استئخار
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیخار شود.
استئداء
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیداء شود.
استئداب
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیداب شود.
استئذان
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیذان شود.
استئراب
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیراب شود.
استئساء
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیساء شود.
استئساد
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیساد شود.
استئسار
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیسار شود.
استئصال
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیصال شود.
استئفاد
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیفاد شود.
استئفار
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیفار شود.
استئکال
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیکال شود.
استئلاک
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیلاک شود.
است الکلب
[اِ تُلْ کَ] (ع اِ مرکب)سختی. (مهذب الاسماء). رجوع به اِسْت شود.
است الکلبه
[اِ تُلْ کَ بَ] (ع اِ مرکب)سختی و بلا و امر منکر. (منتهی الارب). || قسمی بازی کودکان عرب که آنرا کجکجه نیز گویند. || لقیت منه است الکلبه؛ ناپسندی دیدم از وی. (منتهی الارب). رجوع به اِسْت شود.
استئماء
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیماء شود.
استئمار
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیمار شود.
استئماع
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیماع شود.
استئمام
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیمام شود.
استئمان
[اِ تِءْ] (ع مص) رجوع به استیمان شود.
