نازیست
- ( (اِخ)( 1) عضو حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان || آنکه به نازیسم معتقد است رجوع به نازیسم شود (املای فرانسوی) ( 1 Naziste.
نازیستن
[تَ] (مص منفی) نزیستن زندگی نکردن مردن نماندن زنده نماندن : چه خوش گفت لقمان که نازیستن به از سالها بر خطا زیستنسعدی.
نازیستنی
[تَ] (ص لیاقت) که ماندنی نیست که زنده ماندنی نیست که مردنی است رجوع به زیستن و زیستنی شود.
نازیسم
(اِخ)( 1) مرام و نظرات حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان که بنیان گذارش هیتلر بود رجوع به ناسیونال سوسیالیست شود || اصول - ( و نظرات اقتصادی و سیاسی این حزب رجوع به فاشیسم و ناسیونال سوسیالیسم در همین لغت نامه شود (املای فرانسوی) ( 1 Nazisme.
نازیک
(اِخ) دهی است از دهستان گچلرات بخش پلدشت شهرستان ماکو در 40 هزارگزی جنوب پلدشت و در محل تقاطع راه ارابه رو پلدشت به جادهء شوسهء ماکو، در دامنهء معتدل هوای مالاریاخیزی واقع است و 1091 تن سکنه دارد اهالی آن فارسی را به لهجهء ترکی تکلم می کنند آبش...
نازیل
(اِخ) یکی از دهستانهای کوچک بخش خاش شهرستان زاهدان است در شمال غربی خاش واقع و محدود است از طرف شمال به دهستان حومهء زاهدان و از مشرق به دهستان کوشه و از جنوب به دهستان اسگل آباد و از باختر به دهستان نصرت آباد منطقه ای است جلگه دارای...
نازیل
(اِخ) ده مرکزی دهستان نازیل بخش خاش شهرستان زاهدان است در 72 هزارگزی شمال غربی خاش بر کنار جادهء شوسهء زاهدان به خاش در ناحیه ای کوهستانی واقع است، هوایش گرم معتدل و مالاریاخیز است، 150 تن سکنه دارد اهالی فارسی را به لهجهء بلوچی تکلم می کنند آبش از...
نازیه
[یَ] (ع اِ) تیزی (منتهی الارب) حدت تیزی و تندی (المنجد) یقال: بقلبه نازیه؛ در دل او حدت و نشاطی است (اقرب الموارد) ||سرد( 1) (منتهی الارب ||) خطا در قول یا فعل بسبب خشم بادره (اقرب الموارد ||) کاسهء پهن دورتک (منتهی الارب) القصعه القریبه القعر (المنجد) (اقرب الموارد...
نازیه
[یَ] (اِخ) چشمه ای است نزدیک صفرا (منتهی الارب).
نازیه
[زی یَ] (اِخ) تلفظ عربی نازیسم است رجوع به نازیسم شود.
ناژ
(اِ) درخت کاج درخت صنوبر (برهان قاطع) (آنندراج) (از هفت قلزم) ناژ و نوژ و نشک درخت کاج باشد (از انجمن آرا) ناژ ناژو ناز نوژ نشک نوژن نوج که درختی است از نوع صنوبر و سرو بعضی ناژ را همان عرعر دانسته اند ازین بیت منوچهری شاید استنباط شود...
ناژاک
(اِخ)( 1) یکی از قصبات فرانسه است مرکز بخش آویرون است( 2) و 1771 تن جمعیت دارد معادن سرب و روی و نقره در اطراف Najac (2) - Aveyron - ( آن وجود دارد و خرابه های قلعهء معروف ناژاک نیز در نزدیکی آن واقع است ( 1.
ناژاک
1889 م) نویسندهء فرانسوی است، کمدیها و نمایشنامه ها و اوپرت های زیادی نوشته که معروفترین آنها عبارت - 1828) ( (اِخ)( 1 Najac, (emile de (2) - Beaute du diable (3) - Le - (1) ( است از: زیبائی شیطان( 2) و کاپیتن بیترلن( 3 capitaine Bitterlin.
ناژبن
1) - به معنی رامشگر است؟ (شمس ) ( [بُ] (اِ) لامشگر پشه دار (فرهنگ نظام، از جهانگیری) نارون رجوع به نارون شود( 1 اللغات).
ناژدن
[دَ] (مص منفی) نیاژدن مقابل آژدن.
ناژدنی
[دَ] (ص لیاقت) نیاژدنی مقابل آژدنی که درخور آژدن نیست.
ناژده
[دَ / دِ] (ن مف مرکب) نیاژده ناآژده مقابل آژده.
ناژرا
Najera (2) - Rio najerilla - ( [ژِ] (اِخ)( 1) یکی از شهرهای اسپانیاست در کنار ریوناژریا( 2) و 2700 تن جمعیت دارد ( 1.
ناژو
(اِ) ناجو درخت صنوبر( 1) (برهان قاطع) (آنندراج) (از هفت قلزم) (ناظم الاطباء) ناژ درخت کاج (فرهنگ نظام) : بدخواه تو چون ناژو( 2) بیند بهراسد پندارد کان ازپی او ساخته داریستفرخی چو بر ناژو سرایان گشت نازو به صحرا شد گرازان گور و آهو عبدالمجید (از آنندراج) رجوع به...
ناژوان
[ناژْ](اِخ) دهی است از دهستان ماربین بخش سدهء شهرستان اصفهان، در 10 هزارگزی جنوب شرقی سده، متصل به راه نجف آباد به اصفهان، در جلگهء معتدل هوائی واقع است و 478 تن سکنه دارد آبش از رودخانه و محصولش غلات و پنبه و تنباکو و میوه ( است مردمش به...
