان یابد گویند آب هرز رفت. (از حاشیهء برهان چ معین).


هرز شدن

[هَ شُ دَ] (مص مرکب) هدر رفتن و روان شدن آب به زمین لم یزرع. (یادداشت به خط مؤلف). || خراب شدن و از کار افتادن پرهء قفل. (یادداشت به خط مؤلف). این معنی در مورد ابزار دیگر نیز به کار رود: هرز شدن کلید، هرز شدن پیچ و سرپیچ...


هرز کردن

[هَ کَ دَ] (مص مرکب) خراب کردن و از کار انداختن قفل و جز آن.


هرزگی

[هَ زَ / زِ] (حامص) کار بد. کار قبیح. تباهکاری. (یادداشت به خط مؤلف). || ناز و کرشمه. فریب و دلربائی :
به دست باد چنین زلف خویش باد مده
که هست پیشهء او هرزگی و غمازی.همام.
|| (اِ) در تداول عام، آلت تناسل و رجولیت، چنانکه گویند: شلوارش پاره و هرزگیش پیدا...


هرزنج

[هَ زَ] (اِخ) دهی است از دهستان سبلوئیهء زرند کرمان که در 33 هزارگزی جنوب باختری زرند و 8 هزارگزی راه رفسنجان به زرند واقع است. از قنات مشروب میشود و محصول عمده اش غله و حبوبات و کار مردم زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج8).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید