نامشغول

[مَ] (ص مرکب) بی کار بی شغل || غافل بی خبر (ناظم الاطباء).


نام شکستگی

[شِ کَ تَ / تِ] (حامص مرکب) حالت و صفت نام شکسته : می تا نشکست روی اوباش در نام شکستگی نشد فاشنظامی.


نام شکستن

[شِ کَ تَ] (مص مرکب) نام کسی را شکستن؛ خوار و خفیف کردن او را : جفا زین بیش؟ کاندامم شکستی چو نام آور شدی نامم شکستینظامی با نام شکستگان نشستن نام من و نام خود شکستننظامی.


نام شکسته

[شِ کَ تَ / تِ] (ن مف مرکب) بدنام : زیر فلک نیست هیچ جنس و گر هست هست بنوعی ز دهر نام شکستهخاقانی با نام شکستگان نشستن نام من و نام خود شکستننظامی.


نامشگران

[مِ گَ] (اِخ) دهی است از دهستان میان جام بخش تربت جام شهرستان مشهد، در 17 هزارگزی جنوب غربی تربت جام و 3 هزارگزی جنوب راه مالرو عمومی تربت جام به بیزک در منطقهء کوهستانی معتدل هوائی واقع است و 2068 تن سکنه دارد آبش از قنات و محصولش غلات...


نامشمول

[مَ] (ص مرکب) در تداول، غیرشامل که شامل و دربردارندهء چیزی نیست || غیرمشمول مقابل مشمول رجوع به مشمول شود.


نامشه

[مِ شَ] (اِخ) از روستاهای طبرستان است فاصلهء آن تا ساری بیست فرسخ است (از معجم البلدان).


نامشهود

[مَ] (ص مرکب) نامرئی لایری ناپیدا نامحسوس ناپدید ناپدیدار نادیدنی مقابل مشهود رجوع به مشهود شود.


نامشهور

[مَ] (ص مرکب) گمنام ناشناخته غیرشناسا که سرشناس و معروف و مشهور نیست مقابل مشهور رجوع به مشهور شود.


نامشی

[ ] (اِخ) از دهات سوادکوه است رجوع به سفرنامهء مازندران و استرآباد ص 156 شود.


نامصحح

[مُ صَحْ حَ] (ص مرکب)تصحیح ناشده پرغلط مقابل مصحح رجوع به مصحح شود.


نامصرح

[مُ صَرْ رَ] (ص مرکب) مبهم تصریح ناشده ناواضح غیرقطعی غیرمسلم.


نامصقول

[مَ] (ص مرکب) صیقلی ناشده غیرمصقول صیقل ناخورده.


نامصمم

[مُ صَمْ مَ] (ص مرکب) بی تصمیم غیرعازم که مصمم در اجرای کاری نیست بی اراده.


نامصور

[مُ صَ وْ وَ] (ص مرکب)تصویرناشده شکل و صورت نایافته : اندر مشیمهء عدم از نطفهء وجود هر دو مصورند ولی نامصورندناصرخسرو.


نامصه

1) - نمص نمصاً الشعر او ) ( [مِ صَ] (ع ص) زن موی فرق و پیشانی چیننده دیگری را جهت زینت و آرایش (منتهی الارب)( 1 النبت؛ نتفه تنمصت المرأه؛ اخذت شعر جبینها لتنتفه (المنجد).


نامضبوط

[مَ] (ص مرکب) بند و بست ناشده ضبط ناشده پراکنده (ناظم الاطباء) بی تربیت بی سامان : چون این حرکات نامضبوط و این هذیانات نامربوط از وی ظاهر گشت، گمان بردم که جنون بر دل وی مستولی شده است (سندبادنامه ص 76 ||) سرکش گستاخ (ناظم الاطباء).


نامطبوع

[مَ] (ص مرکب) ناپسند ناگوار نامقبول ناخوش مکروه آنچه طبیعت از آن نفرت دارد بر خلاف طبیعت و درشت (ناظم الاطباء) ناخوشایند : لاجرم در بزرگی نامقبول و نامطبوعند (گلستان ||) بی رحم || بیقدر حقیر (ناظم الاطباء ||) به چاپ نارسیده که طبع نشده است چاپ نشده غیرمطبوع خطی.


نامطبوعی

[مَ] (حامص مرکب) صفت نامطبوع رجوع به نامطبوع شود.


نامطعون

[مَ] (ص مرکب) کسی که بر او ملامتی و طعنی وارد نیست مقابل مطعون رجوع به مطعون شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید