نقاض

[نَقْ قا] (ع ص) بار گران که پشت را لاغر گرداند یا گران سازد چنانکه آواز برآید از آن (منتهی الارب) (آنندراج ||) شکنندهء عهد و پیمان (ناظم الاطباء ||) ابریشم فروش (مهذب الاسماء).


نقاض

[نُقْ قا] (ع اِ) گیاهی است (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).


نقاض

[نِ] (ع مص) مناقضه (المنجد) (اقرب الموارد) رجوع به مناقضه شود (|| اِمص) خلاف گوئی (فرهنگ فارسی معین).


نقاضه

[نُ ضَ] (ع اِ) آنچه تاب بازداده شود از رسن و موی و پشم (منتهی الارب) (آنندراج) ریسمان موئی که تاب آن را باز کرده باشند (ناظم الاطباء) (از المنجد).


نقاضه

[نِ ضَ] (ع اِمص) حرفهء نَقّاض (از اقرب الموارد) رجوع به نقاض شود.


نقاضه

[نَ ضِ] (اِخ) دهی است از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز در 37 هزارگزی شمال شرقی اهواز، در دشت گرمسیری واقع است و 100 تن سکنه دارد آبش از چاه تأمین می شود محصولش غلات و شغل اهالی زراعت است (از فرهنگ جغرافیایی ( ایران ج 6.


نقاط

[نَقْ قا] (ع ص) نقطه گذارندهء بر حرف (منتهی الارب) (آنندراج) آنکه کراسه را نقط زند (مهذب الاسماء) نقطه زن نقطه کننده (فرهنگ خطی) نقطه نهنده.


نقاط

[نِ]( 1) (ع اِ) جِ نقطه رجوع به نقطه شود || قطعات پراکنده: نقاط من الکلام و نقط؛ القطع المتفرقه منها (منتهی الارب||) نواحی مناطق مواضع: نقاط گرمسیر، نقاط سوق الجیشی ( 1) - و به ضم نون [ نُ ] محض خطاست (غیاث اللغات) در تداول به ضم اول.


نقاع

[نَقْ قا] (ع ص) بسیار ظاهرکننده فضایل را که ندارد (منتهی الارب) (آنندراج) آنکه فضیلت های بسیاری ادعا کند که دارای آنها نباشد (ناظم الاطباء) (از المنجد).


نقاع

[نَ] (ع اِ) ظرفی که در آن مویز و امثال آن خیسانند (از المنجد) ظرفی که در آن چیزی خیسانند (از اقرب الموارد) (از تاج العروس).


نقاع

[نِ] (ع اِ) جِ نقع رجوع به نَقع شود.


نقاعه

[نُ عَ] (ع اِ) آب که در آن چیزی تر نهند (منتهی الارب) (آنندراج) آبی که در آن چیزی بخیسانند (ناظم الاطباء) اسم است آب و امثال آن را که در آن چیزی بخیسانند (از المنجد) اسم است آنچه را که در آن چیزی بخیسانند (از اقرب الموارد).


نقاف

[نِ] (ع ص) رجل نقاف؛ مرد دوراندیش هوشیار (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) مرد باتدبیر صاحب نظر (از اقرب الموارد) (از المنجد) (از متن اللغه (||) اِ) نقاب (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء (||) مص) شمشیر بر سر یکدیگر زدن و یکدیگر را سرشکستن (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) مناقفه...


نقاف

[نَقْ قا] (ع ص) مرد دوراندیش پایان کار نگرنده (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد ||) خواهندهء به ستوه آرنده یا حریص بر سؤال (منتهی الارب) (آنندراج) سائل مبرم یا حریص بر سؤال (از اقرب الموارد) (از المنجد) و هی نقافه (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ||) دزدی که هر...


نقافه

[نَقْ قا فَ] (ع ص) زن حریص بر سؤال (از اقرب الموارد) (از المنجد) (ناظم الاطباء) زن خواهندهء به ستوه آرنده (ناظم الاطباء) تأنیث نقاف است (منتهی الارب) رجوع به نَقّاف شود || دزد که برباید هرچه بر آن قادر گردد (از منتهی الارب) رجوع به نَقّاف شود.


نقاق

[نَقْ قا] (ع اِ) غوک ضفدع( 1) (از اقرب الموارد) رجوع به نقاقه شود ( 1) - صفه غالبه (اقرب الموارد) (متن اللغه).


نقاقه

[نَقْ قا قَ] (ع اِ) غوک (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) ضفدعه (اقرب الموارد) (متن اللغه) -امثال: اروی من النقاقه.


نقاقیز

[نَ] (ع اِ) جِ نقاز رجوع به نقاز شود.


نقال

[نِ] (ع اِ) جِ نَقل رجوع به نَقل شود || جِ نَقَل رجوع به نَقَل شود || جِ نِقل رجوع به نِقل شود || جِ نَقلَه رجوع به نقله شود (||مص) زودزودبردارندهء قوائم گردیدن اسب (منتهی الارب) به سرعت قدم برداشتن اسب (از اقرب الموارد) مناقله (منتهی الارب) (اقرب الموارد...


نقال

[نَقْ قا] (ع ص) فرس نقال؛ اسب که زودزود بردارد پاها را (منتهی الارب) (آنندراج) اسب که به سرعت قدم بردارد (از اقرب الموارد) (از المنجد) منتقل مناقل (متن اللغه) (المنجد ||) آنکه چیزها را از موضعی به موضع دیگر نقل کند (از اقرب الموارد) (از المنجد) نقل کننده از...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید