نامکمل

[مُ کَمْ مَ] (ص مرکب) ناکامل تکمیل ناشده ناقص.


نامکیدن

[مَ دَ] (مص منفی) مقابل مکیدن رجوع به مکیدن شود.


نامکیدنی

[مَ دَ] (ص لیاقت) که مکیدنی نیست که از در مکیدن نیست که نتوان آن را مکید.


نامکیده

[مَ دَ / دِ] (ن مف مرکب)مکیده ناشده مقابل مکیده.


نام گذاران

[گُ] (اِ مرکب) جشن گذاران مراسمی که نام گذاری نوزاد را برپای کنند - شب نام گذاران؛ شبی که به جشن نام گذاران نوزاد مخصوص است، ششمین شب ولادت نوزاد را چون به تسمیه و نام گذاری او تخصیص دارد شب نام گذاران گویند.


نام گذاری

[گُ] (حامص مرکب) نام گذاشتن نام نهادن تسمیه - شب نام گذاری؛ ششمین شب تولد نوزاد را شب نامگذاری نوزاد گویند ||ترجمه (یادداشت مؤلف).


نام گذاشتن

[گُ تَ] (مص مرکب) اسم گذاشتن اسم چیزی را معین کردن (ناظم الاطباء) نامیدن تسمیه نام نهادن || کنایه از نام به یادگار گذاشتن (آنندراج) نام باقی گذاشتن نام از خود بجا گذاشتن.


نام گرداندن

[گَ دَ] (مص مرکب) نام تغییر دادن (از آنندراج) نام عوض کردن رجوع به نام تغییر دادن شود : ترسد که نام و ننگ به زشتی بدل کند یوسف به دور حسن تو گردانده نام را سنجر کاشی (از آنندراج).


نام گردانیدن

[گَ دَ] (مص مرکب)تغییر نام دادن اسم عوض کردن (ناظم الاطباء).


نام گرفتن

[گِ رِ تَ] (مص مرکب)شهرت یافتن مشهور و معروف شدن شهره گشتن نامی شدن : خدمت های پسندیده نمایند تا بدان زیاد نام گیرند (تاریخ بیهقی) امیر محمود گفته بود که مرد به هنر نام گیرد (تاریخ بیهقی) کس به غلط نام نگیرد (تاریخ بیهقی) زین حصار تو بنده نام...


نام گرفته

( [گِ رِ تَ / تِ] (ن مف مرکب)مشهور نامی معروف نامور سرشناس :گفتند مردی نام گرفته است (تاریخ بیهقی ص 412.


نام گستر

[گُ تَ] (نف مرکب) که نام خود را مشهور و معروف سازد که نام خویش در جهان بگسترد نامجو نام طلب : مبارزی ملکی نام گستری که بدو همی بنازد ایوان و مجلس و میدانفرخی || معروف (آنندراج) نامور نام آور.


نام گستردن

[گُ تَ دَ] (مص مرکب) عمل نام گستر || شهرت یافتن مشهور شدن به شهرت رسیدن.


نام گستریدن

[گُ تَ دَ] (مص مرکب)شهرت حاصل کردن (ناظم الاطباء) شایع شدن رواج یافتن مشهور گشتن : به خوبی ز تو گستریده ست نام به هر جایگاه و به هر انجمن فرخی (از آنندراج).


نام گم کردن

[گُ کَ دَ] (مص مرکب)فراموش کردن از یاد بردن ترک گفتن وانهادن : نه خاقانیم نام گم کن مرا که شد نام و ننگی که من داشتمخاقانی.


نامل

[مِ] (ع ص) سخن چین (منتهی الارب) (آنندراج) نمام (المنجد) (از اقرب الموارد).


ناملائم

[مُ ءِ] (ص مرکب) ناملایم رجوع به ناملایم شود.


ناملاطف

[مُ طِ] (ص مرکب) نامهربان که ملاطفت و نرمخوئی ندارد || بی ادب (ناظم الاطباء).


ناملایم

[مُ یِ] (ص مرکب) درشت (آنندراج) (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء) ناهموار ناموافق (ناظم الاطباء) که ملایم و موافق و سازگار نیست که سازگاری و توافق ندارد - ناملایم طبع؛ ناسازگار که سازگار و موافق طبع نیست که تحمل آن دشخوار است|| دشوار || زمخت خشن || مزاحم بازحمت (ناظم الاطباء...


ناملایمات

[مُ یِ] (اِ مرکب) جِ ناملایم سختی ها و دشواریهای زمانه (ناظم الاطباء) رجوع به ناملایم شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید