نزعه
[نَ زَ عَ] (ع ص، اِ) رُماه (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه) جِ نازع، به معنی رامی (از معجم متن اللغه) رجوع به نازع شود (|| اِ) محل موی رفتگی از پیشانی (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) نَزَعتان تثنیهء آن است (از منتهی الارب) رجوع به نَزَع شود ج، نَزَعات || گیاهی است (منتهی الارب) نَزْعه رجوع به نَزْعه شود || راه در کوه (منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد) - امثال: صار الامر الی النزعه ؛ یعنی مردم ذی وقار و بردبار در اصلاح و نیکویی آن پرداختند (منتهی الارب) (آنندراج) (از معجم متن اللغه) (از اقرب الموارد) عادَ السهم الی النزعه ؛ یعنی حق به مرکز قرار گرفت (منتهی الارب) (آنندراج)؛ حق به اهلش بازگشت (از اقرب الموارد).
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
