میربحر
[بَ] (اِ مرکب)(1) امیر بحر. (ناظم الاطباء). امیرالبحر. دریاسالار : از اعمال قبیحه اش یکی آنکه در الکاه کوه به تکلیف بورزه حاکم آنجا که میربحر بنادر فرنگ است مهر اشرف از سر کتابت پادشاه اسپانیه برداشته. (عالم آرای عباسی ج2 ص863). || مباشر باج و خراج بحری و مباشر کشتیها. (ناظم الاطباء). داروغهء گذر دریا. (غیاث) (آنندراج).
(1) - هم به اضافه و هم بدون اضافه خوانده شود.
(1) - هم به اضافه و هم بدون اضافه خوانده شود.
درگاه به پرداخت ملت برای ووکامرس
اتصال فروشگاه شما به شبکه به پرداخت ملت برای پرداخت آنلاین سریع و مطمئن با تمامی کارتهای عضو شتاب
مشاهده جزئیات محصول
