ناصیه سای

[یَ / یِ] (اِ مرکب) و ناصیه کوب مساجد (آنندراج) محل ناصیه به زمین سائیدن سجده گاه مسجد (|| نف مرکب) ناصیه کوب رجوع به ناصیه کوب شود.


ناصیه کوب

[یَ / یِ] (اِ مرکب) مساجد (از آنندراج) جای ناصیه به زمین کوفتن جای پیشانی به زمین سائیدن سجده گاه مسجد (|| نف مرکب) آنکه پیشانی خود را به زمین می مالد و فروتن و خاضع و متواضع و کسی که خود را پست و دون و حقیر می شمارد...


ناصیه کوبان

[یَ / یِ] (ق مرکب)سجده کنان در حالت پیشانی به زمین سائیدن : پای کوبان بحرم رفتم و عیبم کردند بر در دیر مغان ناصیه کوبان رفتم عرفی (ازآنندراج).


ناض

[ناض ض] (ع ص) درم و دینار نقدشده، یا آن درم و دینار است که عین گردد بعد از آنکه متاع باشد (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) کل ما تحول ورقا او عیناً (معجم متن اللغه) درهم و دینار است نزد اهل حجاز هنگامی که به عین تحول یابد بعد...


ناضب

[ضِ] (ع ص) دور (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) بعید (معجم متن اللغه) (مهذب الاسماء) خرق ناضب؛ بعید (اقرب الموارد) مکان ناضب؛ بعید (المنجد ||) غائر (از معجم متن اللغه) آب به زمین فرورفته نضب الماء؛ غار فی الارض (اقرب الموارد) غدیر ناضب؛ ذهب ماؤه (اقرب الموارد) (المنجد ||) چشم...


ناضج

[ضِ] (ع ص) گوشت پخته و میوهء رسیده (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) آنچه که رسیده و پخته است و خوردنش مطبوع باشد (از اقرب الموارد) نضیج (المنجد)( 1) رسیده، مقابل کال به معنی ناپخته و نارس ( 1) - نضج الثمر أو اللحم؛ ادرک و طاب اکله، فهو ناضج...


ناضح

[ضِ] (ع ص، اِ) باران مطر (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه) (المنجد ||) شتر آبکش (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) شتر یا گاو یا خری که بر آن آب کشند (معجم متن اللغه) استر آبکش (مهذب الاسماء) اشتر آبکش (اقرب الموارد) شتر، و اگرچه آبکش نباشد (معجم متن اللغه ||)...


ناضحه

[ضِ حَ] (ع ص، اِ) تأنیث ناضح است رجوع به ناضح شود || ماده شتر آبکش (ناظم الاطباء) سانیه (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (آنندراج) اشتر آبکش.


ناضد

[ضِ] (ع ص) آنکه متاع و کالا را روی هم می چیند (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد): نضد متاعه نضداً؛ بر روی هم نهاد رخت را (منتهی الارب).


ناضر

[ضِ] (ع ص) روی تازه و باآب و نیکو (منتهی الارب) روی تازهء با رونق و بهجت (ناظم الاطباء) حسن (اقرب الموارد) (المنجد): وجه ناضر؛ روئی تازه (مهذب الاسماء) تازه روی (زوزنی ||) ناعم (المنجد ||) سخت سبز (منتهی الارب) (اقرب الموارد) درخت سخت سبز (ناظم الاطباء) الاخضر شدیدالخضره (معجم...


ناضره

[ضِ رَ] (ع ص) تأنیث ناضر رجوع به ناضر شود || درخشنده تابان قوله تعالی :وجوه یومئذ ناضره؛ ای مشرقه (ناظم الاطباء).


ناضری

[ضِ] (ص نسبی) منسوب است به بنی ناضر (الانساب سمعانی).


ناضری

[ضِ] (اِخ) محمد بن ابومریم الناضری به روایت ابن ابی حاتم وی مولای بنی سلیم و سپس بنی ناضره است، وی از سعدبن مسیب روایت کرده است (از الانساب سمعانی).


ناضف

[ضِ] (ع ص) خادم (از معجم متن اللغه) (از اقرب الموارد) خدمتکار که خدمت کند کسی را || که همه را می آشامد: نضف ما فی الاناء؛ شربه جمیعه (معجم متن اللغه) نضف الفصیل نضفاً؛ همهء شیر پستان مکید شتر بچه (منتهی الارب) رجوع به نضف شود || رجل ناضف؛...


ناضل

[ضِ] (ع ص) بهادر غازی (ناظم الاطباء) غالب در نضال (المنجد) اسم فاعل از نضل است ج، نضال رجوع به نضل شود.


ناطائل

[ءِ] (اِ مرکب) به جای لاطایل به معنی دشنام و فحش و بی معنی در قرون اخیر معمول است (یادداشت مؤلف) رجوع به لاطایل شود.


ناطایل

[یِ] (اِ مرکب) ناطائل رجوع به ناطائل و لاطایل شود.


ناطب

[طِ] (ع اِ) پالونه (منتهی الارب) (آنندراج) پالونه ترش پالا (ناظم الاطباء) مصفاه (معجم متن اللغه ||) خرق المصفاه (اقرب الموارد) پاره های صافی ناطبه رجوع به ناطبه و نواطب شود ج، نواطب (|| ص) آنکه با سرپنجه به گوش کسی می نوازد سیلی زننده: نطبه نطباً؛ ضرب اذنه باصبعه...


ناطبه

[طِ بَ] (ع اِ) واحد نواطب است و آن جامه پاره ای است که در پالونه داخل کنند و بدان چیزها را صاف کنند (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب) خرق المصفاه پاره های صافی (معجم متن اللغه) (از المنجد) رجوع به نواطب شود.


ناطح

[طِ] (ع اِ) هرچه پیش آید از مرغ و وحش (منتهی الارب) (آنندراج) هرچه پیش آید شخصی را از مرغ و وحش (ناظم الاطباء) مقابل قعید آنچه از وحش و طیر که از پیش روی تو درآید (از اقرب الموارد) (از المنجد) مایستقبلک من امامک من الطیر و الظباء و...



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید