نقابه

[نَ بَ] (ع مص) نقیب گردیدن سپس آنکه نبود( 1) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) نقیب شدن (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) نقیب شدن بر قوم (از اقرب الموارد) (از متن اللغه ||) ستودن (از غیاث اللغات) (آنندراج) ( 1) - قاله الفراء، و قال سیبویه نقابه بالکسر اسم و...


نقابه

[نِ بَ] (ع اِمص) مهتری نقیبی (ناظم الاطباء) رجوع به نقابت و نَقابَه شود (|| مص) نقیبی کردن بر قوم (از منتهی الارب) (از آنندراج) (تاج المصادر بیهقی) نقیبی و مهتری کردن (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد ||) سالار شدن (ترجمان علامهء ( جرجانی ص 101 ||) رفتن( 1)...


نقابی

[نِ] (اِخ) از شعرای تبریز است در بدخشان ولادت و در تبریز نشو و نما یافت: در شرح زلزلهء تبریز مثنوی سروده است: ز دهشت لرزه بر مردم درآویخت که رنگ سرمهء چشم بتان ریخت زمین از بس که چون دریا خروشید منار از خاک چون فواره جوشید (از صبح...


نقابی

[نَقْ قا] (حامص) عمل نقاب رجوع به نَقّاب شود : زلف شب چون نقاب مشکین بست شه ز نقابی نقیبان رستنظامی.


نقاث

[نَ ثِ] (ع اِ) کفتار (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) اسم است ضبع را (از اقرب الموارد) ضبع (از متن اللغه).


نقاخ

[نُ] (ع ص، اِ) آب سرد دلگشای (مهذب الاسماء) آب خنک (از بحر الجواهر) (یادداشت مؤلف) آب خوش خنک روشن (منتهی الارب) (آنندراج) آب خوش و خوشگوار سرد و صاف (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه ||) خواب در عافیت و آرام( 1) (منتهی الارب) (آنندراج) (از متن...


نقاخ

[نُقْ قا] (ع اِ) استخوان برآمده بالای پس گردن از جانب گوش (منتهی الارب) (آنندراج) استخوان برآمدهء پشت گوش (ناظم الاطباء) (از متن اللغه) خشیشاء (اقرب الموارد ||) بلندی سر گوش (منتهی الارب) (آنندراج) بالای قفا از طرف گوش (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه).


نقاد

[نَقْ قا] (ع ص) سره کنندهء درم ها (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) بسیار سره کننده درم و دینار را (غیاث اللغات) سره کنندهء درم و دینار (آنندراج) آنکه پول ها را سره می کند و خوب و بد آنها را از هم جدا می کند (ناظم الاطباء) سره گر صراف...


نقاد

[نُقْ قا] (ع ص، اِ) جِ ناقد رجوع به ناقِد شود.


نقاد

[نِ] (ع اِ) جِ نقد رجوع به نَقَد شود.


نقاد

[نَقْ قا] (اِخ) پندت جی کوپال کشمیری اصل لکهنوی، از معاشران اختر و از شاگردان میرزا قتیل است و در کلکته وفات یافته است، او راست: حریف شعلهء عشق تو کی تواند شد کسی که از خس و خار هوی جدا نشود (از صبح گلشن ص 535 ) (قاموس الاعلام...


نقاده

[نِ دَ] (ع اِ) جِ نقد رجوع به نَقَد شود.


نقادی

[نَقْ قا] (حامص) سره کردن پول و خوب را از بد جدا کردن (ناظم الاطباء) عمل نقاد رجوع به نقاد شود || سخن سنجی نقد ناقدی رجوع به نقد شود.


نقار

[نِ] (ع اِ) کینه عناد (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء) گفت و شنود و اختلاف و نزاع و دشمنی و کدورت (ناظم الاطباء) ستیز کدورت آزردگی نزاع جدال کشمکش : خود نقیریست کل عالم و تو در نقار از پی نقیر مباشسنائی به مردانی که در نقار و جدال اختران قاطع...


نقار

[نَقْ قا] (ع ص) کنده گر (مهذب الاسماء) که بر سنگ یا چوب کنده گری کند و آنکه روی رکاب یا لجام اسب نقاشی کند که حرفه اش نقاره است (از اقرب الموارد ||) آسیازن (یادداشت مؤلف) الذی ینقر الرحا؛ که سنگ آسیاب تراشد (متن اللغه||) کسی که گل و...


نقار

[نَقْ قا] (اِخ) حسن بن داودبن حسن بن عون بن منذربن صبیح قرشی اموی کوفی، مکنی به ابوعلی، معروف به نقار از نحویون و قاریان قرن چهارم هجری قمری است، و کتابی در اصول نحو و کتابی در مخارج حروف تصنیف کرده و به سال 352 ه ق درگذشته...


نقارچی

[نَ / نَقْ قا رَ / رِ] (ص مرکب)نوبت نواز (آنندراج) کسی که نقاره می زند (ناظم الاطباء) نقاره چی : مه نقارچی من به شهر شهرت اوست گذشت نوبت خوبان عصر و نوبت اوست سیفی (آنندراج) رجوع به نقاره چی شود.


نقارخانه

[نَ قا / نَقْ قا نَ / نِ] (اِ مرکب)جائی که در آن نوبت نوازند (آنندراج) جائی که در آن روزی دو مرتبه نوبت می زنند (ناظم الاطباء) نقاره خانه رجوع به نقاره خانه شود.


نقارس

[نَ رِ] (ع اِ) جِ نقرس رجوع به نقرس شود.


نقاره

[نِ رَ] (ع اِمص) حرفهء نقار کنده گری روی چوب و سنگ، و نقاشی روی ساز و برگ اسب (از اقرب الموارد) رجوع به نَقّار شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید