نساسیف

[نَ] (ع اِ) جِ نسّاف رجوع به نسّاف شود.


نساطره

[نَ طِ رَ] (ع اِ) جِ نسطوری (از اقرب الموارد) پیروان نسطور (ناظم الاطباء) رجوع به نسطوری و نسطوریه شود.


نساف

[نُسْ سا / نَسْ سا] (ع اِ) مرغی است شبیه فراشتوک (منتهی الارب) نام مرغی شبیه به پرستوک (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) او را منقار بزرگی است (از اقرب الموارد) ج، نساسیف.


نساف

[نِ] (ع اِ) جِ نسفه رجوع به نسفه شود.


نسافه

[نُ فَ] (ع اِ) آنچه برافتد از باد بردادن گندم (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) آنچه از مِنْسَف [ غربال بزرگ ]فروریزد (از اقرب الموارد) (از المنجد) در مثل گویند: اعزل النسافه و کل الخالص (منتهی الارب ||) آنچه از غبار خاک پراکنده شود ما یثور من غبار الارض (المنجد...


نساک

[نُسْ سا] (ع ص، اِ) جِ ناسک عُبّاد ناسکان زاهدان رجوع به ناسک شود : و متعبدان و نساک و معتمدان روایات (ترجمهء ( محاسن اصفهان ص 119.


نساکده

[نِ کَ دَ / دِ] (اِ مرکب) خانهء مخصوص که ایرانیان [ زردشتی ] مرده را پیش از حمل به دخمه موقتاً در آن می نهاده اند (یادداشت مؤلف) رجوع به نسا شود.


نساکه

[نَ کَ] (ع مص) پرستیدن پارسا گردیدن (منتهی الارب) (آنندراج) ناسک شدن (از المنجد) متعبد شدن (تاج المصادر بیهقی) نَسْک نِسْک نُسْک نُسُک رجوع به نسک شود.


نسال

[نُ] (ع اِ) آنچه افتد از پشم و پر و جز آن (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) ما یسقط من الصوف و الریش عند النسل (اقرب الموارد) (از المنجد) واحد آن نساله است (منتهی الارب ||) خوشهء گیاه حَلیّ خشک و پراکنده افتاده (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) خوشهء...


نساله

[نُ لَ] (ع اِ) یک عدد پر و پشم افتاده (ناظم الاطباء) واحد نسال است رجوع به نسال شود || یک خوشهء گیاه حَلیّ خشک شده (ناظم الاطباء) واحد نسال است رجوع به نسال شود.


نسام

[نِ] (ع مص) یکدیگر را بوئیدن و نزدیک شدن و رسیدن به چیزی مناسمه (از اقرب الموارد) (از المنجد).


نسام

[نِ] (ع اِ) جِ نسیم رجوع به نسیم شود.


نسامه

[نَ مَ] (ع مص) زهیدن آب از زمین (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از المنجد) گویند: نسمت الارض نسامهً؛ زهید آب آن زمین (ناظم الاطباء ||) به سپل زدن شتر زمین را || متغیر گردیدن چیزی (از منتهی الارب).


نسانس

[نَ نِ] (ع اِ) نوعی از نسناس (از منتهی الارب) غول و نسناس ماده (ناظم الاطباء).


نساوه

[نِ وَ] (ع مص) فراموش کردن (از منتهی الارب) نسی نسیان نسوه رجوع به نسی و نسیان شود.


نسایج

[نَ یِ] (ع اِ) نسائج جِ نسیجه، به معنی بافته رجوع به نسیجه و نسائج شود || مجازاً، سروده به نظم آمده : و از نسایج خاطر این امیر بیت ها است که در کتاب وشاح دمیه القصر آورده ام (تاریخ بیهقی ص 98 ||) علمای بی نظیر (فرهنگ نظام...


نسایس

[نَ یِ] (ع اِ) نسائس جِ نَسیسه، به معنی سخن چینی (آنندراج) رجوع به نسیسه شود.


نسایک

[نَ یِ] (ع اِ) نسائک جِ نَسیکه رجوع به نسیکه شود.


نسایم

[نَ یِ] (از ع، اِ) نسائم جِ نسیم بادهای نرم( 1) (از فرهنگ نظام) ( 1) - در عربی جِ نسیم، نِسام است، پس استعمال نسایم مخصوص فارسی است (فرهنگ نظام).


نسایی

[نِ] (ص نسبی) نسائی منسوب به نسا از بلاد خراسان (از سمعانی).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید