میرانده

[دِهْ] (اِخ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد، واقع در 18هزارگزی شمال الیگودرز با 263 تن سکنه. آب آن از چاه و قنات و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج6).


میرانشاه

(اِخ) میرزاجلال الدین میرانشاه پسر سوم تیمور لنگ در سال 769 ه . ق. به دنیا آمد و در عهد پدر به فرمانروائی عراق و آذربایجان و دیاربکر و شام رسید. در اواخر کار تیمور دچار پریشانی مغز شد و با وجود این حال پس از مرگ پدر سه سال...


میران مبارک اول

[مُ رَ کِ اَوْ وَ] (اِخ)چهارمین از سلاطین خاندیش هند از 844 تا 861 ه . ق. (یادداشت مؤلف).


میران مبارک ثانی

[مُ رَ کِ] (اِخ)نهمین از سلاطین خاندیش هند از 942 تا 984 ه . ق. (یادداشت مؤلف).


میران محله

[مَ حَلْ لَ] (اِخ) دهی است از دهستان سیارستاق بخش رودسر شهرستان لاهیجان، واقع در 8هزارگزی جنوب خاوری رودسر با 93 تن جمعیت. آب آن از پلرود و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج2).


میران محمدشاه

[مُ حَمْ مَ] (اِخ)هشتمین از سلاطین خاندیش هند از 926 تا 942 ه . ق. (یادداشت مؤلف)


میران محمدشاه فاروقی

[مُ حَمْ مَ هِ] (اِخ) یازدهمین از سلاطین گجرات هند از خاندان خاندیش از 943 تا 944 ه . ق. (یادداشت مؤلف).


میرانندگی

[نَنْ دَ / دِ] (حامص) صفت و حالت میراننده. (از یادداشت مؤلف). رجوع به مردن و میراننده شود.


میراننده

[نَنْ دَ / دِ] (نف) نیست کننده. از میان برنده. متوفی [ مُ تَ وَفْفی ]. کشنده. (از یادداشت مؤلف). ممیت. (السامی فی الاسامی). مقابل محیی : بزرگ است و غالب، دریابنده است و قاهر و میراننده. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص316). گفت الهی.... آفریننده و زنده کننده و میراننده...


میرانه

[نَ / نِ] (ص نسبی، ق مرکب)امیرانه. همچون میران. همچون امیران. شاهانه. بمانند میران :
پیچیده یکی لاکی میرانه به سر بر
بربسته یکی گزلک ترکانه کمر بر.سوزنی.


میرانیدن

[دَ] (مص) میراندن. سبب مردن شدن و کشتن. (ناظم الاطباء). تمویت. توفی [ تَ وَ ف فی ] . (منتهی الارب). توفی الله تعالی؛ یعنی روح او را قبض کرد و میرانید خدای تعالی کسی را. (یادداشت مؤلف). اصعاق. (المصادر زوزنی). تمییت. (منتهی الارب). اماته. (ترجمان القرآن جرجانی) (دهار) (منتهی...


میرانیده

[دَ / دِ] (ن مف) مُتَوَفّی. (یادداشت مؤلف) رجوع به میراندن و میرانیدن شود.


میراو

(اِ مرکب) میراب. (ناظم الاطباء). میرآب که در عرف میربحر گویند. (آنندراج). و رجوع به میراب شود.


میراولی

[اِوْ] (اِخ) دهی است از دهستان جوانرود بخش پاوهء شهرستان سنندج، واقع در 44هزارگزی جنوب باختر پاوه. راه آن مالرو و صعب العبور است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج5).


میربار

(اِ مرکب)(1) رئیس تشریفات دربار. حاجب بار. آنکه مردم را برای آمدن به حضور پادشاه بار می دهد. (ناظم الاطباء). آن که مردم را بار دهد برای آمدن به حضور و این را در هندوستان داروغهء دیوانخانه گویند. (آنندراج) :
داری سپهر هفتم و جبریل معتکف
داری بهشت هشتم و ادریس میربار.
خاقانی.
رحمت...


میربازار

(اِخ) دهی است از دهستان پازوار بخش بابلسر شهرستان بابل، واقع در 12هزارگزی شمال بابل با 430 تن جمعیت. آب آن از چاه و رود است و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج3).


میربحر

[بَ] (اِ مرکب)(1) امیر بحر. (ناظم الاطباء). امیرالبحر. دریاسالار : از اعمال قبیحه اش یکی آنکه در الکاه کوه به تکلیف بورزه حاکم آنجا که میربحر بنادر فرنگ است مهر اشرف از سر کتابت پادشاه اسپانیه برداشته. (عالم آرای عباسی ج2 ص863). || مباشر باج و خراج بحری و مباشر...


میربحری

[بَ] (ص نسبی) منسوب به میربحر. آنچه به امیربحر نسبت دارد. || (اِ مرکب) باج و خراجی که در بندر از کشتیها می گیرند. (ناظم الاطباء).


میربخشی

[بَ] (اِ مرکب) رئیس ادای حقوق اجزای یک اداره. (ناظم الاطباء).


میربیر

(اِخ)(1) یاکوب (1791-1864 م.). آهنگساز آلمانی یهودی الاصل و نام واقعیش یاکوب لیبمان بیر(2) بود. در صورتهای مختلف موسیقی تصنیفاتی دارد ولی شهرت و موفقیتش در نوشتن اپرا بود. از اپراهای اوست: روبرت شیطان، پیغمبر آفریقایی و غیره. واگنر از او تأثیر برداشته است.
(1) - Miyer bir.
(2) - Jakob Liebmannbir.



با مهر شما، راه هموارتر می‌شود

 

اگر قافیه‌ها بر دل‌ات نشسته‌اند و نغمۀ این ابزار، لبخند به لبت نشانده... بدان که این تلاش، بی‌هیچ چشم‌داشتی رقم خورده؛ اما نسیم حمایت تو، ادامۀ راه را برای ما هموارتر خواهد کرد.

حمایت از ما

بازی ادبی بِیتاس

دانلود بازی ادبی بیتاس

💫 بیتاس، جایی که شعر، بازی و احساس در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

مشاهده و دانلود

ربات تلگرامی قافیه‌یاب

ربات قافیه‌یاب هم‌صدا، ابزاری کاربردی، رایگان و سریع در زمینه ادبیات فارسی برای جستجوی قافیه در تلگرام.

مشاهده ربات

قافیه‌یاب برای اندروید

با خرید نسخه اندرویدی قافیه‌یاب از کافه‌بازار یا مایکت از این پروژه ادبی حمایت کنید.

خرید از بازار خرید از مایکت

نرم‌افزار فرهنگ عروضی

فرهنگ عروضی هم‌صدا برای اندروید

فرهنگ لغت جامع عروض و قافیه با قابلیت وزن یابی.

گنجور

گنجور مجموعه‌ای ارزشمند از سروده‌ها و سخن‌رانی‌های شاعران پارسی‌گوی است که به صورت رایگان در اختیار همگان قرار گرفته است. برای مشاهده وب‌سایت گنجور اینجا کلیک کنید.

دریای سخن

نرم‌افزار دریای سخن کتابخانه‌ای بزرگ و ارزشمند از اشعار و سخنان شاعران گرانقدر ادب فارسی است که به حضور دوستداران شعر و ادب تقدیم می‌داریم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید