ناولز
(اِخ)( 1) جیمز شریدان در سال 1784 م در ایرلند متولد شد و به سال 1862 م درگذشت شهرت او در نمایشنامه نویسی است Knowles, James Sheridan - ( نام دارد ( 1 « ویرجینیوس » نمایشنامهء معروف او.
ناولز
(اِخ)( 1) فردریک لاورنس شاعر امریکایی، در سال 1869 م متولد شد و در 1905 درگذشت وی علاوه بر آثار شعری خود روی » 2) و )« پیروزی عشق » مجموعه های جالبی از اشعار شاعران دیگر گردآوری کرده است دو دفتر از اشعار وی بعنوان های Knowles, Fredric Laurence...
ناولز
(اِخ)( 1) لوسیوس جیمز امریکائی و مخترع تلمبهء بخار است وی به سال 1884 م به سن 65 سالگی درگذشت از کارهای عمدهء Knowles, Luciuc James - ( او - پس از اختراع تلمبهء بخار - اصلاح و تغییر کارگاه های بافندگی است ( 1.
ناولو
(اِخ) دهی است از دهستان خروسلوی بخش گرمی شهرستان اردبیل، در 50 هزارگزی مغرب گرمی و 37 هزارگزی جادهء شوسهء گرمی به اردبیل در جلگهء گرمسیر واقع است و 15 تن سکنه دارد آبش از رودخانهء درآورد و چشمه تأمین میشود محصول آن ( غلات و حبوبات و شغل اهالی...
ناولیق
(اِخ) دهی است از دهستان اوچ تپهء بخش ترکمان شهرستان میانه، در 14 هزارگزی جادهء شوسهء تبریز به میانه در منطقه ای کوهستانی و معتدل هوا واقع است و 358 تن سکنه دارد آبش از چشمه و محصولش غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله ( داری است...
ناومان
(اِخ)( 1) دانشمند آلمانی که مطالعات قابل توجهی در ادبیات عامیانه (فولکلور) کرده است: در سال 1741 م متولد شد و به سال - ( ساخت و در موسیقی قرن 17 و 18 م آلمان سهمی بسزا داشت ( 1 « اوپرا » 1801 درگذشت او علاوه بر کارهای ادبی...
ناومید
[وُ / وُمْ می] (ص مرکب) بی امید ناامید مأیوس (ناظم الاطباء).
ناوناوان
(نف مرکب، ق مرکب) از: ناو (از مصدر ناویدن) + ناو (مکرر) + ان (پسوند صفت فاعلی و حال) (حاشیهء برهان قاطع چ معین) خرامان گرازان جلوه کنان (برهان قاطع) (آنندراج) دامن کشان (از فرهنگ خطی): درانج؛ ناوناوان و خرامان در رفتار (منتهی الارب).
ناونتن
[تُ] (اِخ)( 1) سِر رابرت سیاستمدار انگلیسی است وی در سال 1563 متولد شد و به سال 1635 م درگذشت نوشته های او که Naunton, Sir - ( حاوی اطلاعات جالبی دربارهء الیزابت اول و درباریان اوست و در تاریخ انگلستان دارای اهمیت است ( 1 Robert.
ناوند
[وَ] (اِ مرکب) نان بند بالشچه ای که خمیر پهن کرده بر آن نهند و بر دیوار تنور تفته دوسانند پختن نان را لَپّو رفیده نابند.
ناوند
[وَ] (اِخ) دهی است از دهستان گنجگاه بخش سنجید شهرستان هروآباد و 27 هزارگزی مغرب سنجید [ کیوی ] و 3 هزارگزی جادهء شوسهء میانه به هروآباد در منطقهء کوهستانی و سردسیر واقع است و 141 تن سکنه دارد آبش از چشمه، محصولش غلات ( و حبوبات، شغل اهالی زراعت...
نا و نوش
[وُ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب)نغمه و نی شنیدن و شراب نوشیدن و حاصل معنی عشرت و طرب است (آنندراج) (غیاث اللغات) (از بهار عجم).
ناونه
[] (اِ) چادر شب کهنه : استاد گفت: دستوری دادم، اما متنکروار و پوشیده شو و ناونه ای (بزبان نیشابوریان یعنی چادرشب کهنه) بر سر افکن (اسرار التوحید ص 64 ) و رجوع به ناوه شود.
ناووس
(اِ) آتشکده، و عبادت خانهء مجوس (برهان قاطع) لغتی است در ناؤس (قطر المحیط) ناوس نائوس نااوس رجوع به نائوس شود || گورستان مجوس (منتهی الارب) آنجا که مجوس مرده بنهند (سامی) رجوع به نائوس شود.
ناووسی
(ص نسبی) منسوب به ناووس است رجوع به نائوسی شود.
ناووسی
(اِخ) رجوع به ناووسیه شود.
ناووسیه
[سی یَ] (اِخ) عنوان مشهور فرقه ای است از شیعه که اتباع عجلان یا عبدالله ناووس بصری اند و امام جعفر صادق را امام حی حاضر غایب و مهدی منتظر و قائم آل محمد دانند (از ریحانه الادب ج 4 ص 161 از مجمع البحرین) طایفه ای از غلاه شیعهء...
ناوه
[وَ / وِ] (اِ) (از: ناو + ه، پسوند تصغیر، نسبت و شباهت) ناوک در سلطان آباد اراک: نوه( 1) (چوب کوتاه میان خالی که گلکاران بدان گل کشند)، تهرانی: ناوه( 2)، بروجردی: نووه( 3)، معرب: ناوق (از حاشیهء برهان قاطع چ معین) چوب کوتاه میان خالی کرده را گویند...
ناوه
[وِ] (اِخ) دهی است از بلوک فاریاب، واقع در دهستان عمارلوی بخش رودبار شهرستان رشت این ده در جنوب شرقی رودبار و در 53500 گزی شمال شرقی پل لوشان در ناحیتی کوهستانی و سردسیر واقع است و 80 تن سکنه دارد آبش از رودخانهء دزدرود ( است و محصولش غلات...
ناوه
[وِ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان پهلویدژ بخش بانهء شهرستان سقز، در 14 هزارگزی جنوب بانه واقع است و 30 تن سکنه ( دارد (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5.
