ناشایستگی

[یِ تَ / تِ] (حامص مرکب)عدم لیاقت (ناظم الاطباء) ناسزاواری نالایقی بی لیاقتی عدم کفایت لایق نبودن نااهلی.


ناشایسته

[یِ تَ / تِ] (ص مرکب) نالایق (آنندراج) نامناسب نالایق آنکه سزاوار و مستحق نباشد (ناظم الاطباء) که شایسته و لایق و درخور نیست || ناخلف نااهل ناسزاوار : گفت کار این پادشاهی دریاب و ضایع مکن تا نام پدران ما زنده گردد و ما را بد نگویند که ناشایسته...


ناشئه

[شِ ءَ] (ع ص) تأنیث ناشی ء رجوع به ناشی ء شود || الجاریه اذا شبت (المنجد) دختر که از حد صغر گذشته باشد (منتهی الارب (||) اِ) ناشئه اللیل؛ ساعت نخستین شب (صراح ||) برخاستن به شب (ترجمان علامهء جرجانی ص 97 ) الناشئه؛ القومه بعد النومه (المنجد).


ناشب

[شِ] (ع ص) مرد با تیر (منتهی الارب) (آنندراج) آنکه تیر با خود دارد الذی معه نشاب (معجم متن اللغه) مردی که دارای تیر باشد (ناظم الاطباء) صاحب تیر (المنجد) تیردار || تیرانداز (از معجم متن اللغه)( 1) رامی تیرانداز (المنجد ||) چسبنده و آویزان شونده (ناظم الاطباء) رجوع به...


ناشبه

[شِ بَ] (ع ص) تأنیث ناشب (المنجد) رجوع به ناشب شود || قومی که تیر می اندازند مفردش ناشب است (از معجم متن اللغه) گروه تیرانداز (ناظم الاطباء) الرماه بالنشاب (المنجد) تیرافکنان تیراندازان.


ناشبه المحال

[شِ بَ تُلْ مَ] (ع اِ مرکب)چرخ آبکشی (منتهی الارب) بکره و چرخ آبکشی (ناظم الاطباء).


ناشپاتی

(اِ) میوه ای است مشابه به امرود در زردی (آنندراج) (غیاث اللغات از فرهنگ فرنگ) امرود گلابی (ناظم الاطباء) : و در این چهار باغها میوه های الوان فراوان از ناشپاتی و بادام و فندق و گیلاس و عناب و هر میوه ای که در بهشت عنبرسرشت هست در (...


ناشتا

[شْ / شِ] (ص) ناهار را گویند که از بامداد باز چیزی نخوردن است (برهان قاطع)( 1) به معنی نهار که از دیرگاه چیزی نخورده باشد و آن را ناشتاب نیز گویند (انجمن آرا) کسی که از صبح چیزی نخورده باشد (فرهنگ نظام)( 2) گرسنه بودن یعنی نهار ماندن که...


ناشتائی

(اِ) هر چیزی که پس از مدتی چیز نخوردن و روزه گرفتن خورند (ناظم الاطباء) صبحانه ناهارشکن ناشتاشکن زیرقلیانی سلفه طعام مختصری که صبح با چای یا قهوهء رقیق خورند (|| حامص) روزه داری گرسنگی ناهاری (ناظم الاطباء) ناشتا بودن رجوع به ناشتا شود.


ناشتائی شکستن

[شْ / شِ کَ تَ] (مص مرکب) ناهاری کردن چیز اندک خوردن (ناظم الاطباء) ناشتائی خوردن صبحانه خوردن افطار کردن.


ناشتاب

[شْ / شِ] (ص، اِ) به معنی ناشتا و ناهار است که از صبح باز چیزی نخوردن باشد (برهان قاطع) : هرگه که عالمی را بینم به هر مراد جود تو سیر کرده و من ناشتاب تو مسعودسعد یا بپرسم که چه خوردی ناشتاب تو بگوئی نه شراب و نه...


ناشتاب

[شِ] (ص مرکب) بی شتاب آهسته شکیبا صابر صبور (ناظم الاطباء) ناشتابان آنکه درنگ می کند و شتاب نمی کند.


ناشتابان

[شِ] (ص مرکب) شکیبا که عجول و شتابان نیست مقابل شتابان رجوع به شتابان شود.


ناشتابی

[شِ] (حامص مرکب) آهستگی شکیبائی صبوری (ناظم الاطباء) شتاب نکردن عمل ناشتاب رجوع به ناشتاب شود.


ناشتاخورده

[خوَرْ / خُرْ دَ / دِ] (ن مف مرکب) کسی که ناهاری کرده باشد (ناظم الاطباء) ناشتائی خورده که ناشتائی خورده است رجوع به ناشتائی شود.


ناشتا شکستن

[شِ شِ کَ تَ] (مص مرکب) ناهار کردن اندک چیزی خوردن (آنندراج) (برهان قاطع) اندک چیزی خوردن (فرهنگ نظام) تسلیف تَلَمُّج تَلمیج افطار کردن.


ناشتاشکن

[شِ شِ کَ] (اِ مرکب) چاشت چیز اندکی که در بامداد خورند (ناظم الاطباء) ناشتائی صبحانه وِکاث سُلف دهن گیر لقمه الصباح : سینه از داغ ناشتاشکن است چاک تا روزی گریبان است درویش واله هروی (از آنندراج).


ناشتافتن

[شِ تَ] (مص منفی) نشتافتن مقابل شتافتن رجوع به شتافتن شود.


ناشتالب

[شِ لَ] (ص مرکب) گرسنه روزه دار که دیری است لب به خوراکی نزده زنگ دندان که صبحانه صرف نکرده است : ای ساقی الغیاث که بس ناشتالبم زآن می بده که دی به صبوحی چشیده ایم خاقانی.


ناشتامنش

[شِ مَ نِ] (ص مرکب)گرسنه چشم گداطبع حریص فرومایه : نان مخور پیش ناشتامنشان ور خوری جمله را به خان بنشاننظامی.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید