ناوشکی

[وِ] (اِخ) دهی است از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندرعباس، در 144 هزارگزی جنوب میناب و 10 هزارگزی مشرق راه مالرو جاسک به میناب در جلگهء گرمسیر مالاریاخیزی واقع است و 80 تن سکنه دارد آبش از چاه و محصولش خرما و شغل ( مردمش زراعت است راه مالرو...


ناوفادار

[وَ] (نف مرکب) بی وفا که وفا و بقایی ندارد مقابل وفادار رجوع به وفادار شود : جهان دلفریب ناوفادار سپهر زشتکار خوب منظرناصرخسرو.


ناوقت

[وَ] (ق مرکب) ناهنگام بی موقع به ناوقت به ناگاه نه بوقت بی گاه بی هنگام نه بموقع خود : رویم چو گل زرد شد از درد جهالت وین سرو به ناوقت بخمّید چو چنبر ناصرخسرو.


ناوقه

[قَ] (اِ) عبارت است از آن مقدار آب که شخصی در میان آب روَد و به مقدار یک گز میان هر دو پای بگشاید و آب به زیر دو زانوی او برسد آن مقدار آب را ناوقه گویند : و گویند که ناوقه عبارت از آن است که مردی در...


ناوک

[وَ] (اِ مصغر) (از: ناو + ک، تصغیر و نسبت و شباهت) ناوه (حاشیهء برهان قاطع چ معین) مصغر ناو است (برهان قاطع) ناو خرد و کوچک (ناظم الاطباء ||) نوعی از تیر باشد و آن تیری است کوچک و بعضی گویند آلتی است چوبین و میان خالی که تیر...


ناوکار

(اِ مرکب) ملاح عملهء کشتی (یادداشت مؤلف).


ناوکاری

(حامص مرکب) ملاحی (یادداشت مؤلف).


ناوک افکن

[وَ اَ کَ] (نف مرکب)ناوک انداز که ناوک افکند.


ناوک انداختن

[وَ اَ تَ] (مص مرکب)پرتاب کردن ناوک افکندن ناوک : گر ناوکی اندازد عمدا بنشاند پیکان پسین ناوک در پیشین سوفار منوچهری.


ناوک انداز

[وَ اَ] (نف مرکب) ناوک زن تیرانداز (از آنندراج) (بهار عجم) : نژادش ز افغان سپاهش هزار همه ناوک انداز و ژوبین گذارفردوسی به صندوق پیلان نهادند روی کجا ناوک انداز بود اندر اویفردوسی ابر میسره چل هزار دگر همه ناوک انداز پرخاشخرفردوسی ناوک اندازی و زوبین فکن و سخت...


ناوک زدن

[وَ زَ دَ] (مص مرکب) ناوک انداختن.


ناوک زن

[وَ زَ] (نف مرکب) ناوک انداز تیرانداز (از آنندراج) (بهار عجم) ناوک زننده : ناوک زنی چو غمزهء او در زمانه نیست جز جان من خدنگ بلا را نشانه نیست امیرخسرو (از فرهنگ نظام) دمد تیر و جهد زین نه سپر بی دست ناوک زن بر آن خاکی که پای...


ناوک سحری

[وَ کِ سَ حَ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کنایه از دعای بد و نفرین باشد که در آخرهای شب کنند (برهان قاطع) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) آه سحری : به صور نیمشبی درفکن رواق فلک به ناوک سحری برشکن مصاف قضا خاقانی رخنه گردان به ناوک سحری این معلق حصار...


ناو کفل

[وِ کَ فَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب)فاصلهء میان دو کفل [ اسب ] از جهت فربهی (آنندراج) رجوع به ناو شود : زین زر از گرمی او گشت حل چون عرقش ریخت ز ناو کفل میریحیی (از آنندراج).


ناوک قلبی

[وَ کِ قَ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کنایه از آه ته دلی باشد (برهان قاطع) (آنندراج) آهی که از ته قلب کشند (ناظم الاطباء) ||هجو را نیز گویند که در مقابل مدح است (برهان قاطع) (آنندراج) هجو مقابل مدح (ناظم الاطباء).


ناوکی

[وَ] (ص نسبی) منسوب به ناوک است رجوع به ناوک شود - تیر ناوکی؛ حظوه (تفلیسی) : اندام دشمنان تو از تیر ناوکی مانند سوک [ و ؟ ] خوشهء جو باد آژده شاکر بخاری (از حاشیهء فرهنگ اسدی نخجوانی) آن دیده را که در تو نظر دارد از حسد...


ناوگان

(اِ مرکب) مجموع کشتی های جنگی یک دولت را ناوگان گویند (لغت فرهنگستان).


ناوگران

[گَ] (اِخ) دهی است از دهستان ییلاق بخش حومهء شهرستان سنندج، در 31 هزارگزی شمال شرقی سنندج و 3 هزارگزی شمال شرقی آلی پینگ در جلگهء سردسیر واقع است و 270 تن سکنه دارد آبش از چشمه است محصولش غلات، شغل اهالی زراعت و ( گله داری و صنعت دستی...


ناوگردن

[وِ گَ دَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) فرورفتگی پشت گردن که بشکل ناو است رجوع به ناو شود.


ناو گروه

Escadrille [گُ] (اِ مرکب) در اصطلاح نیروی دریائی، دو یا سه دستهء کشتی( 1) (لغات فرهنگستان) ( 1) - این کلمه بجای اختیار شده و نظیر آن را در (نیروهای دیگرِ) ارتش تیپ گویند (لغات فرهنگستان) flottille.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید