میربار
(اِ مرکب)(1) رئیس تشریفات دربار. حاجب بار. آنکه مردم را برای آمدن به حضور پادشاه بار می دهد. (ناظم الاطباء). آن که مردم را بار دهد برای آمدن به حضور و این را در هندوستان داروغهء دیوانخانه گویند. (آنندراج) :
داری سپهر هفتم و جبریل معتکف
داری بهشت هشتم و ادریس میربار.
خاقانی.
رحمت میربار جلال اوست و عزت پرده دار کمال او. (راحه الصدور راوندی).
گفته ای ای میربار قصهء شهری بشاه
حال غریبان بگوی نوبت ایشان رسید.
میرحسن دهلوی.
(1) - هم به اضافه و هم بدون اضافه خوانده شود.
داری سپهر هفتم و جبریل معتکف
داری بهشت هشتم و ادریس میربار.
خاقانی.
رحمت میربار جلال اوست و عزت پرده دار کمال او. (راحه الصدور راوندی).
گفته ای ای میربار قصهء شهری بشاه
حال غریبان بگوی نوبت ایشان رسید.
میرحسن دهلوی.
(1) - هم به اضافه و هم بدون اضافه خوانده شود.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
