ناگشادن

[گُ دَ] (مص منفی) نگشادن نگشودن از هم باز نکردن : بس است این طاق ابرو ناگشادن به طاقی با نطاقی وانهادننظامی مقابل گشادن رجوع به گشادن شود.


ناگشادنی

[گُ دَ] (ص لیاقت) نگشودنی بازناکردنی غیرقابل افتتاح || آشکارناکردنی غیرقابل ابراز واظهار مقابل گشادنی رجوع به گشادنی شود.


ناگشاده

[گُ دَ / دِ] (ن مف مرکب)بازناکرده بازناشده بسته وانشده : و بی گمان مباش که بند ناگشاده نماند (منتخب فارسنامه ص 8) و به هر شهرکی بردندی و خط بیاع بدان عرض کردندی بسود بازخریدندی ناگشاده چنانک وقت بودی که خرواری کازرونی بده دست برفتی ناگشاده (فارسنامهء ابن بلخی...


ناگشتن

[گَ تَ] (مص منفی) مقابل گشتن رجوع به گشتن شود.


ناگشتنی

[گَ تَ] (ص لیاقت) تبدیل ناپذیر تغییرنکردنی مقابل گشتنی.


ناگشته

[گَ تَ / تِ] (ن مف مرکب) نگشته نگردیده ناشده : همان چشمهء عنبر و عود و مشک دگر گنج کافور ناگشته خشکفردوسی ظاهرش دیدی سرش از تو نهان اوستا ناگشته بگشادی دکانمولوی || تغییرناکرده منقلب ناشده: شرابی ناگشته (یادداشت مؤلف).


ناگشودن

[گُ دَ] (مص منفی) نگشادن نگشودن ناگشادن باز ناکردن مقابل گشودن.


ناگشودنی

[گُ دَ] (ص لیاقت)بازناکردنی ناگشادنی غیرقابل افتتاح بازناشدنی || غیرقابل ابراز و اظهار ابراز ناکردنی فاش ناکردنی.


ناگشوده

[گُ دَ / دِ] (ن مف مرکب)نگشوده بازناکرده : به میم مدح زبان ناگشوده بر ممدوح بدل زده دل ممدوح را به چشمهء میم سوزنی || ناگشاده فتح ناشده تسخیرناشده به دست نیامده مقابل گشوده رجوع به گشوده شود.


ناگفتن

[گُ تَ] (مص منفی) نگفتن مقابل گفتن : سخن آنگه کند حکیم آغاز یا سرانگشت سوی لقمه دراز که ز ناگفتنش خلل زاید یا ز ناخوردنش بجان آیدسعدی چه گویم که ناگفتنم خوشتر است زبان در دهان پاسبان سر است؟ رجوع به گفتن شود.


ناگفتنی

[گُ تَ] (ص لیاقت) چیزی که سزاوار گفتن نباشد چیزی که نباید گفت و نمیتوان گفت (ناظم الاطباء) ناسزا لغو ناشایسته آنچه گفتن آن زشت و ناپسندیده است که گفتن را نشاید : نامردمی نورزی، ورزی تو مردمی ناگفتنی نگوئی، گوئی تو گفتنیمنوچهری که بیدار و باشرم و آهسته بود...


ناگفته

[گُ تَ / تِ] (ن مف مرکب)گفته نشده بیان نشده (از ناظم الاطباء) بر زبان نیامده اظهارناشده : بس که بر گفته پشیمان بوده ام بس که بر ناگفته شادان بوده امرودکی به ناگفته بر چون کسی غم خورد از آن به که بر گفته کیفر برداسدی آن به که...


ناگماردن

[گُ دَ ] (مص منفی) مقابل گماردن.


ناگماردنی

[گُ دَ] (ص لیاقت) که قابل گماردن و گماشتن نیست.


ناگمارده

[گُ دَ / دِ] (ن مف مرکب)نگمارده نگماشته غیرموکل.


ناگماریدن

[گُ دَ] (مص منفی) ناگماردن رجوع به ناگماردن شود.


ناگماشتنی

[گُ تَ] (ص لیاقت)ناگماردنی مقابل گماشتی.


ناگماشته

[گُ تَ / تِ] (ن مف مرکب)گماشته ناشده مقابل گماشته.


ناگمان

[گُ] (ق مرکب) بی گمان بی شک بی خیال بی شبهه || غیرمترقب نابیوسان.


ناگنج

[گُ] (نف مرکب) ناگنجنده : و در دل برادران مشفق ناگنج و در چشم یاران ناصح حقیر نماید (کلیله و دمنه) رجوع به ناگنجیده و ناگنجنده شود.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید