هبه

[هِ بَ] (ع اِ) عطیه و هدیه ای که خالی از غرض یا عوض باشد. (معجم متن اللغه). ج، هِبات. (اقرب الموارد).


هبه

[هَبْ بَ] (ع اِ) یک مرتبه. یک بار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد): رایته هبه؛ دیدم او را یک بار در تمام عمر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (معجم متن اللغه). || ساعتی که از پگاه باقی باشد. || مدتی از روزگار. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه) (ناظم الاطباء) (منتهی...


هبه

[هِبْ بَ] (ع اِ) نوع. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد. || حال. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || نوع و هیئت از وزیدن باد. (ناظم الاطباء). حال وزش باد. (معجم متن اللغه). || روانی شمشیر و نیزه در ضریبه و درخش آن. گفته میشود: سیف ذوهبه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). روانی شمشیر...


هبه

[هَ / هِبْ بَ] (ع مص) بریدن چیزی را. (منتهی الارب): هب السیف الشی ء هبه؛ برید شمشیر آن چیز را. (اقرب الموارد). || به حرکت درآوردن شمشیر چیزی را. جنبانیدن شمشیر چیزی را. (معجم متن اللغه). || جنبیدن و به حرکت درآمدن شمشیر. (معجم متن اللغه).


هبه

[هِبْ بَ] (ع مص) بانگ کردن تکه وقت گشنی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بانگ کردن برای گشنی. (معجم متن اللغه). || تیز شدن تکه برای گشنی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بهیجان آمدن برای گشنی. (معجم متن اللغه). || خواندن گشن را بگشنی. (معجم متن اللغه).


هبه

[هِ بَ] (اِخ) ابن محمد الفخربن یوسف بن منصور. ملقب به بهاءالدین و معروف به ابن الفخر. از امرای دولت رسولی بود. در سال 790 ه . ق. به امارت شهر زبید منصوب گشت و تا آخر عمر (796 ه . ق.) در این سمت باقی بود. (اعلام زرکلی چ...


هبه

[هِ بَ] (ع مص) بخشیدن. دادن. (دهار) (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی) (غیاث). رجوع به هبه شود.


هبه

[هِ بَ / بِ] (از ع اِمص) بخشش و انعام. (ناظم الاطباء). دهش. عطا. داد. رجوع به هبت (هبه) شود.


هبه

[هِ بَ] (ع اِ) آنچه که ببخشند. (مهذب الاسماء). جایزه. عطیه. رجوع به هبه شود.


هبه

[هِ بِ] (اِخ)(1) در اساطیر یونان ربه النوع جوانی است. وی دختر مشتری و هرا(2)میباشد و متصدی ساقیگری ربه النوع بوده، روزی در اثناء انجام وظیفه از عمل خود شرمسار شد و از شغل خود سرباز زد و به محفل خدایان داخل نگشت، لاجرم مشتری وظیفهء او را به جوانی...


هبه

[هِ / هَبْ بَ] (ع اِ) رجوع به هِبَّه و هَبَّه شود.


هبهاب

[هَ] (ع ص) تیزرو. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). ج، هَباهیب. (ناظم الاطباء). || نیک بانگ و فریاد کننده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بانگ و فریاد کننده. (اقرب الموارد). || (اِ) سراب. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). کوراب. (مهذب الاسماء). || بازیی است مر کودکان را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد)....


هبه الرحمان

[هِ بَ تُرْرَ] (اِخ) ابن عبدالواحدبن ابی القاسم عبدالکریم بن هوازن القشیری نیشابوری، مکنی به ابوالاسعد معروف به ابن قشیری. خطیب نیشابور بود. به سال 460 ه . ق. به دنیا آمد. ابن عساکر و ابن سمعانی و دیگران از وی روایت کرده اند. (از الاعلام زرکلی چ 2 ج9...


هبه الله

[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) (مولانا...) از عرفا و متصوفهء قرن هفتم هجری که به وفور علم و صلاح معروف بوده. وی از مردم ترکستان و هنگامی که غازان خان در خراسان حکومت داشت به ایران آمد و به خدمت پادشاه رسید. غازان خان مقدم وی را گرامی شمرد و...


هبه الله

[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن احمدبن محمد بن هبه الله الامین الانصاری الدمشقی، مکنی به ابومحمد و معروف به ابن الاکفانی، از حافظان حدیث و تاریخدان و شافعی بود. به سال 444 ه . ق. به دنیا آمد و در سال 524 ه . ق. به دمشق وفات یافت....


هبه الله

[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن احمدبن معلی بن محمود الطرازی ترکستانی ملقب به شجاع الدین، از فقهای حنفی، به سال 671 ه . ق. در شهر طراز در ترکستان به دنیا آمد و به دمشق رحل اقامت افکند و در همانجا به سال 733 ه . ق. درگذشت. از...


هبه الله

[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن البتکین، مکنی به ابوطاهر. حاجب خوارزمشاه و صاحب جیش وی بوده است. ابوعلی جعفری در مدح او قصیده ای دراز که از سیصد بیت متجاوز است سروده و در آن گوید:
اشرب علی ذکری امری ساد جمیع الحجبه
من حاجب شهم جلیل حاتمی الموهبه
من صاحب الجیش...


هبه الله

[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن الیاس. برادر موفق الدین اسعدبن الیاس بن مطران طبیب معروف که وی نیز به شغل طبابت اشتغال داشت. (عیون الانباء فی طبقات الاطباء ج2 ص180).


هبه الله

[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن جعفربن سناء الملک ابی عبدالله محمد بن هبه الله السعدی، مکنی به ابوالقاسم و معروف به قاضی سعید. از فضلا و شعرای بزرگ مصر، به سال 545 در مصر به دنیا آمد مدتی در دیوان انشاء مصر خدمت کرد، شعری نیکو و نثری شیوا...


هبه الله

[هِ بَ تُلْ لاه] (اِخ) ابن حامدبن احمدبن ایوب بن علی بن ایوب، مکنی به ابومنصور و معروف به عمیدالرؤسا. ادیبی فاضل و نحوی و لغوی و شاعر بود. وی نزد ابوالحسن علی بن عبدالرحیم الرقی معروف به ابن عصار ادب آموخت و مقامات را از ابن النقور یاد گرفت...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید