هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن علی بن حسین اتردی، مکنی به ابوالغنائم، طبیب و حکیم عراقی. از مردم بغداد، و در طب به استادی و حذاقت و جودت علم و عمل مشهور بود. وی بر کتب طبی و فلسفی تعلیقات و حواشی نوشته و نیز کتابی دربارهء «لذت در...
هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن علی بن عرام الربعی الاسوانی و الصعیدی، مکنی به ابومحمد، ادیب و شاعر معروف مصری، اهل صعید (مصرعلیا) بود. دیوان اشعارش را خود به ترتیب حروف مرتب کرد به سال 550 ه . ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی چ 2 ج9 ص62). از اشعار...
هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن علی بن محمد بن احمد بغدادی، مکنی به ابونصر، از حافظان حدیث، به سال 402 به دنیا آمد. وی دارای کتب و تصانیف و خطبه های فراوانی است. به سال 482 ه .ق. وفات یافت. (اعلام زرکلی چ 2 ج9 ص62).
هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن علی بن محمد حسنی بغدادی، مکنی به ابوالسعادات شریف و معروف به ابن شجری، از ائمهء لغت و عالم به ادب و احوال عرب بود. به سال 450 در بغداد متولد شد و در 542 ه .ق. در همان شهر درگذشت. وی مردی خوش...
هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن علی بن ملکاء بلدی، مکنی به ابوالبرکات و ملقب به اوحدالزمان، طبیب و فیلسوف بغدادی به سال 480 به دنیا آمد و به سال 560 ه .ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی چ 2 ج9 ص63). و رجوع به ابوالبرکات بغدادی شود.
هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن عیسی، مکنی به ابوالقاسم، کاتب مترسل و وزیر مهذب الدوله صاحب بطیحه بود. ابن اثیر گوید که وی از کتاب زبردست و مکاتبات او مشهور است. بعضی از شعراء مدایحی دربارهء وی گفته اند. (از اعلام زرکلی چ 2 ج9 ص64).
هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن فضل بن عبدالعزیزبن قطان، مکنی به ابوالقاسم و معروف به ابن قطان، طبیب و شاعر هجوگو و شوخ و بی پروای عراقی در قرن ششم ه . ق. است که بقول عماد اصفهانی هیچکس از زبان او در امان نبود نه خلیفه و نه...
هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن مبارک بن موسی بن علی بن یوسف السقطی، مکنی به ابوالبرکات و معروف به السقطی، مورخ و محدث بغدادی، به سال 445 ه . ق. به بغداد متولد شد. وی به واسط، بصره، کوفه، موصل، اصفهان و جبال مسافرت کرد. از آثار اوست: ذیلی...
هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن محمد بن حسین بن مفرج مقدسی اسکندری، مکنی به ابوالبرکات و ملقب به جمال الدین و معروف به ابن واعظ، از عدول ثغر بود. به سال 605 ه . ق. در 81سالگی وفات یافت. (حسن المحاضره فی اخبار مصر و القاهره. جزء 1، ص173).
هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن محمد بن عبدالله الناشی الکاتب، در ذیل ابوالعباس هبه الله... ترجمهء او به هبه الله... ارجاع شده است. با فحص فراوان، هبه الله ناشی، مکنی به ابوالعباس یافت نشد. به احتمال قوی مقصود، عبدالله بن محمد ناشی، مکنی به ابوالعباس است. برای ترجمهء وی...
هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن محمد بن عبدالواحدبن رواحه حموی، مکنی به ابوالقاسم و ملقب به زکی الدین و معروف به ابن رواحه. ناظر و مدرس مدارس موسوم به رواحیه بود (این دو مدرسه یکی در دمشق و دیگری در حلب واقع و هر دو وقف بر شافعیه شده...
هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن محمد بن علی بن مطلب، معروف به ابن مطلب و ملقب به ولی الله وزیر المستظهر بالله خلیفهء عباسی بود. رجوع به ابن مطلب شود.
هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن محمد بن هارون، مکنی به ابوغالب. از شعرای قرن پنجم ه . ق. است. صاحب محاسن اصفهان نام وی را در جزو معاصرین خود آورده است. از اشعار اوست که در وصف اصفهان سروده:
یا اصفهان لقد فقت البلاد بما
حویته من معان حار محصیها
بزنرود الذی...
هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن معدبن عبدالکریم قرشی دمیاطی، مکنی به ابوالقاسم و معروف به ابن البوری(1)، فقیه، وی نزد ابن ابی عصرون و ابن الخل فقه آموخت و سپس به اسکندریه رفت و در مدرسهء سفلی به تدریس پرداخت به سال 599 ه .ق. درگذشت. (از حسن المحاضره...
هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن موسی بن داود شیرازی سلمانی، مکنی به ابونصر و معروف به مؤید فی الدین، داعی الدعاه و از پیشوایان و نویسندگان اسماعیلیه، به شیراز متولد گشت و در همانجا دانش آموخت و به مذهب اسماعیلی گروید و به دعوت برای فاطمیان پرداخت. در سال...
هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن یحیی، کاتب مهذب الدوله دیلمی بود. (حبیب السیر ج2 ص307).
هبه الله
[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن یحیی بن محمد هراس، مکنی به ابوطالب یا ابن هراس، از علمای قرائت، اهل شیراز بود. وی کتابی به نام «البهجه» در قرائتهای هفتگانه تألیف کرده است. وفاتش به سال 580 ه . ق. اتفاق افتاد. (از اعلام زرکلی چ 2 ج9 ص65).
هبه الله بخاری
[هِ بَ تُلْ لاه هِ بُ] (اِخ)مکنی به ابوالمظفر و ملقب به جلال الدین. از وزراء دولت عباسی، که وزیر الناصرلدین الله خلیفهء عباسی بود. (حبیب السیر ج2 ص327).
هبه الله عباسی
[هِ بَ تُلْ لاه هِ عَبْ با](اِخ) ابن ابراهیم بن محمد مهدی بن عبدالله منصور عباسی، مکنی به ابوالقاسم، شاعر و موسیقیدان و از امرای دولت عباسی و ندیم چند تن از خلفای عباسی از جمله المعتمد علی الله بود. وی جنگهایی نیز کرده است اشعار کمی از خود به...
هبه الله فارسی
[هِ بَ تُلْ لا هِ] (اِخ)مکنی به ابونصر و ملقب به قوام الملک. رجوع به قوام الملک (هبه الله...) شود.
