نال

(ع اِ) دهش (منتهی الارب) نیل عطاء (معجم متن اللغه) (اقرب الموارد) (المنجد) دهش عطاء (ناظم الاطباء (||) ص) رجل نال؛ مرد بسیارعطاء و جوانمرد (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) مرد بسیارعطاء (مهذب الاسماء) کثیرالنائل (معجم متن اللغه) جواد (اقرب الموارد) (المنجد) ج، انوال.


نال

(اِ)( 1) نای میان خالی (برهان قاطع) نی (انجمن آرا) نی میان تهی (غیاث اللغات) نی قصب (فرهنگ نظام) به معنی نی عموماً و نی میان تهی (از آنندراج) (بهار عجم) نی ضعیف و باریک (بهار عجم) نی میان خالی و کاواک نی زرد و باریک (ناظم الاطباء) نی میان...


نالاس

(اِخ) دهی است از دهستان ملکاری بخش سردشت شهرستان مهاباد، در 14 هزارگزی شمال سردشت و 3500 گزی مغرب جادهء شوسهء سردشت به مهاباد در منطقهء جنگلی و کوهستانی معتدل و هوای مالاریاخیزی واقع است و 109 تن سکنه دارد آبش از رودخانهء سردشت تأمین میشود محصولش غلات، توتون، مازوج...


نالان

(نف) (از: نال، نالیدن + ان، پسوند صفت فاعلی) (حاشیهء برهان قاطع چ معین) ناله کننده (برهان قاطع) (از آنندراج) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) حنان حنانه که می نالد که نالد که ناله کند : دلخسته و محرومم و پیخسته و گمراه گریان به سپیده دم و نالان به سحرگاه...


نالان

(اِخ) نام کوهی است میان شیراز و کازرون (برهان قاطع) (آنندراج) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء) : بشنزه در کازرون مالند و من ناله از شوقم به نالان میرسد بسحاق اطعمه.


نالان

(اِخ) محمدرضا (میرزا) ابن محمد عباس لکهنوئی، متخلص به نالان از شاعران قرن سیزدهم است و به روایت مؤلف صبح گلشن در قصبهء جایس از مضافات لکهنو مسکن داشته و از شاگردان میرزا قتیل شاعر بوده و به عهد جوانی درگذشته است او راست: تا کی به شب فراق سازم...


نالاندن

[دَ] (مص منفی) مقابل لاندن به معنی حرکت دادن و جنباندن و افتان و خیزان حرکت کردن رجوع به لاندن شود.


نالاندن

[دَ] (مص) به ناله داشتن (یادداشت مؤلف).


نالان شدن

[شُ دَ] (مص مرکب) نالیدن (ناظم الاطباء ||) مریض شدن رنجور و بیمار گشتن : چون به ری شد یکچندی نالان گشت چون از بیماری بهتر شد از آنجا برخاست و به کوفه آمد (ترجمهء طبری بلعمی) چرا بی ساز رفتن آمدستی دگر باره مگر نالان شدستی (ویس و رامین)...


نالان کردن

[کَ دَ] (مص مرکب) سبب نالیدن شدن (ناظم الاطباء).


نالان نالان

(ق مرکب) در حال نالیدن نال نالان افتان و خیزان با آه و ناله و زاری :این بیچارگک می آمد و می نالید تا نزدیک شهر رسیدم همچنین مادرش نالان نالان می آمد و دلم بر وی [ آهو ] بسوخت (تاریخ بیهقی ص 200 ) هر تیر که چون...


نالانی

(حامص) نالان شدن نالان بودن بیماری علت مرض درد رنجوری مریضی داء ناخوشی : ما را با خود برد و آن نواحی ضبط کرد و به ما سپرد و بازگشت به سبب نالانی و نزدیک آمدن اجل (تاریخ بیهقی) پدر خداوند امروز از ضعف و نالانی چنین است ( که...


نالانیدن

[دَ] (مص) به ناله واداشتن (یادداشت مؤلف ||) مریض کردن (یادداشت مؤلف) رجوع به نالاندن شود.


نالایق

[یِ] (ص مرکب) بی لیاقت (ناظم الاطباء) که قابلیت و لیاقت ندارد بی عرضه بی کفایت || ناقابل بی ارزش کم بها که لایق و [یِ] (ص مرکب) بی لیاقت (ناظم الاطباء) که قابلیت و لیاقت ندارد بی عرضه بی کفایت || ناقابل بی ارزش کم بها که لایق و...


نالایقانه

[یِ نَ / نِ] (ق مرکب) بطور عدم شایستگی و عدم سزاواری (ناظم الاطباء).


نالایقی

[یِ] (حامص مرکب) بی کفایتی بی لیاقتی بی عرضگی || قابل و لایق نبودن کم بهائی بی ارزشی || سزاوار نبودن درخورد و شایسته نبودن.


نالچیک

- ( (اِخ)( 1) از شهرهای اتحاد جماهیر شوروی و کرسی جمهوری خودمختار کاباردین است و بالغ بر 75000 نفر جمعیت دارد ( 1 Nalchik.


نالخشیدن

[لَ دَ] (مص منفی) نالغزیدن مقابل لخشیدن رجوع به لخشیدن شود.


نالخشیدنی

[لَ دَ] (ص لیاقت) که نمی لخشد که لغزیدنی نیست مقابل لخشیدنی.


نالرزاندن

[لَ دَ] (مص منفی) مقابل لرزاندن رجوع به لرزاندن شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید