نام زدن

[زَ دَ] (مص مرکب) نام به زبان آوردن (ناظم الاطباء ||) نام کسی را زدن یا نام کسی را از دفتر زدن؛ بر نام او خط کشیدن او را فراموش کردن.


نام زده

[زَ دَ / دِ] (ن مف مرکب) موسوم نامیده شده رجوع به نام زدن شود.


نامزدی

[زَ] (حامص مرکب) نامزد بودن - جشن نامزدی؛ مراسمی که نامزد شدن پسر و دختر جوان را برپا کنند آئینی که پیش از ترتیب مجلس عقد برپای دارند و در آن زن و شوهر آینده حلقهء مخصوص نامزدی را به انگشت یکدیگر کنند و خود را به همسری یکدیگر مخصوص...


نامزروع

[مَ] (ص مرکب) کاشته نشده (ناظم الاطباء) ناکاشته ناکشته - زمین نامزروع؛ بائره : و همچنین زمین های بائر و نامزروع نپیماید ( (تاریخ قم ص 107.


نامزیدن

[مَ دَ] (مص منفی) ناچشیدن نامکیدن مقابل مزیدن رجوع به مزیدن شود.


نامزیدنی

[مَ دَ] (ص لیاقت) که ازدَرِ مزیدن نیست که مزیدن را نشاید.


نامزیده

[مَ دَ / دِ] (ن مف مرکب) ناچشیده مزیده ناشده.


نام زیر و زبر کردن

[رُ زِ بَ کَ دَ](مص مرکب) کنایه از محو و ناپدید کردن نام (بهار عجم) (از آنندراج) : نامهء معرب به کسر دشمن و فتح عجم کسر و فتحش کرده نام دشمنان زیر و زبر سلمان ساوجی (از آنندراج).


نامساعد

[مُ عِ] (ص مرکب) ناموافق ناسازوار (آنندراج) ناموافق کسی یا چیزی که مساعدت و همراهی نکند ضد مساعد (ناظم الاطباء) که یار و مساعد و موافق و همراه نیست کجرفتار ناهمراه مخالف ستیزه گر نادمساز ناهمراه مخالف ستیزه گر نادمساز ناهموار : زمانهء نامساعد را از این گونه بجز حجت...


نامساعدی

[مُ عِ] (حامص مرکب)نامساعد بودن ناسازگاری ناموافقی ناسازواری کجرفتاری ناهمواری همراهی و یاری و مساعدت نکردن : ( دل از کرشمهء ساقی بشکر بود، ولی ز نامساعدی بختش اندکی گله بود حافظ (دیوان چ قزوینی ص 146.


نامساوی

[مُ] (ص مرکب) نابرابر که مساوی و همسر و به یک مقدار و اندازه نباشند مقابل مساوی.


نامسئول

[مَ] (ص مرکب) غیرمسئول || خواسته ناشده سؤال و درخواست ناشده.


نامسبوق

[مَ] (ص مرکب) بی سابقه که مربوط به سابقه ای نیست || بی خبر بی اطلاع که از گذشتهء امری خبر ندارد که مطلع و محیط بر سوابق کاری نیست.


نام ستایش

نیز گویند رجوع به خرده اوستا ص 28 و 40 « دعای از پس نیایش ویشت » [سِ یِ] (اِ مرکب) از دعاهای زرتشتیان است و آن را شود.


نامستحسن

[مُ تَ سَ] (ص مرکب)ناشایسته مذموم ناپسند (ناظم الاطباء) ناخوب ناپسندیده مکروه ذمیمه || بدشکل قبیح زشت (ناظم الاطباء).


نامستحق

[مُ تَ حِق ق / حِ] (ص مرکب)آنکه سزاوار نباشد آنکه شایستگی و استحقاق نداشته باشد (ناظم الاطباء).


نام ستردن

[سِ تُ دَ] (مص مرکب) محو کردن پاک کردن زایل کردن : نام شب از صحیفهء ایام بسترد از رای تو اجازت اگر یابد آفتابانوری ما نام خود ز صفحهء دلها سترده ایم از دفتر جهان ورق باد برده ایمصائب - نام از جهان ستردن؛ اعدام محو کردن نیست و...


نامستعد

[مُ تَ عِ] (ص مرکب) بی استعداد احمق نادان (ناظم الاطباء) : استعداد بی تربیت دریغ است و تربیت نامستعد ضایع (گلستان) ||ناآماده غیرمهیا نابسیجیده که آماده و مستعد نیست.


نامستقیم

[مُ تَ] (ص مرکب) غیرمستقیم ناراست کج و معوج || نابسامان نااستوار که براه و بسامان نیست پریشان : دل چو کانون و دیده چون آتش کار نامستقیم و حال سقیمابوالعلاء.


نامستور

[مَ] (ص مرکب) آشکار ظاهر هویدا پیدا واضح صریح پدیدار غیرمستقر ناپوشیده لائح || عریان لخت برهنه.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید