هبور

[هُ] (ع اِ) جِ هَبر. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه). رجوع به هَبر شود. || سنگهای بزرگ بر پشتها. (منتهی الارب).


هبور

[هَبْ بو] (ع اِ) مورچهء ریزه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد). || در لغت نبطی؛ ریزه برگی که از کشت بر زمین ریزد و قابل خوردن حیوانات باشد. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه).


هبورن

[هِ] (اِخ)(1) شهری است از ایالت دورهام(2) در انگلستان که در 5/4 میلی پائین نیوکاسل(3) واقع شده. مساحت آن 4/2 میل مربع و جمعیتش بر طبق آمار سال 1951 م. 23098 تن است. این شهر مرکز کارخانه های کشتی سازی و عملیات مهندسی میباشد. (از دایره المعارف بریتانیکا).
(1) - Hebburn.
(2)...


هبوز

[هُ] (ع مص) هبز. هبزان. مردن. || ناگاه مردن. || برجهیدن. جهیدن. (معجم متن اللغه).


هبوز

[هُ] (ع اِ) جِ هبز. زمینهای پست و هموار که اطراف آن برآمده باشد. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه). هبور. رجوع به هبز شود.


هبوط

[هَ] (ع اِ) زمین نشیب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). زمین نشیب و سرازیر. (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغه). صبب. شیبی. پستی. مقابل صَعود. || مورچهء ریز. || پرنده. (معجم متن اللغه). ج، هُبُط، هَبائِط. (ناظم الاطباء).


هبوط

[هُ] (ع مص) فرودآمدن از بالا. نازل شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه). فرود آمدن. (ترجمان علامهء جرجانی). مقابل عروج. مقابل صعود. فروشدن. به زیر آمدن. || در نشیب و پستی واقع شدن. || به بدی درافتادن. || خوار شدن. (معجم متن اللغه). || کوچک شدن....


هبوط کردن

[هُ کَ دَ] (مص مرکب)فرود آمدن. نزول کردن. (ناظم الاطباء). به زیر آمدن. فروافتادن. از بلندی به پستی آمدن. هبوط نمودن.


هبوط نمودن

[هُ نُ / نِ / نَ دَ] (مص مرکب) فرود آمدن. نزول کردن. به زیر آمدن. فروافتادن. از بلندی به پستی گراییدن. هبوط کردن: مانند شدیدالقوی که از فوق سما بر سطح غبرا هبوط نماید، پایین آمدند. (عالی شیرازی از ارمغان آصفی).


هبوع

[هُ] (ع مص) گردن دراز کرده رفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). گردن دراز کرده رفتن شتر. (معجم متن اللغه). || کند رفتن خر. (معجم متن اللغه). کند رفتن خر و جز آن. (اقرب الموارد). || بشتاب رفتن و با کمک گردن رفتن. (اقرب الموارد). || بناگاه فراپیش آمدن...


هبوع

[هُ] (ع اِمص) رفتار خر کند که تیزرو نباشد. (ناظم الاطباء). رفتار خر خاصه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || بناگاه فراپیش آمدگی قوم از هرجای. (ناظم الاطباء).


هبوع

[هَ] (ع ص) شتری که در رفتن شتاب کند و با کمک گردن رود. (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد) (لسان العرب). ابن اعرابی گوید :
و انی لاطوی الکشح من دون ما انطوی
و اقعط بالخرق الهبوع المراجم.


هبوغ

[هُ] (ع مص) به خواب رفتن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). خوابیدن. (اقرب الموارد) (لسان العرب) (معجم متن اللغه). || خوابیدن اندک در روز. یک لحظه خوابیدن از روز. خواب در روز هر قدر که باشد. (معجم متن اللغه) (لسان العرب). || اندک خوابیدن مطلقاً. خوابیدن اندک هر وقت که باشد....


هبول

[هَ] (ع ص) زن گم کرده فرزند. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). المرأه الثکول. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه) (لسان العرب). ثاکله. || زن بی فرزند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). زنی که فرزندی برایش باقی نماند. (معجم متن اللغه) (لسان العرب).


هبول

(1) [هَ] (اِخ) پادشاهی است از پادشاهان عرب و آن را هبوله یا ابن هبوله نیز گویند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). نام پادشاهی مر تازیان را و آن را ابن الهبوله و ابن هبوله نیز گویند. (ناظم الاطباء). رجوع به هبوله (ابن...) شود.
(1) - ناظم الاطباء این اسم را «ابن...


هبولنگ

[] (اِ)(1) ترف. قره قروت. کشک سیاه. هلباک. لیولنگ. پنیرتن. (لغت فرس اسدی).
(1) - در لغت فرس، این کلمه ذیل لیولنگ و مترادف با آن و به معنی آنکه ترف باشد آمده، و فقط در یکی از نسخ لغت فرس دیده شده است. عباس اقبال مصحح لغت فرس در حاشیهء...


هبوله

[هَ لَ] (اِخ) (ابن...) ابن الهبوله، پادشاهی از پادشاهان عرب که قبل از غسان بوده است. (معجم متن اللغه).


هبون

[هَ] (ع اِ) عنکبوت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد).


هبوه

[هَ وَ] (ع اِ) گرد خاک و تیرگی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد). ج، هَبَوات. (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد)، اهباء. (معجم متن اللغه).


هبه

[هِ بَ] (ع مص، اِمص) (از «وه ب») بخشش و انعام. (ناظم الاطباء) (ترجمان علامهء جرجانی). بخشیدن چیزی را. (منتهی الارب). بخشیدن و دادن چیزی بلاعوض. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه). التبرع تملیک العین بلاعوض. (تعریفات). || در اصطلاح شرع اسلام: هی العقد المقتضی لتملیک العین من غیر عوض منجزا...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید