نام طلب
[طَ لَ] (نف مرکب) طالب نام نامجو جویای نام که جویا و خواستار شهرت و آوازه است شهرت طلب.
نام طلبی
[طَ لَ] (حامص مرکب)نامجوئی شهرت طلبی طالب و خواستار شهرت و معروفیت و آوازه بودن.
نامطلوب
[مَ] (ص مرکب) طلب ناشده خواسته نشده ناخواسته || نامقبول ناپسند ناپسندیده.
نامطلوبی
[مَ] (حامص مرکب) نامقبولی مطلوب نبودن صفت نامطلوب رجوع به نامطلوب شود.
نامظنون
[مَ] (ص مرکب) که محل شک و گمان نیست که مورد ظن واقع نشده است.
نامعتبر
[مُ تَ بَ] (ص مرکب) بی اعتبار بی ارزش بی اساس نامستحکم نااستوار بی پا که معتبر و مقبول نیست که اعتبار و اعتمادی به آن نیست.
نامعتبری
[مُ تَ بَ] (حامص مرکب)بی اعتباری بی ارزشی نااستواری سستی و بی پائی بی اساسی معتبر نبودن صفت نامعتبر رجوع به نامعتبر شود.
نامعتدل
[مُ تَ دِ] (ص مرکب) چیزی که معتدل نباشد و زیاده از اندازه بود (ناظم الاطباء) نه به اندازه بی تناسب نامتناسب : و خلط های نامعتدل را اندر تن معتدل گرداند (ذخیرهء خوارزمشاهی ||) ناملایم مقابل معتدل || ناگوار نامطبوع که طبع نه پسندد :چون ( برنج بی شکر...
نامعتدلی
[مُ تَ دِ] (حامص مرکب) عدم اعتدال معتدل نبودن مقابل معتدلی.
نامعتمد
[مُ تَ مَ] (ص مرکب) آنکه قابل اعتبار و اعتماد نبود (ناظم الاطباء) نامعتبر مقابل معتمد.
نامعتمدی
[مُ تَ مَ] (حامص مرکب)بی اعتباری قابل اعتماد نبودن عدم امانت : خاک به نامعتمدی گشت فاش صحبت نامعتمدی گو مباشنظامی.
نامعجب
[مُ جِ] (ص مرکب) متواضع فروتن که مغرور و خودپسند نیست مقابل معجب : ای به ترجیح فخر نامعجب وی به عز کمال نامغرورمسعودسعد.
نامعدود
[مَ] (ص مرکب) بی حساب بی شمار ناشمار بیکران بی قیاس بی اندازه بسیار || ناشمرده (ناظم الاطباء) شمرده ناشده : من چه گویم که گر اوصاف جمیلت شمرند خلق آفاق، بماند طرفی نامعدودسعدی.
نامعذور
[مَ] (ص مرکب) که دارای عذر و بهانه ای نیست کسی که عذرش مقبول نیست.
نامعذوری
[مَ] (حامص مرکب) معذور و معفو نبودن.
نامعروف
[مَ] (ص مرکب) مجهول غیرمعروف نکره (ناظم الاطباء ||) ناخوب ناصواب ناپسندیده مذموم نکوهیده غیرمعروف مقابل معروف به معنی خوب و پسندیده و مقبول.
نامعروفی
[مَ] (حامص مرکب) گمنامی معروف نبودن صفت نامعروف.
نامعصوم
[مَ] (ص مرکب) آنکه بی گناه نیست.
نامعصومی
[مَ] (حامص مرکب) معصوم و بی گناه نبودن از لغزش و خطا مصون و برکنار نماندن مقابل معصومی رجوع به معصومی و معصومیت شود.
نامعفو
[مَ فُوو] (ص مرکب) آنکه مورد عفو واقع نشده است مجرم نابخشوده.
