ناشخود

[شَ] (ن مف مرکب) بی خارش بی خراش بی نقصان بی ضرر (ناظم الاطباء) ناخراشیده شخوده ناشده سالم ناشخوده ناکاویده : مسیحی بشهر اندرون هرکه بود نماندند رخسارگان ناشخودفردوسی رجوع به ناشخوده شود || کسی که به مرض دریا گرفتار نشود و از انقلاب دریا آزرده و رنجور نگردد (ناظم...


ناشخودن

[شَ دَ] (مص منفی) نشخودن نخراشیدن مقابل شخودن، به معنی خراشیدن و خارانیدن و آسیب رساندن رجوع به شخودن شود.


ناشخودنی

[شَ دَ] (ص لیاقت) که قابل شخودن نیست که آن را نتوان شخود که نباید شخودش مقابل شخودنی.


ناشخوده

[شَ دَ / دِ] (ن مف مرکب)نشخوده ناشخود ناخراشیده آسیب خراش نادیده مقابل شخوده رجوع به شخوده و ناشخود شود.


ناشد

[شِ] (ع ص) طالب (معجم متن اللغه) منادی کننده طلب کننده (فرهنگ نظام) او را ناشد نامند به خاطر برداشتن آواز در طلب ( چیزی (از المنجد ||) شناساننده (فرهنگ نظام) (از معجم متن اللغه)( 1) معرف (المنجد ||) سوگندخورنده (فرهنگ نظام)( 2 و هو الناشد (معجم متن اللغه) (...


ناشدن

[شُ دَ] (مص منفی) نشدن مقابل شدن رجوع به شدن شود.


ناشدنی

[شُ دَ] (ص لیاقت) ناشو غیرممکن (آنندراج) (از فرهنگ فرنگ) محال ناممکن چیزی که مقدر نشده باشد (ناظم الاطباء) ممتنع نشدنی ناممکن مستحیل : اینها شدنی است آنچه آن ناشدنیست آن است که من ترا فراموش کنم فروغی بسطامی|| مقابل شدنی، به معنی رفتنی رجوع به شدن و شدنی شود.


ناشدون

[شِ] (ع ص، اِ) جِ ناشد در حالت رفعی کسانی که به آواز بلند شتر گم شده را جویند و آن را یابند و به صاحبش رسانند (از المنجد).


ناشده

[شُ دَ / دِ] (ن مف مرکب) نشده انجام نایافته || نرفته مقابل شده رجوع به شده شود : ای در جوال عشوه علی وار ناشده از حرص دانگانه به گفتار روزگارانوری.


ناشر

[شِ] (ع ص) آنکه بعد مردن زنده گردد (منتهی الارب) آنکه پس از مردن زنده می گردد (ناظم الاطباء): نشر الموتی؛ حیوا فهم ناشرون (المنجد) نشرالله المیت؛ احیاهُ و بعثه بعدالموت (معجم متن اللغه) رجوع به نشر شود || خوش بو دهنده (آنندراج) (غیاث اللغات ||) فاش کننده (غیاث اللغات)...


ناشر

[شِ] (اِخ) ابن تیم بن سملقه از مردم عک و جد یمانی است حصن ناشر در یمن بدو منسوب است و فرزندان وی که به ناشریون معروفند فقیهان زبید - بل سراسر یمن- هستند و خاندان ناشری از بزرگترین خاندانهای علم و فقه و صلاح است (از الاعلام زرکلی (...


ناشر

( [شِ] (اِخ) ابن حامدبن مغرب از بنی عک جدی جاهلی است وی جد مکاسعهء یمن است (الاعلام زرکلی چ 2 ج 8 ص 307.


ناشرات

[شِ] (ع اِ) بادهای تند (آنندراج) (غیاث اللغات) (منتخب اللغات) بادهائی که باران می آورند (ناظم الاطباء ||) ملائکه ای که رحمت خداوندی را منتشر کرده و آن را به همه جا می رسانند (ناظم الاطباء).


ناشرالاصغر

[شِ رُلْ اَ غَ] (اِخ) [ ال ] ابن عامربن ناشربن تیم قریهء معروف به ناشریه بدو منسوب است وی این قریه را در قسمت سفلای ( در یمن ] در اوایل قرن پنجم هجری بنا نهاد (از الاعلام زرکلی چ 2 ج 8 ص 307 ] « مور...


ناشروذ

[شِ] (اِخ) ناحیتی بوده است به سیستان مؤلف معجم البلدان آرد: ناشروذ و شراوذ، دو ناحیه است به سجستان که ذکر آن دو در (« ن» فتوح آمده است (از معجم البلدان ذیل حرف.


ناشره

[شِ رَ] (ع ص) تأنیث ناشر است رجوع به ناشر شود || زمینی که گیاه خشک شده رویاند (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج): الناشره من الارض؛ التی اهتز نباتها و استوت و رویت من المطر (معجم متن اللغه) زمینی که با فرارسیدن بهار گیاه رویاند || ارض ناشره؛ زمینی بلند...


ناشره

[شِ رَ] (ع اِ) پی درون و بیرون رش دست و بازو و یا رگ بازو، و پی درون ذراع یا بیرون آن ج، نواشر( 1) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء)( 2) رگ اندرون ساق دست (مهذب الاسماء) ( 1) - واحده النواشر و هی عصب الذراع من داخل و...


ناشره

[شِ رَ] (اِخ) قریه ای است در ناحیهء بجانه از بلاد اندلس رجوع به الحلل السندسیه ج 1 ص 180 شود.


ناشره

[شِ رَ] (اِخ) ابن سمی الیزنی المصری زمان پیغمبر اسلام را درک کرد وی از عمر و ابوعبید و جز آن دو روایت کند (از حسن ( المحاضره فی اخبار مصر و القاهره ص 107.


ناشری

[شِ] (ص نسبی) منسوب است به ناشر (الانساب سمعانی).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید