میسره

[مَ سَ / سِ / سُ رَ] (ع اِمص)آسانی و سهولت. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه). آسانی. (آنندراج). || فراخی. (منتهی الارب). فراخ دستی. (دهار). || توانگری. (از متن اللغه) (از اقرب الموارد). توانگری و ثروت. (ناظم الاطباء). توانگری. (مهذب الاسماء) (ترجمان القرآن جرجانی ص97)...


میسره

[مَ سَ رَ] (ع اِ) میسره. سوی دست چپ. (ناظم الاطباء). طرف دست چپ. چپ. سوی چپ. سمت چپ. خلاف میمنه. (یادداشت مؤلف). || جناح چپ لشکر. (ناظم الاطباء). چپ لشکر. (مهذب الاسماء). یکی از ارکان خمسهء جیش در صف آرایی قدیم و چهار رکن دیگر عبارتند از: مقدمه، قلب،...


میسره دار

[مَ سَ رَ / رِ] (نف مرکب)فرماندهء چپ لشکر. میسره دارنده. دارندهء میسرهء سپاه. فرماندهء جناح چپ جیش. (از یادداشت مؤلف).


میسل

[سِ] (فرانسوی، اِ)(1) (اصطلاح گیاه شناسی) ملکولهای به هم پیوستهء چندی که ساختمان پروتیدها یا مواد سفیده مانند را تشکیل می دهند. (از گیاه شناسی گل گلاب ص7 و 10). رجوع به گیاهشناسی ثابتی ص38 و 76 شود.
(1) - Micelle.


میسم

[سَ](1) (ع اِ) داغ آهن. (ناظم الاطباء). آهن داغ. (منتهی الارب، مادهء وس م). داغ. || مکواه. آلت داغ. آهن که بدان داغ کنند. آنچه بدان داغ کنند. (یادداشت مؤلف). آنچه بدان اسب و جز آن را داغ کنند. (یادداشت مؤلف) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه). آهن داغ. (آنندراج)....


میسن

[] (اِ) میس. لوطوس یونانی. و رجوع به میس شود.


میسو

(اِ)(1) زاج اخضر. (یادداشت مؤلف). زاج کبود.
(1) - Missou.


میسور

[مَ] (ع مص) آسان کردن. (ناظم الاطباء). || آسان شدن، و در این صورت مصدر است بر وزن مفعول. (منتهی الارب) (غیاث). آسان گردیدن. سهل شدن. (یادداشت مؤلف). آسان شدن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار) :
که چنین دارو چنان ناسور را
هست درخور از پی میسور را.مولوی.
|| (ص) آسان شده. (یادداشت مؤلف)....


میسور

[مَ سو / می سُ] (اِخ)(1) ایالتی در جنوب هند به مساحت 192000 کیلومتر مربع که 2354700 تن سکنه دارد. مرکز آن بنگالور است. کارخانه های فراوان دارد و تقریباً تمام طلای هند از معادن میسور به دست می آید. سلسلهء شاهان قدیم میسور که در 1761 م. به دست...


میسور

[مَ سو / می سُ] (اِخ)(1) نام شهری در ایالت میسور، واقع در هند با 244323 تن سکنه. با خیابانها و پارکهای زیبا که قسمتی از دانشگاههای ایالت میسور در این شهر است.
(1) - Maissour, Mysore.


میسوراب

[مَ] (اِخ) دهی است از دهستان بیلوار بخش کامیاران شهرستان سنندج، واقع در 32هزارگزی شمال باختری کامیاران با 189 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج5).


میسورات

[مَ] (ع ص، اِ) جِ میسوره. کارهای آسان و دسترس. (ناظم الاطباء).


میسوره

[مَ رَ] (ع ص) مؤنث میسور. هر چیز سهل و آسان و دستیاب و دسترس.


میسوری

(اِخ)(1) مزری. بیست و چهارمین ایالت از ایالات متحدهء امریکا، واقع در مرکز ایالات متحده با 179791 کیلومتر مربع مساحت و 4319000 تن جمعیت. و آن محدود است از شمال به سرزمین پریری و از شمال غربی به رود میسوری و از مشرق به می سی سی پی و از...


میسوری

(اِخ) رودی به طول 4370 هزار گز در ایالات متحدهء امریکا که طویل ترین رود آن کشور و یکی از ریزابه های بزرگ می سی سی پی است که در 27هزارگزی سنت لوئیز بدان می پیوندد.


میسوسن

[مَ / مِ سَ] (اِ مرکب) (اصطلاح داروشناسی) (از می + سوسن که معرب آن به فک اضافه است و در فارسی نیز چنان متداول است) شراب السوسن. شربت سوسن. شراب سوسن. چیزی است مرکب از می و سوسن که زنان بدان سر شستندی. (یادداشت مؤلف). آب انگور که به...


میسون

[مَ] (ع ص) کودک خوش قامت نیکوروی. (منتهی الارب، مادهء م ی س) (آنندراج) (ناظم الاطباء).


میسون

[مَ] (اِخ) نام دختر بجدل، مادر یزیدبن معاویه بن ابی سفیان. (از ناظم الاطباء) (از یادداشت مؤلف) (از منتهی الارب). بنت بجدل الکلبی، زوجهء معاویه و مادر یزید. (از حبیب السیر چ سنگی ج2 ص241) (از العقدالفرید ج5 ص123 و 137 و 140 و 154) (از تاریخ الخلفاء ص137).


میسی

(اِ مرکب) می سوسن. مخفف می سوسن. (یادداشت مؤلف). رجوع به می سوسن شود.


میسی

(اِمص) نوازش کردن. (ناظم الاطباء).



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید