میسم
[سَ](1) (ع اِ) داغ آهن. (ناظم الاطباء). آهن داغ. (منتهی الارب، مادهء وس م). داغ. || مکواه. آلت داغ. آهن که بدان داغ کنند. آنچه بدان داغ کنند. (یادداشت مؤلف). آنچه بدان اسب و جز آن را داغ کنند. (یادداشت مؤلف) (از اقرب الموارد) (از متن اللغه). آهن داغ. (آنندراج). آهن داغ. ج، مواسم،میاسم. (مهذب الاسماء). || (اِمص) خوبی و زیبایی و جمال، گویند امرأه ذات میسم، ای ذات جمال. ج، میاسم (علی اللفظ) و مواسم (علی الاصل). (منتهی الارب). اثر زیبایی و خوبی. (از اقرب الموارد) (از متن اللغه). خوبی و زیبایی. (آنندراج). نیکویی. (مهذب الاسماء). || (اِ) علامت. (منتهی الارب). علامت و نشان. (ناظم الاطباء). || (ص) علامت دار و نشان دار. (از متن اللغه) (ناظم الاطباء). || رجل میسم؛ مردی که به خود علامت و نشانی قرار داده که بدان شناخته شود. (ناظم الاطباء). رجوع به میس و تحفه و مخزن الادویه شود.
(1) - ناظم الاطباء به فتح اول آورده که با توجه به مآخذ و معانی دیگر اشتباه است.
(1) - ناظم الاطباء به فتح اول آورده که با توجه به مآخذ و معانی دیگر اشتباه است.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
